دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۷۱۰

عطار
ای لبت حقهٔ گهر بسته دهنت شور در شکر بسته
طوطیان خط تو پیش شکر بال بگشاده و کمر بسته
خطت از پستهٔ تو بر رستهٔ است هست بر رستهٔ تو بر بسته
زان خط سبز بر رخ زردم خون دل جمله چون جگر بسته
عاشق از جان به صد هزاران دل در تو هر دم دلی دگر بسته
هر که از تو کشیده مویی سر دستش از موی باز بر بسته
به شکرخنده بر دهان بگشا که گره کس ندید بر بسته
تا به کی همچو حلقه بر در تو سر زنم دایم و تو در بسته
نظری کن دلم مسوز که هست کار جانم در آن نظر بسته
کمترم سوز اگر نه فاش کنم مکر تو چند مکر سربسته
چشم عطار سیل بگشاده دل ز هجر تو در خطر بسته

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل از منظر سبک‌شناختی در شمار آثار کلاسیک عرفانی-غنایی جای می‌گیرد که در آن شاعر با زبانی سرشار از تصویرسازی‌های مرسوم دوره‌ی خود، به بیان اشتیاق و بی‌قراری عاشق در برابر معشوقِ بی‌اعتنا می‌پردازد. فضا، فضای سوز و گداز عاشقانه‌ای است که در آن معشوق با چهره‌ای آراسته و دلربا، راه بر عاشق بسته و او را در انتظار و حیرت رها کرده است.

نگاه شاعر در اینجا نه صرفاً زمینی، بلکه تلفیقی از ستایش زیبایی ظاهری و در عین حال گلایه از بی‌وفایی و دوری‌گزینی یار است. این غزل بازتاب‌دهنده‌ی تقابل همیشگی میانِ «عاشقِ طالب» و «معشوقِ مطلوبِ دوردست» است که در قالب استعاره‌های بدیع بیان شده است.

معنای روان

ای لبت حقهٔ گهر بسته دهنت شور در شکر بسته

لبت مانند جعبه‌ای است که مرواریدها (دندان‌ها) را در خود نهان کرده و دهانت با شیرینیِ بیش از حد، شور و غوغایی در عالم شکر به پا کرده است.

نکته ادبی: حقه گهر استعاره از دهان و دندان است که زیبایی و درخشش آن را تداعی می‌کند.

طوطیان خط تو پیش شکر بال بگشاده و کمر بسته

طوطیان (عاشقان و یا زیبایی‌جویان) برای رسیدن به شیرینیِ لب‌های تو، آماده و کمر همت بسته و بال گشوده‌اند.

نکته ادبی: طوطی در ادبیات کلاسیک نمادِ طالبِ شکر و شیرینی است که در اینجا به معنایِ مشتاقانِ معشوق به‌کار رفته است.

خطت از پستهٔ تو بر رستهٔ است هست بر رستهٔ تو بر بسته

خط و موهای نوخواسته‌ی صورت تو از دهان پسته مانندت روییده است و گویی تمام هستی بر این ردیف و پیوند میان خط و لب تو گره خورده است.

نکته ادبی: جناس و بازی زبانی میان واژگان رسته و بسته برای القای پیچیدگی روابط اجزای چهره معشوق است.

زان خط سبز بر رخ زردم خون دل جمله چون جگر بسته

به خاطر آن خط سبزِ (مویِ نوآمده) بر صورتت، چهره‌ی زردِ من از اندوهِ دوری تو، همچون جگر خون‌فشان شده است.

نکته ادبی: خون دل خوردن کنایه از رنج کشیدن و غمگین بودن است که با رنگ جگر همسان‌سازی شده است.

عاشق از جان به صد هزاران دل در تو هر دم دلی دگر بسته

عاشق با تمام جان و هزاران دل، پیوسته و لحظه‌به‌لحظه دلی دیگر به تو می‌بندد و دلباخته‌تر می‌شود.

نکته ادبی: مبالغه در عاشقی برای نشان دادن عمق دلبستگی عاشق به معشوق است.

هر که از تو کشیده مویی سر دستش از موی باز بر بسته

هر کس که سعی کرده مویی از سر تو (یا از آن خط صورتت) برگیرد، خود چنان اسیر و گرفتار آن شده که دستش از کار افتاده است.

نکته ادبی: کشیدن مو در اینجا کنایه از تلاش برای وصال یا لمس زیبایی معشوق است که خود موجب گرفتاری می‌شود.

به شکرخنده بر دهان بگشا که گره کس ندید بر بسته

با خنده‌ای شیرین دهان بگشا و سخن بگو، زیرا کسی ندیده است که دهانِ معشوقی چنین گره‌خورده و خاموش باقی بماند.

نکته ادبی: شکرخنده ترکیب زیبایی است که دهان معشوق را سرچشمه شیرینی و خنده می‌داند.

تا به کی همچو حلقه بر در تو سر زنم دایم و تو در بسته

تا چه زمانی باید مانند حلقه‌ی در، دائم بر درِ خانه‌ی تو بکوبم در حالی که تو همچنان در را به روی من بسته‌ای؟

نکته ادبی: حلقه در نمادِ کسی است که در انتظار اجازه‌ی ورود و وصالِ یار پشت در مانده است.

نظری کن دلم مسوز که هست کار جانم در آن نظر بسته

نگاهی به من بینداز و دلم را مسوزان، چرا که تمامِ هستی و کار جانِ من به آن یک نگاهِ تو وابسته است.

نکته ادبی: کار جان، استعاره از حیات و بقایِ روح و روان عاشق است که به نگاه معشوق گره خورده است.

کمترم سوز اگر نه فاش کنم مکر تو چند مکر سربسته

مرا کمتر بسوزان و آزار بده، وگرنه من هم رازها و مکر‌های پنهان تو را برملا و فاش خواهم کرد.

نکته ادبی: مکر سربسته اشاره به ترفندها و بازی‌های دلبرانه‌ای دارد که معشوق برای فریفتن عاشق به کار می‌بندد.

چشم عطار سیل بگشاده دل ز هجر تو در خطر بسته

چشم‌های عطار از شدت گریه مانند سیل جاری شده و دلش به خاطر دوری از تو در خطر و اندوه گرفتار است.

نکته ادبی: تخلص شاعر در بیت پایانی که در آن احساسات شخصی خود را در قالب سیل اشک بیان می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره حقه گهر

استعاره از دهان که دندان‌ها را همچون مروارید در خود جای داده است.

جناس و ایهام رسته/بسته

بازی با کلمات برای نشان دادن پیوستگی و در هم تنیدگی اجزای صورت معشوق.

نمادگرایی حلقه بر در

نمادِ عاشقِ منتظر و صبوری که پشت درگاهِ معشوق مانده است.

مبالغه هزاران دل

برای نشان دادن شدت و کثرت دلبستگی عاشق به معشوق.