دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۶۰۹

عطار
ما ننگ وجود روزگاریم عمری به نفاق می گذاریم
محنت زدگان پر غروریم شوریده دلان بیقراریم
در مصطبه عور پاکبازیم در میکده رند درد خواریم
جان باختگان راه عشقیم دلسوختگان سوکواریم
ناخورده دمی شراب ایمان از ظلمت کفر در خماریم
ایمان چه که با دلی پر از بت قولی به زبان همی برآریم
ما مومن ظاهریم لیکن زنار به زیر خرقه داریم
بویی به مشام ما رسیده است دیر است که ما در انتظاریم
نه یار جمال می نماید نه در خور دستگاه یاریم
نه پرده ز پیش ما برافتد نه در پس پرده مرد کاریم
دردی که شمار کرد عطار تا روز شمار در شماریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری عمیق و تامل‌برانگیز است که احوالات درونی انسانی گرفتار در بندِ تضاد و دوگانگی را به تصویر می‌کشد. شاعر با زبانی صادقانه و بی‌پرده، از فاصله میانِ ظاهرِ آراسته و باطنِ ناآرام خود سخن می‌گوید و اعتراف می‌کند که چگونه نفاق و تظاهر، راهِ رسیدن به حقیقت را بر او بسته است.

فضای حاکم بر این ابیات، فضایی پرسوز و گداز، آکنده از حسرت و خودشناسیِ تلخ است. شاعر در پیِ تبیینِ جایگاهِ دشوارِ عاشقی است که اگرچه بویِ حق را شنیده، اما به دلیلِ اسارت در دامِ نفس و بت‌های درونی، هنوز در مسیرِ پرپیچ‌وخمِ انتظار سرگردان و ناتوان باقی مانده است.

معنای روان

ما ننگ وجود روزگاریم عمری به نفاق می گذاریم

ما مایه‌ی ننگ و شرمساریِ روزگار هستیم، چرا که تمام عمرمان را با دورویی و تظاهر سپری می‌کنیم.

نکته ادبی: «ننگِ وجود» به معنای موجودی است که بودنش سبب عار و شرمساری است. «نفاق» در عرفان به معنای تضاد بین ظاهر و باطن است.

محنت زدگان پر غروریم شوریده دلان بیقراریم

ما اگرچه دچار رنج و بلا هستیم، اما هنوز غرور و خودخواهی داریم و جان‌هایمان در ناآرامی و پریشانی است.

نکته ادبی: «شوریده» در اینجا به معنای کسی است که از خود بی‌خود شده اما نه از سرِ شوق، بلکه از سرِ سرگشتگی و بی‌قراری.

در مصطبه عور پاکبازیم در میکده رند درد خواریم

در خلوتگاهِ حقیقت، بی‌پروا و یک‌رنگ هستیم، اما در جایگاهِ مستیِ عشق، عاشقی بی‌باک و غرق در سختی‌های راهیم.

نکته ادبی: «مصطبه» جایگاه نشستن و در اصطلاح عرفانی محل خلوت با معشوق است. «رند» در اینجا به معنای شخصی است که بی‌پروا و جسورانه حقیقت را می‌جوید.

جان باختگان راه عشقیم دلسوختگان سوکواریم

ما جان خود را در مسیر عشق فدا کرده‌ایم و به همین دلیل، دل‌هایمان سوخته و در سوگ و ماتم هستیم.

نکته ادبی: «سوکوار» استعاره از کسی است که در سوگِ جدایی از معشوق ازلی دائم در رنج و اندوه است.

ناخورده دمی شراب ایمان از ظلمت کفر در خماریم

حتی ذره‌ای از ایمانِ حقیقی را نچشیده‌ایم، اما به خاطر دوری از حقیقت، مانند کسی که از می‌ِ کفر مست شده باشد، در عذاب و حیرت و خماری هستیم.

نکته ادبی: «خمار» در اینجا به معنای رنجِ ناشی از نرسیدن به حقیقت است که به «خماریِ پس از مستی» تشبیه شده است.

ایمان چه که با دلی پر از بت قولی به زبان همی برآریم

ایمان پیش‌کش؛ ما در حالی که قلبمان مملو از بت‌های دنیوی و نفسانی است، تنها با زبان دم از ایمان می‌زنیم.

نکته ادبی: «بت» نمادی از دلبستگی‌های دنیوی است که مانعِ رسیدن به توحید و یکتاپرستی می‌شود.

ما مومن ظاهریم لیکن زنار به زیر خرقه داریم

ما در ظاهر خود را مؤمن نشان می‌دهیم، اما در باطن، قلبی ناپاک و پر از کفر (زنار) داریم که زیر لباسِ ظاهری پنهان کرده‌ایم.

نکته ادبی: «زنار» رشته‌ای بود که ذمیان یا راهبان می‌بستند؛ در شعر عرفانی کنایه از تظاهر به کفر یا نفاق درونی است.

بویی به مشام ما رسیده است دیر است که ما در انتظاریم

رایحه‌ای از حقیقت به جانمان رسیده است و مدت‌های مدیدی است که در انتظارِ وصالِ او لحظه‌شماری می‌کنیم.

نکته ادبی: «بو» استعاره از نشانه‌ای کوچک یا الهامی مبهم از حقیقت است که راهِ جستجو را به عارف نشان می‌دهد.

نه یار جمال می نماید نه در خور دستگاه یاریم

معشوق (خداوند) روی خود را به ما نشان نمی‌دهد و ما نیز شایستگی و آمادگیِ درکِ شکوهِ او را نداریم.

نکته ادبی: «دستگاه» در اینجا به معنای شکوه، جاه و جلالِ معشوق است که عاشق باید برای درک آن ظرفیت داشته باشد.

نه پرده ز پیش ما برافتد نه در پس پرده مرد کاریم

نه حجابِ بین ما و حقیقت کنار می‌رود و نه ما شهامت و تواناییِ شکستنِ این پرده و رسیدن به مقصود را داریم.

نکته ادبی: «مردِ کار» کسی است که اهل عمل و مجاهدت است و تنها به حرف و شعار بسنده نمی‌کند.

دردی که شمار کرد عطار تا روز شمار در شماریم

این دردی که عطار از آن سخن گفته است، تا روز قیامت همراه ماست و ما همچنان گرفتارِ آن خواهیم بود.

نکته ادبی: «روز شمار» کنایه از روز قیامت است؛ شاعر اشاره دارد که این رنجِ دوری، پایانی جز در روز جزا ندارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) مومن ظاهری و زنار درونی

تقابل میان ایمان ظاهری و کفرِ پنهانی (زنار) که نشان‌دهنده نفاق شاعر است.

نمادگرایی (سمبولیسم) مصطبه، میکده، زنار، بت

به کارگیری اصطلاحات عرفانی برای بیان وضعیتِ روحیِ شاعر؛ مثلا زنار نمادِ ناپاکیِ باطن و بت نمادِ تعلقات دنیوی است.

تلمیح عطار

اشاره به نام شاعر (تخلص) که هویتِ فکری و درونیِ سراینده را به متن گره می‌زند.