دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۶۹۹

عطار
ای دو عالم یک فروغ از روی تو هشت جنت خاک بوس کوی تو
هر دو عالم را درین چاه حدوث تا ابد حبل المتین یک موی تو
هر دو عالم گرچه عالی اوفتاد یک سر موی است پیش روی تو
در رهت تا حشر دو سرگشته اند روز رومی و شب هندوی تو
بس که بر پهلو بگردید آفتاب تا شود یک ذره هم زانوی تو
پس برفت و دید و روی آن ندید کو نهد از بیم گامی سوی تو
آفتاب آخر چه سنجد چون دو کون ذره است آنجا که آید روی تو
چون شکستی چرخ گردان را کمان کی تواند گشت هم بازوی تو
جان خود از اندیشهٔ تو محو گشت چون شود اندیشه هم پهلوی تو
حقهٔ گردون چرا پر لولوی است از فروغ حقهٔ لولوی تو
صد هزاران جادوان را صف شکست یک مژه از نرگس جادوی تو
همچو ابروی تواش چشمی رسید چشم هر که افتاد بر ابروی تو
شعر بس نیکو از آن گوید فرید کو بسوخت از روی بس نیکوی تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از تفکر عرفانی در بابِ عظمت مطلقِ خداوند و حقارتِ هستی در برابر جمالِ اوست. شاعر با استفاده از تصاویرِ کیهانی و مقایسه‌های اغراق‌آمیز، در پیِ نشان‌دادنِ این نکته است که تمامِ آفریده‌ها، از خورشید و آسمان گرفته تا دو عالم، در برابرِ یک جلوه از جمالِ معشوق، ناچیز و سرگشته‌اند.

فضای حاکم بر این ابیات، سرشار از حیرت، ستایش و اعتراف به عجزِ عقل و ادراکِ بشری در برابر شکوهِ بی‌کرانِ معشوق است. شاعر به خوبی نشان می‌دهد که عشق، فراتر از اندیشه است و هر چه در عالم است، تنها پرتوی از فروغِ حقیقتِ معشوق محسوب می‌شود.

معنای روان

ای دو عالم یک فروغ از روی تو هشت جنت خاک بوس کوی تو

تمام هستی در برابر نور چهره تو، تنها جلوه‌ای ناچیز است و بهشت‌های هشت‌گانه در برابر بزرگی تو، همچون غباری در کوی تو هستند.

نکته ادبی: استفاده از عدد هشت برای بهشت، اشاره‌ای است به عقاید کلامی و قرآنی درباره مراتب بهشت.

هر دو عالم را درین چاه حدوث تا ابد حبل المتین یک موی تو

در این عالمِ مادی که همچون چاهی عمیق است، تنها ریسمان نجات و تکیه‌گاه محکم، رشته‌ای از موی توست.

نکته ادبی: حبل‌المتین اصطلاحی قرآنی است که به معنای ریسمان محکم الهی به کار می‌رود.

هر دو عالم گرچه عالی اوفتاد یک سر موی است پیش روی تو

اگرچه هر دو جهان بسیار باشکوه و عالی به نظر می‌رسند، اما در برابر عظمت روی تو، به اندازه یک مو هم ارزش ندارند.

نکته ادبی: اغراق در کمال بی‌ارزشیِ دنیا در مقایسه با جمال مطلق حق.

در رهت تا حشر دو سرگشته اند روز رومی و شب هندوی تو

شب و روز (که به استعاره رومی و هندو خوانده شده‌اند) در مسیر رسیدن به تو تا روز قیامت سرگردان و حیران هستند.

نکته ادبی: رومی به معنای سفید و روشن (روز) و هندو به معنای سیاه (شب) به کار رفته است.

بس که بر پهلو بگردید آفتاب تا شود یک ذره هم زانوی تو

خورشید در تمام این دوران‌ها بسیار تلاش کرده و بر گردون چرخیده است تا شاید بتواند گوشه‌ای از عظمت تو را دریابد.

نکته ادبی: استعاره از کثرت و طولانی بودن جستجوی خورشید.

پس برفت و دید و روی آن ندید کو نهد از بیم گامی سوی تو

با این حال، خورشید به جستجو رفت و تو را دید اما به دلیل هیبت و بزرگی تو، جرأت نزدیک شدن و گام نهادن به سوی تو را نیافت.

نکته ادبی: نشان‌دهنده کمالِ بزرگی معشوق که حتی خورشید را به ترس واداشته است.

آفتاب آخر چه سنجد چون دو کون ذره است آنجا که آید روی تو

خورشید در برابر دو جهان چه ارزشی دارد؟ هنگامی که دو جهان در برابر چهره تو همچون ذره‌ای ناچیز هستند، خورشید که جای خود دارد.

نکته ادبی: استفاده از تمثیل برای بیان کوچک بودنِ اجرام سماوی در برابر ذات حق.

چون شکستی چرخ گردان را کمان کی تواند گشت هم بازوی تو

وقتی که قدرت تو چرخ گردون را در هم می‌شکند و بر آن چیره می‌شود، هیچ چیز نمی‌تواند همتراز و هم‌ردیف تو باشد.

نکته ادبی: شکستنِ کمانِ چرخ گردون کنایه از ناتوانیِ فلک در برابر اراده الهی است.

جان خود از اندیشهٔ تو محو گشت چون شود اندیشه هم پهلوی تو

جان من در اندیشه رسیدن به تو از بین رفت و محو شد؛ چگونه ممکن است فکر و اندیشه بشری با تو برابر یا در کنار تو باشد؟

نکته ادبی: اشاره به ناتوانی عقل در درکِ ذاتِ معشوق.

حقهٔ گردون چرا پر لولوی است از فروغ حقهٔ لولوی تو

اگر آسمان پر از ستارگان درخشان است، به خاطر نور تابانی است که از صندوقچه گوهرینِ زیبایی‌های تو ساطع می‌شود.

نکته ادبی: حقّه لولو به معنای جعبه جواهر است که نمادِ منشأ درخشش ستارگان است.

صد هزاران جادوان را صف شکست یک مژه از نرگس جادوی تو

یک نگاه از چشمان سحرآمیز و زیبای تو، تمام جادوها و افسون‌های عالم را باطل می‌کند و قدرت آن‌ها را در هم می‌شکند.

نکته ادبی: نرگس جادو استعاره از چشمان زیبای معشوق است که قدرتِ افسون‌گری دارد.

همچو ابروی تواش چشمی رسید چشم هر که افتاد بر ابروی تو

هر کسی که ابروی کمانی تو را دید، مانند آن ابرو خمیده و در پی یافتن راه، حیران و سرگشته شد.

نکته ادبی: ایهامِ زیبایی بینِ خمیدگی ابرو و خمیدگیِ قدِ عاشق.

شعر بس نیکو از آن گوید فرید کو بسوخت از روی بس نیکوی تو

فرید چنین اشعار زیبایی می‌گوید، چرا که از آتشِ عشقِ به رویِ دل‌انگیز و زیبای تو سوخته است.

نکته ادبی: تخلصِ شاعر و اشاره به سوزِ درونیِ ناشی از عشق.

آرایه‌های ادبی

اغراق هشت جنت خاک بوس کوی تو

بزرگ نشان دادن مقام معشوق با کوچک‌شماری تمام بهشت‌ها در برابر او.

استعاره چاه حدوث

دنیا به چاهی عمیق تشبیه شده که انسان در آن گرفتار است.

تضاد و استعاره روز رومی و شب هندو

استفاده از استعاره برای نشان دادن تضاد و تقابل شب و روز.

تلمیح حبل المتین

اشاره به آیه قرآن در مورد ریسمان محکم الهی.

تشبیه نرگس جادو

چشم معشوق به نرگس تشبیه شده که صفتِ جادوگر دارد.