دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۶۹۶

عطار
ای جهانی پشت گرم از روی تو میل جان از هر دو عالم سوی تو
صد هزاران آدمی را ره بزد مردم آن نرگس جادوی تو
لاابالی وار خوش بر خاک ریخت آب روی عاشقان ابروی تو
سر برون کن تا ببینی عالمی هر یکی را شیوه ای در کوی تو
دست دور از روی تا پروانه وار پای کوبان جان دهم بر روی تو
ترکتازی کن بتا بر جان و دل تا شوم از جان و دل هندوی تو
هر شبی وقت سحر عطار را عطر جان آید نصیب از موی تو

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تجلی‌گاه شوریدگی و سرسپردگی عاشق در برابر معشوق است که در آن شاعر با زبانی سرشار از ستایش، از نفوذ بی‌بدیل جمال معشوق بر عالم سخن می‌گوید. فضا، فضایِ یک دلدادگی عمیق و فارغ از قید و بندهای دنیوی است که در آن، عاشق برای رسیدن به وصال، از جان و آبروی خویش می‌گذرد.

درونمایه اصلی این اثر، ستایش قدرتِ سحرانگیزِ زیبایی معشوق است که چگونه عقل و جان آدمی را به یغما می‌برد. شاعر با بهره‌گیری از مضامین عرفانی، جایگاهِ عاشق را در مرتبه بندگی و تسلیم محض تصویر می‌کند که در هر لحظه در پیِ نشانی از معشوق است.

معنای روان

ای جهانی پشت گرم از روی تو میل جان از هر دو عالم سوی تو

ای کسی که تمام هستی از دیدار تو قوت و تکیه‌گاه می‌گیرد، تمام توجه و میل جان من، به دور از دلبستگی‌های دنیا و آخرت، تنها به سوی توست.

نکته ادبی: پشت‌گرم بودن کنایه از تکیه داشتن و قوت قلب گرفتن است.

صد هزاران آدمی را ره بزد مردم آن نرگس جادوی تو

چشم‌های جادوگر و دلربای تو، عقل و هوش صدها هزار انسان را ربوده و آنان را حیران و سرگشته‌ی خود کرده است.

نکته ادبی: نرگس در ادبیات کلاسیک نماد چشم است که به دلیل افتادگی پلک و زیبایی به آن تشبیه می‌شود.

لاابالی وار خوش بر خاک ریخت آب روی عاشقان ابروی تو

کمان ابروی تو، بی‌پروا و بی‌اعتنا، آبرو و حیثیت عاشقان را همچون آبی بر زمین ریخته و آنان را رسوای خاص و عام کرده است.

نکته ادبی: آب‌رو در اینجا ایهام دارد: هم به معنای حیثیت و اعتبار و هم بازی با کلمه آب که به زمین ریخته شده است.

سر برون کن تا ببینی عالمی هر یکی را شیوه ای در کوی تو

چهره برون آر و خود را نشان ده تا ببینی که چگونه در کوی و برزن تو، هر کسی به شیوه‌ای خاص و با اشتیاقی متفاوت به دنبال توست.

نکته ادبی: سر برون کردن کنایه از جلوه‌گری و آشکار شدن است.

دست دور از روی تا پروانه وار پای کوبان جان دهم بر روی تو

ای کاش یا از من دور شوی که در هجرانت بسوزم، و یا نزدیک شوی که همچون پروانه‌ای که خود را به آتش می‌زند، جانم را فدای جمال تو کنم.

نکته ادبی: پروانه‌وار تشبیهی است برای بیان فنا شدن عاشق در معشوق.

ترکتازی کن بتا بر جان و دل تا شوم از جان و دل هندوی تو

ای معشوق زیباروی، همچون پادشاهی فاتح بر جان و دل من بتاز و حکومت کن تا من در برابر این لطف تو، بنده و مطیعِ حلقه به گوش تو باشم.

نکته ادبی: ترک‌تازی کنایه از قدرت‌نمایی و غلبه کردن است و هندو نماد غلام سیاه و بنده است.

هر شبی وقت سحر عطار را عطر جان آید نصیب از موی تو

هر شب هنگام سپیده‌دم، رایحه و بوی خوش گیسوی تو، چون عطری جان‌بخش به مشام عطار می‌رسد و او را زنده می‌کند.

نکته ادبی: عطار تخلص شاعر است و عطر جان استعاره از آرامش و حیات معنوی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره نرگس جادو

استعاره از چشم‌های فریبنده و دلربای معشوق که عقل را می‌رباید.

کنایه ره زدن

کنایه از غارت کردن دل و هوش و قرارِ عاشق.

آرایه ادبی پروانه‌وار

تشبیه عاشقِ بی‌قرار به پروانه‌ای که در آتشِ شمعِ وجود معشوق خود را فدا می‌کند.

ایهام آبِ رو

اشاره به دو معنای حیثیت و اعتبار، و همچنین جاری شدنِ آب به روی زمین.

نمادگرایی هندو

نمادی از بنده و غلامِ سیاه‌موی که در خدمت و اطاعتِ کاملِ پادشاه است.