دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۶۲۰

عطار
ما گبر قدیم نامسلمانیم نام آور کفر و ننگ ایمانیم
گه محرم کم زن خراباتیم گه همدم جاثلیق رهبانیم
شیطان چو به ما رسد کله بنهد کز وسوسه اوستاد شیطانیم
زان مرد نه ایم کز کسی ترسیم سر پای برهنگان دو جهانیم
درمانده ایم و راه بس دور است ما راه به کار خود نمی دانیم
ما چاره به کار خویش چون سازیم چو جمله به کار خویش حیرانیم
کی باشد و کی بود که ناگاهی این پرده ز کار خویش بدرانیم
هر پرده که بعد از آن پدید آید از آتش معرفت بسوزانیم
زآنجا که درآمدیم از اول جان را سوی آن کمال برسانیم
عطار شکسته را به یک دفعت از پردهٔ هر دو کون برهانیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با بهره‌گیری از رویکرد ملامتی‌گری و عرفانی، از تمامی قید و بندهای ظاهری و تعصبات مذهبی فاصله می‌گیرد تا به حقیقت ناب دست یابد. او با نفیِ خود و عقلِ جزئی، در پی بازگشت به جایگاهِ نخستینِ روح و رهایی از بندهای دو عالم است.

فضای حاکم بر شعر، آمیزه‌ای از حیرت، استیصال و اشتیاق است. شاعر خود را در برابر راه دشوار حقیقت، ناتوان می‌بیند و با زبانی جسورانه، بر لزومِ دریدنِ پرده‌های پندار و رسیدن به آگاهیِ حقیقی تأکید می‌ورزد.

معنای روان

ما گبر قدیم نامسلمانیم نام آور کفر و ننگ ایمانیم

ما پیروِ آیینِ کهنِ نامسلمانی هستیم که در نگاهِ عامه، کفر است و مایه ننگِ ایمانِ رسمی، اما در باطن، راهی به سوی حقیقت است.

نکته ادبی: گبر در ادبیات عرفانی به معنای زرتشتی نیست، بلکه کنایه از سالکی است که از قیودِ شریعتِ ظاهری رها شده است.

گه محرم کم زن خراباتیم گه همدم جاثلیق رهبانیم

گاهی در خراب‌آبادِ دل به گوشه‌نشینی می‌پردازیم و گاهی همنشینِ عالمانِ مسیحی (جاثلیق) هستیم؛ چرا که حقیقت را در انحصارِ هیچ آیینِ خاصی نمی‌بینیم.

نکته ادبی: جاثلیق عنوانی برای پیشوایان مسیحی است و اشاره به نقدِ تعصبات مذهبی دارد.

شیطان چو به ما رسد کله بنهد کز وسوسه اوستاد شیطانیم

مقامِ ما چنان است که حتی شیطان در برابرِ وسوسه‌ها و آموزه‌های ما سر تعظیم فرود می‌آورد، گویی ما استادِ او در این مسیر هستیم.

نکته ادبی: استعاره‌ای برای نشان دادنِ عمقِ سیر و سلوکِ عارف که از وسوسه‌های نفسانیِ شیطان فراتر رفته است.

زان مرد نه ایم کز کسی ترسیم سر پای برهنگان دو جهانیم

ما از آن دسته افراد نیستیم که از کسی یا چیزی هراس داشته باشیم، چرا که از هر دو جهان دل بریده و آزاد و بی‌پروا شده‌ایم.

نکته ادبی: سر پای برهنه کنایه از آزادی از قیودِ دنیا و تعلقاتِ مادی است.

درمانده ایم و راه بس دور است ما راه به کار خود نمی دانیم

ما در این راهِ بی‌پایانِ کمال، درمانده‌ایم و حقیقتاً نمی‌دانیم که چگونه باید به مقصود برسیم.

نکته ادبی: حیرت در اینجا نه به معنای سرگردانیِ منفی، بلکه به معنای مقامِ والای عرفانی است که عقل در برابرِ عظمتِ حق، سرگشته می‌شود.

ما چاره به کار خویش چون سازیم چو جمله به کار خویش حیرانیم

وقتی تمامِ وجودمان در حیرت و سرگشتگی است، چگونه می‌توانیم تدبیری برای کارِ خویش بیندیشیم؟

نکته ادبی: پرسش انکاری در اینجا بیانگرِ تسلیمِ محضِ عارف در برابرِ اراده‌ی الهی است.

کی باشد و کی بود که ناگاهی این پرده ز کار خویش بدرانیم

چه زمانی فرا می‌رسد که ناگهان پرده‌های پندار از مقابلِ چشمانِ جان‌مان کنار برود و حقیقتِ کار بر ما آشکار شود؟

نکته ادبی: پرده در اینجا نمادِ تعیناتِ دنیوی و حجاب‌های بینِ سالک و حق است.

هر پرده که بعد از آن پدید آید از آتش معرفت بسوزانیم

و اگر پس از آن نیز پرده‌ای باقی بماند، با شعله‌های آتشِ معرفت و شناختِ حقیقی، آن را نیز نابود خواهیم کرد.

نکته ادبی: آتشِ معرفت استعاره‌ای از سوزِ عشق و آگاهی است که حجاب‌های نهایی را می‌سوزاند.

زآنجا که درآمدیم از اول جان را سوی آن کمال برسانیم

هدفِ نهایی ما این است که جانِ خویش را به همان سرمنزلِ کمال و جایگاهِ نخستینی که از آن هبوط کرده‌ایم، بازگردانیم.

نکته ادبی: اشاره به اندیشه بازگشت به اصل (بازگشت به عالمِ بالا و عالمِ معنا).

عطار شکسته را به یک دفعت از پردهٔ هر دو کون برهانیم

خدایا، عطارِ دل‌شکسته را یک‌باره از بندِ محدودیت‌های این دنیا و آن دنیا رهایی بخش.

نکته ادبی: اشاره به دو کون (دنیا و آخرت) که هر دو حجابِ دیدارِ حقیقتِ مطلق هستند.

آرایه‌های ادبی

متناقض‌نما (پارادوکس) گبر قدیم نامسلمانیم

جمع بستنِ نام مسلمانی و ایمان با کفر برای بیانِ فراسوی دین و کفر رفتن.

تلمیح و استعاره خرابات و جاثلیق

استفاده از مکان‌ها و شخصیت‌های غیر اسلامی برای نشان دادنِ رهایی از تعصبات مذهبی.

اغراق عارفانه کز وسوسه اوستاد شیطانیم

بزرگ‌نماییِ قدرتِ معنوی سالک به حدی که شیطان نیز در برابرش شاگردی می‌کند.

نمادگرایی پرده

پرده به عنوان مانع و حجاب میانِ بنده و خداوند که باید دریده شود.