دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۶۳۷

عطار
ای به روی تو عالمی نگران نیست عشق تو کار بی خبران
بی نظیری چو عقل و بی همتا ناگزیری چو جان و ناگذران
گوهری را که کس نداند قدر کی بدانند قدر مختصران
مرد عشق تو هم تویی که تویی دایما در جمال خود نگران
چون دویی راه نیست در ره تو جز یکی نیست دیده دیده وران
پرده بردار و بیش ازین آخر پردهٔ عاشقان خود مدران
هرچه صد سال گرد آوردند با تو در باختند پاک بران
پاک بازان چو مانده اند از تو پس چه سنجند هیچ این دگران
دل عطار مرغ دانهٔ توست باشه در مرغ خویشتن مپران

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاق عارفانه در مسیر شناخت خداوند و وحدت وجود است. شاعر در این قطعه، خداوند را موجودی بی‌همتا و متعالی می‌داند که هستی تماماً چشم‌انتظار اوست.

تم اصلی شعر، عجزِ عاشق در برابر عظمت بی‌پایانِ معشوق است. عطار با بهره‌گیری از مفاهیم عرفانی، عشقِ حقیقی را منحصر به ذات اقدس الهی می‌داند و معتقد است در راهِ رسیدن به او، جز یگانگی راهی نیست.

معنای روان

ای به روی تو عالمی نگران نیست عشق تو کار بی خبران

ای که تمامی هستی به جمال تو چشم‌دوخته‌اند، باید دانست که راه یافتن به وادی عشق تو، کار مردم بی‌خبر و ناآگاه نیست.

نکته ادبی: واژه «نگران» در متون کهن به معنای خیره شدن و نگریستن است، نه به معنای دلواپسی.

بی نظیری چو عقل و بی همتا ناگزیری چو جان و ناگذران

تو همچون عقل، بی‌مانندی و مانند جان برای هستی ناگزیر و ضروری هستی و برخلاف دیگران، فناپذیر نیستی و جاودانه‌ای.

نکته ادبی: «ناگزیر» در اینجا به معنای کسی است که وجودش برای ادامه حیات ضروری است.

گوهری را که کس نداند قدر کی بدانند قدر مختصران

وقتی ارزش گوهری آن‌چنان بالاست که کسی آن را نمی‌داند، چطور ممکن است افراد کوته‌فکر و سطحی‌نگر از عهده شناخت ارزش آن برآیند؟

نکته ادبی: «مختصران» استعاره از افراد ناآگاه و کوته‌بین است.

مرد عشق تو هم تویی که تویی دایما در جمال خود نگران

تنها کسی که شایستگی عشق‌ورزی به تو را دارد، خودِ تویی؛ چرا که تو همیشه در حال تماشای زیبایی‌های خویش هستی.

نکته ادبی: اشاره به تجلی خداوند بر خویشتن و یگانگی عاشق و معشوق در مقام فنا.

چون دویی راه نیست در ره تو جز یکی نیست دیده دیده وران

در مسیر رسیدن به تو جایی برای دوگانگی و کثرت نیست؛ چشمان بینای عارفان تنها وحدت و یگانگی تو را مشاهده می‌کند.

نکته ادبی: تأکید بر اصل وحدت وجود در عرفان اسلامی که جایی برای وجودِ مستقلِ غیر نمی‌گذارد.

پرده بردار و بیش ازین آخر پردهٔ عاشقان خود مدران

سرانجام پرده از رخ بردار و حقیقت خویش را آشکار کن و بیش از این با پنهان ماندن، آبرو و پرده‌ی عاشقان خود را در میان مردم مدران.

نکته ادبی: «مدران» از ریشه دریدن، به معنای پاره کردن است که در اینجا به معنای بی‌آبرو کردن به کار رفته.

هرچه صد سال گرد آوردند با تو در باختند پاک بران

هر آنچه را که مردم در طول صد سال با زحمت اندوخته بودند، در مسیر عشق تو با اشتیاق و به‌طور کامل از دست دادند و فدا کردند.

نکته ادبی: «پاک‌باختن» اصطلاحی است به معنای فدا کردن تمامِ دارایی در راه عشق.

پاک بازان چو مانده اند از تو پس چه سنجند هیچ این دگران

وقتی عارفان و پاک‌بازان در راه رسیدن به تو عاجز مانده‌اند، دیگر چه جایگاهی برای سایر مردم باقی می‌ماند که بخواهند دعوی عشق کنند؟

نکته ادبی: اشاره به عجز و ناتوانی بشر در برابر شکوه و عظمت الهی.

دل عطار مرغ دانهٔ توست باشه در مرغ خویشتن مپران

قلبِ «عطار» همچون پرنده‌ای است که در پی دانه‌ی عشق توست؛ ای بازِ بلندپروازِ الهی، این پرنده‌ی کوچکِ خویش را از خود مران و دور مکن.

نکته ادبی: «باشه» نوعی پرنده شکاری است که در اینجا به عنوان استعاره از معشوق و مقامِ کبریایی خداوند به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون عقل، چو جان، چو مرغ

شاعر با تشبیه خداوند به عقل و جان، بر ضرورت وجودی و بی‌مانند بودنِ او تأکید کرده است.

استعاره باشه

استعاره از خداوند که هم قدرت دارد و هم می‌تواند قلبِ عاشق را به سوی خود بکشد یا براند.

ایهام نگران

در بیت اول به معنای چشم‌دوختن است و در بیت چهارم به معنای تماشا کردن؛ هر دو با معنای لغویِ «نگران بودن» (دلواپسی) تفاوت دارد.

تناقض (پارادوکس) مرد عشق تو هم تویی

عاشق و معشوق یکی هستند؛ این یکی از ارکان مهم عرفانِ وحدت‌گراست که در آن عاشق، خود را در معشوق فانی می‌بیند.