دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۶۲۳

عطار
ما ره ز قبله سوی خرابات می کنیم پس در قمارخانه مناجات می کنیم
گاهی ز درد درد هیاهوی می زنیم گاهی ز صاف میکده هیهات می کنیم
چون یک نفس به صومعه هشیار نیستیم مست و خراب کار خرابات می کنیم
پیرا بیا ببین که جوانان رند را از بهر دردیی چه مراعات می کنیم
طاماتیان ز دردی ما توبه می کنند ما بی نفاق توبه ز طامات می کنیم
نه لاف پاک بازی و مردمی همی زنیم نه دعوی مقام و مقامات می کنیم
ما را کجاست کشف و کرامات کین همه بر آرزوی کشف و کرامات می کنیم
دردی کشیم و تا به نباشیم مرد دین بر اهل دین به کفر مباحات می کنیم
گو بد کنید در حق ما خلق زانکه ما با کس نه داوری نه مکافات می کنیم
ای ساقی اهل درد درین حلقه حاضرند می ده که کار می به مهمات می کنیم
سلطان یک سوارهٔ نطع دو رنگ را بی یک پیاده بر رخ تو مات می کنیم
ما شب روان بادیهٔ کعبهٔ دلیم با شاهدان روح ملاقات می کنیم
در کسب علم و عقل چو عطار این زمان هم یک دو روز کار خرابات می کنیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، بیانی شورانگیز از جهان‌بینیِ رندانه و عرفانیِ عطار است که در آن، زهدِ خشک و ظاهری را به چالش می‌کشد. شاعر با ستایشِ باده‌نوشیِ عارفانه و خرابات‌نشینی، به دنبالِ رسیدن به حقیقتی است که در قید و بندهای متشرعینِ ریاکار نمی‌گنجد و مسیرِ رسیدن به مقصود را نه در مسجد، بلکه در میخانه‌یِ معرفت می‌جوید.

در این فضا، 'خرابات' نمادِ جایگاهِ فنایِ از خود و حضورِ در حضرت حق است. شاعر نه از سرِ بی‌دینی، بلکه با نگاهی منتقدانه به مدعیانِ دروغین، خود را در مسیرِ عشق، 'دردی‌کش' و سالکِ راهِ دل می‌داند و هرگونه ادعایِ کرامت، مقام یا پاک‌بازیِ ظاهری را رد می‌کند تا بر خلوصِ درد و عاشقیِ خویش تأکید ورزد.

معنای روان

ما ره ز قبله سوی خرابات می کنیم پس در قمارخانه مناجات می کنیم

ما توجه و رویکرد خود را از قبله‌گاهِ ظاهریِ زاهدان به سوی خرابات (مقامِ بی‌خودی و فنا) چرخانده‌ایم و در قمارخانه‌ای که در آن هستیِ خویش را بر سرِ عشق می‌بازیم، به راز و نیاز می‌پردازیم.

نکته ادبی: تقابل میان 'قبله' به عنوان نمادِ شریعت ظاهری و 'خرابات' به عنوان نمادِ طریقتِ عشق.

گاهی ز درد درد هیاهوی می زنیم گاهی ز صاف میکده هیهات می کنیم

گاهی از هیاهویِ بیهوده و ناخوشایندِ جهان که همچون دردی جانکاه است می‌نالیم و گاهی از پاکیِ ظاهری و بی‌خاصیتِ میکده، روی برمی‌گردانیم و اعلام بیزاری می‌کنیم.

نکته ادبی: هیهات در اینجا به معنایِ انکار و ابرازِ تعجب از بی‌معنا بودنِ امری است.

چون یک نفس به صومعه هشیار نیستیم مست و خراب کار خرابات می کنیم

از آنجا که در صومعه و عبادتگاهِ رسمی، حتی برای یک لحظه هم هشیار و آگاهِ به حق نیستیم، ترجیح می‌دهیم مست و خراب باشیم و کارِ خرابات را پیش ببریم.

نکته ادبی: اشاره به اینکه عبادتِ بی‌معرفت و بدونِ حضورِ قلب، تفاوتی با بیهوشی ندارد.

پیرا بیا ببین که جوانان رند را از بهر دردیی چه مراعات می کنیم

ای پیرِ طریقت، بیا و بنگر که ما جوانانِ رند و عاشق، برای به دست آوردنِ آن 'دردِ' مقدس (عشق)، چگونه از جان و دل مایه می‌گذاریم و آن را گرامی می‌داریم.

نکته ادبی: رند به معنایِ انسانِ بی‌قید و بند به ظواهر اما باطناً مومن و عاشق است.

طاماتیان ز دردی ما توبه می کنند ما بی نفاق توبه ز طامات می کنیم

مدعیانِ دروغین که حرف‌های بی‌پایه می‌زنند، از دردِ عمیقِ ما توبه می‌کنند (آن را برنمی‌تابند)، اما ما بی‌هیچ دورویی و ریا، از حرف‌های بی‌پایه و ادعاهای آنان توبه می‌کنیم.

نکته ادبی: طاماتیان به کسانی گفته می‌شود که سخنانِ عجیب و غریب یا ادعاهایِ کشف و شهودِ دروغین دارند.

نه لاف پاک بازی و مردمی همی زنیم نه دعوی مقام و مقامات می کنیم

ما نه لافِ پاک‌بازی و پارسایی می‌زنیم و نه ادعایِ رسیدن به مقاماتِ معنویِ بالا را داریم.

نکته ادبی: نفیِ ریاکاری و منیت؛ یکی از اصولِ اخلاقیِ تصوفِ رندانه.

ما را کجاست کشف و کرامات کین همه بر آرزوی کشف و کرامات می کنیم

کجا ما صاحبِ کشف و کرامات هستیم؟ تمامِ آنچه داریم، تنها آرزویِ رسیدن به این مقامات است، نه خودِ آن جایگاه.

نکته ادبی: اشاره به تواضعِ عارفانه و دوری از خودبزرگ‌بینی.

دردی کشیم و تا به نباشیم مرد دین بر اهل دین به کفر مباحات می کنیم

ما دردی‌کشِ شرابِ عشق هستیم و تا وقتی که مردِ دین‌دار (به شیوه ظاهریان) نباشیم، آزادیِ خود از قید و بندها را که آنان کفر می‌نامند، مباح و درست می‌شماریم.

نکته ادبی: کفر در اینجا به معنایِ رهایی از تعصبات و قشری‌گری است، نه بی‌دینی.

گو بد کنید در حق ما خلق زانکه ما با کس نه داوری نه مکافات می کنیم

بگذارید مردم در حقِ ما بدی کنند؛ چرا که ما نه اهلِ داوری و قضاوت هستیم و نه در پیِ تلافی و مکافاتِ بدی‌های آنان برمی‌آییم.

نکته ادبی: اشاره به تسلیم و رضا در برابرِ قضا و قدر و گذشتِ صوفیانه.

ای ساقی اهل درد درین حلقه حاضرند می ده که کار می به مهمات می کنیم

ای ساقی، اهلِ درد در این مجلس حاضرند؛ شرابِ عشق را به ما بده که کارِ اصلیِ ما، یعنی پرداختن به امورِ مهمِ معنوی، با همین می حاصل می‌شود.

نکته ادبی: مهمات به معنایِ کارهایِ مهم و ضروریِ سالک است.

سلطان یک سوارهٔ نطع دو رنگ را بی یک پیاده بر رخ تو مات می کنیم

ما در صفحه‌ی شطرنجِ دو رنگِ دنیا، بدونِ نیاز به سرباز و پیاده، تنها با قدرتِ عشق، پادشاهِ (نفس یا دنیا) را مات می‌کنیم.

نکته ادبی: استفاده از اصطلاحاتِ شطرنج (سلطان، نطع، پیاده، مات) برای نشان دادنِ پیروزیِ بی‌تکلفِ عارف.

ما شب روان بادیهٔ کعبهٔ دلیم با شاهدان روح ملاقات می کنیم

ما شب‌روانی هستیم که بیابانِ کعبه‌یِ دل را می‌پوییم و در این مسیر، به دیدارِ شاهدهایِ روح (تجلیاتِ الهی) نائل می‌شویم.

نکته ادبی: شاهد به معنایِ مظهرِ زیباییِ حق و معشوقِ ازلی است.

در کسب علم و عقل چو عطار این زمان هم یک دو روز کار خرابات می کنیم

در کسبِ علم و عقلِ ظاهری، مانندِ عطار در این زمانه عمل نمی‌کنیم؛ بلکه یکی دو روزِ عمر را به کارِ خرابات (عشق‌ورزی) می‌گذرانیم.

نکته ادبی: تخلصِ شاعر و اشاره به برتریِ عشق بر علمِ رسمی.

آرایه‌های ادبی

تضاد قبله و خرابات

تقابلِ میان فضایِ رسمیِ عبادت و فضایِ غیررسمیِ میخانه برای نشان دادنِ تفاوتِ ظاهر و باطن.

تشبیه و استعاره سلطان یک سوارهٔ نطع دو رنگ

تشبیه دنیا به صفحه شطرنج که در آن عاشق با تکیه بر عشق، بر نفس اماره پیروز می‌شود.

پارادوکس (متناقض‌نما) مست و خراب کار خرابات می کنیم

اشاره به مستیِ معنوی که در واقع بالاترین حدِ آگاهی است، برخلافِ مستیِ مادی که جهل است.

تلمیح عطار

اشاره تخلص‌گونه به هویتِ شاعر و تأکید بر مسیرِ سلوکِ او.