دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۶۲۴

عطار
ما چو بی ماییم از ما ایمنیم از تولا و تبرا ایمنیم
از تفاخر همچو گردون فارغیم وز تغیر همچو دریا ایمنیم
چون گذر کردیم از بالا و پست هم ز پستی هم ز بالا ایمنیم
چون نه نادان و نه دانا مانده ایم هم ز نادان هم ز دانا ایمنیم
چون زبان از نیک و بد دربسته ایم هم ز شنوا هم ز گویا ایمنیم
چون قرار کار ما رفتست دی لاجرم ز امروز و فردا ایمنیم
نام و ننگ ما در اقصای جهان گر نهان شد ور هویدا ایمنیم
روز و شب بی راه می جوییم راه زانکه از ناایمنی ما ایمنیم
چون سر عطار گوی راه شد از سریر لاف و سودا ایمنیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات، حال و هوای سالکِ طریقِ حقیقت را ترسیم می‌کند که با پشت سر گذاشتنِ هویتِ فردی و رهایی از بندِ «منیت»، به ساحل امنِ آرامش رسیده است. او با نفیِ تعلقات و دوگانگی‌های دنیوی، خود را از قضاوت‌ها، دلبستگی‌ها و هیاهوی جهان برکنار داشته و به نوعی وارستگیِ مطلق دست یافته است.

مضمون اصلی، عبور از مرزهای اعتباری همچون دانش، نادانی، خوش‌نامی، بدنامی و زمان (گذشته و آینده) است. شاعر معتقد است که وقتی انسان از قید و بندهای وجودی و اعتبارات دنیوی آزاد شد، به چنان امنیتی می‌رسد که هیچ عامل بیرونی یا درونی نمی‌تواند آرامشِ او را مختل کند و این همان مقامِ فنا و رهاییِ عارفانه است.

معنای روان

ما چو بی ماییم از ما ایمنیم از تولا و تبرا ایمنیم

از آنجا که ما از وجودِ خویش و تعلقاتِ دنیوی خالی شده‌ایم، از گزندِ خودِ نفسانی خود در امانیم و از دوستی و دشمنی (تولا و تبرا) نیز رها گشته‌ایم.

نکته ادبی: تولا و تبرا اصطلاحاتی کلامی و عرفانی است که به معنای دوستی با دوستان خدا و بیزاری از دشمنان اوست که در اینجا به معنای دوری از حب و بغضِ اعتباری به‌کار رفته است.

از تفاخر همچو گردون فارغیم وز تغیر همچو دریا ایمنیم

ما نسبت به فخرفروشی و غرور، همانند آسمان بی‌اعتنا و فارغ هستیم و از تغییر و تحولاتِ روزگار، همچون دریا که آرامشِ باطنش با تلاطمِ سطحی دگرگون نمی‌شود، در امنیت هستیم.

نکته ادبی: تشبیه به گردون (آسمان) برای نمایش بلندی طبع و استغنا، و تشبیه به دریا برای نشان دادن ثباتِ قدم در برابر تغییرات است.

چون گذر کردیم از بالا و پست هم ز پستی هم ز بالا ایمنیم

چون از تمامِ مراتبِ عالی و دانیِ دنیا عبور کرده‌ایم، دیگر نه پستیِ جایگاه ما را تحقیر می‌کند و نه بلندیِ آن ما را فریب می‌دهد.

نکته ادبی: بالا و پست نمادِ تضادهای اجتماعی و رتبه‌های اعتباری است که سالک از آن‌ها گذر کرده است.

چون نه نادان و نه دانا مانده ایم هم ز نادان هم ز دانا ایمنیم

از آنجایی که ما خود را نه در بندِ نادانی می‌بینیم و نه در بندِ ادعای دانایی، بنابراین از داوری‌های نابجایِ نادانان و توقعاتِ بیهوده دانایان، آسوده‌ایم.

نکته ادبی: نفی دانا و نادان کنایه از خروج از دایره قضاوت‌های عقلیِ محدود است.

چون زبان از نیک و بد دربسته ایم هم ز شنوا هم ز گویا ایمنیم

چون زبانِ خود را از گفتنِ خوبی‌ها و بدی‌ها بازداشته‌ایم، دیگر نه از شنیدنِ ستایشِ گویندگان خرسند می‌شویم و نه از شنیدنِ بدگوییِ دیگران آزرده می‌گردیم.

نکته ادبی: استعاره از سکوت در برابر نیک و بدِ جهان برای رسیدن به بی‌طرفیِ مطلق.

چون قرار کار ما رفتست دی لاجرم ز امروز و فردا ایمنیم

از آنجا که سرنوشت و جایگاهِ نهایی ما از گذشته‌های دور رقم خورده است، ناگزیر از اضطرابِ حال و دلهره‌یِ آینده رها هستیم.

نکته ادبی: اشاره به مسئله‌یِ ازل و تقدیر الهی که باعث سکون و آرامشِ روح می‌شود.

نام و ننگ ما در اقصای جهان گر نهان شد ور هویدا ایمنیم

چه نام و نشانِ ما در سراسرِ گیتی به نیکی یاد شود و چه ناشناخته بمانیم، برای ما تفاوتی ندارد و از هر دو حالت در امنیت و آرامشیم.

نکته ادبی: اقصای جهان به معنای دورترین نقاطِ عالم است که کنایه از وسعتِ شهرت یا گمنامی دارد.

روز و شب بی راه می جوییم راه زانکه از ناایمنی ما ایمنیم

ما در تمامِ اوقات، بدون آنکه در جستجوی راهِ مشخصی باشیم، در راهِ حقیقت هستیم؛ زیرا امنیتِ خود را دقیقاً در همین رها کردنِِ امنیتِ دنیوی و ناایمنیِ وجودِ خویش یافته‌ایم.

نکته ادبی: تناقضِ ظاهری در «بی‌راه راه جستن» برای بیانِ طریقِ عرفانی است که در آن، گم‌گشتگی عینِ هدایت است.

چون سر عطار گوی راه شد از سریر لاف و سودا ایمنیم

زمانی که اسرارِ عرفانیِ «عطار» راهنمایِ مسیرِ ما شد، از وسوسه‌هایِ تخت و تاجِ پادشاهی و هیاهویِ آرزوهایِ دنیوی در امان ماندیم.

نکته ادبی: تخلصِ شاعر و اشاره به غلبه‌یِ معرفتِ باطنی بر جاه‌طلبی‌هایِ ظاهری.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچو گردون، همچو دریا

تشبیه به مظاهرِ طبیعی برای نشان دادنِ استغنا و ثباتِ سالک.

تضاد بالا و پست، نادان و دانا، نیک و بد، امروز و فردا

بهره‌گیری از کلماتِ متضاد برای نشان دادنِ عبور از دوگانگی‌هایِ دنیوی.

تلمیح تولا و تبرا

اشاره به مفاهیمِ کلامی که در عرفان به معنایِ بریدن از غیر و پیوستن به دوست به کار رفته است.