دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۶۴۴

عطار
عاشقی چیست ترک جان گفتن سر کونین بی زبان گفتن
عشق پی بردن از خودی رستن علم پی کردن از عیان گفتن
رازهایی که در دل پر خون است جمله از چشم خون فشان گفتن
به زبانی که اشک خونین راست قصهٔ خون یکان یکان گفتن
همچو پروانه پیش آتش عشق حال پیدای خود نهان گفتن
عاشق آن است کو چو پروانه می تواند به ترک جان گفتن
شیر چون می گریزد از آتش شیر پروانه را توان گفتن
راهرو تا به کی بود سخنت برتر از هفت آسمان گفتن
کم نه ای از قلم ازو آموز ره سپرده سخن روان گفتن
کار کن زانکه بهتر است تو را کار کردن ز کاردان گفتن
جان به جانان خود ده ای عطار چند از افسانهٔ جهان گفتن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این مجموعه ابیات، تعریفی بنیادین از مفهوم عشق در عرفان اسلامی به دست می‌دهد. شاعر با عبور از ظاهر کلام و نظریات انتزاعی، عشق را نه یک گفتار، بلکه یک رفتار وجودی می‌داند که هسته مرکزی آن ایثار جان و گذشتن از «خودی» (نفسانیت) است.

فضا و لحن حاکم بر این اشعار، سرزنش‌گرانه نسبت به کسانی است که تنها به سخنوری و علم‌فروشی اکتفا کرده‌اند و شاعر، مخاطب را به عملی کردنِ عشق، تجربه‌ی درونیِ رنج (به عنوان کمال‌بخش) و تسلیمِ جان در برابر محبوب فرا می‌خواند تا از بند افسانه‌های پوچِ دنیوی رها شود.

معنای روان

عاشقی چیست ترک جان گفتن سر کونین بی زبان گفتن

عاشقی یعنی گذشتن از جان خود و درک کردن اسرار هر دو جهان بدون نیاز به زبان و کلام؛ چرا که حقیقت متعالی در سکوتِ مطلق درک می‌شود.

نکته ادبی: ترکِ جان، کنایه از رها کردنِ دلبستگی‌های دنیوی و نفسانی است.

عشق پی بردن از خودی رستن علم پی کردن از عیان گفتن

عشق، یافتنِ راهِ حقیقت از طریق رهایی از منیّت است، اما دانشِ ظاهری (علم)، صرفاً توصیفِ چیزهایی است که دیده می‌شوند و جنبه‌ی بیرونی دارند.

نکته ادبی: خودی به معنای وجود شخصی یا همان نفس اماره است.

رازهایی که در دل پر خون است جمله از چشم خون فشان گفتن

رازهای عمیق و دردآلودی که در دلِ رنج‌دیده نهفته است، تنها از طریق چشمانی که اشک خونین می‌بارند، قابل بازگو کردن است.

نکته ادبی: چشم خون‌فشان کنایه از غلبه‌ی شدتِ اندوه و رنج است که در قالب اشک بروز می‌کند.

به زبانی که اشک خونین راست قصهٔ خون یکان یکان گفتن

برای بیانِ داستانِ رنج‌های درونی، باید از زبانِ اشک‌های خونین استفاده کرد، زیرا این اشک‌ها، روایتی راستین‌تر و جزئی‌تر از کلماتِ معمولی دارند.

نکته ادبی: زبانِ اشک اشاره به بیانِ بی‌‌واسطه و قلبی دارد که از بیانِ لفظی صادق‌تر است.

همچو پروانه پیش آتش عشق حال پیدای خود نهان گفتن

مانند پروانه‌ای که در برابر آتشِ عشق قرار دارد، باید احوالاتِ درونی و سوزانِ خود را پنهان کنی و از خودنمایی بپرهیزی.

نکته ادبی: پروانه نماد عاشقِ بی‌قرار و سوخته‌دل است.

عاشق آن است کو چو پروانه می تواند به ترک جان گفتن

عاشقِ حقیقی کسی است که مانند پروانه، توانایی و اراده‌ی کافی برای گذشتن از جانِ خود را داشته باشد.

نکته ادبی: تاکید بر وجهِ عملیِ عاشقی که همان ایثارِ مطلق است.

شیر چون می گریزد از آتش شیر پروانه را توان گفتن

شیر که به دلیلِ وحشت از آتش از آن می‌گریزد، نمی‌تواند ادعای عاشقی داشته باشد؛ تنها کسی که چون پروانه بی‌پروا به آتش می‌زند، عاشق است.

نکته ادبی: تقابلِ شیر (نمادِ قدرتِ مادی) و پروانه (نمادِ ایثارِ معنوی) برای تمایزِ مدعی از عاشق.

راهرو تا به کی بود سخنت برتر از هفت آسمان گفتن

ای سالکِ راه، تا کی می‌خواهی فقط با زبانت از مقاماتِ روحانیِ بسیار بلند سخن بگویی؟ این گفتنِ خالی کافی نیست.

نکته ادبی: هفت آسمان کنایه از مراتبِ بلندِ عالمِ ملکوت است.

کم نه ای از قلم ازو آموز ره سپرده سخن روان گفتن

تو که از قلم کمتر نیستی؛ پس از او بیاموز که چگونه با دنبال کردنِ راه و تسلیم شدن به دستِ نویسنده، می‌تواند سخنی روان و تأثیرگذار داشته باشد.

نکته ادبی: قلم استعاره از سالکی است که اراده‌ی خود را به اراده‌ی حق تسلیم کرده است.

کار کن زانکه بهتر است تو را کار کردن ز کاردان گفتن

دست به کار شو و عمل کن، چرا که برای تو بسیار بهتر است که خودت عاشقانه عمل کنی تا اینکه فقط شنیده‌ها را از زبانِ دانایان بازگو کنی.

نکته ادبی: ترجیحِ تجربه و عمل بر علمِ نظری و شنیداری.

جان به جانان خود ده ای عطار چند از افسانهٔ جهان گفتن

ای عطار، جانت را به جانان (خداوند) تقدیم کن؛ تا کی می‌خواهی وقتت را صرفِ گفتنِ داستان‌ها و افسانه‌های بی‌فایده‌ی این دنیا کنی؟

نکته ادبی: تخلصِ شاعر و دعوت به پایان دادنِ بحث‌های بیهوده و روی آوردن به حقیقت.

آرایه‌های ادبی

استعاره پروانه

نمادِ عاشقِ بی‌تاب و فدایی که جانِ خود را در راه محبوب (آتش) می‌بازد.

تضاد (طباق) شیر و پروانه

مقایسه میانِ قدرتِ غریزیِ شیر (که از رنج می‌گریزد) و ایثارِ پروانه (که به استقبالِ رنج می‌رود).

کنایه ترک جان گفتن

به معنای رها کردنِ تعلقات دنیوی و گذشتن از هویتِ فردی برای رسیدن به حق.

مجاز هفت آسمان

اشاره به عوالمِ غیبی و مقاماتِ عالیِ روحانی که دست‌نیافتنی به نظر می‌رسند.

تشبیه زبانِ اشک

اشکِ خونین به زبانی تشبیه شده است که از کلامِ معمولی گویاتر است.