دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۵۸۸

عطار
ما می از کاس سعادت خورده ایم در ازل چندین صبوحی کرده ایم
با غذای خاک نتوانیم زیست ما که شرب روح قدسی خورده ایم
عار از آن داریم ازین عالم که ما در کنار قدسیان پرورده ایم
تا که مهر مهر او بر جان زدیم نقش غیر از لوح دل بسترده ایم
هر که این باور نمی دارد ز ما گو بیا اینک بیان آورده ایم
از برون پرده ما را کس ندید زانکه ما در اندرون پرده ایم
گرچه عطاریم و بوی خوش دهیم خویشتن را به ز کس نشمرده ایم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با بیانی عارفانه و استوار، پیوند عمیق روح انسان با عالم معنا و بیزاری از دلبستگی‌های مادی را به تصویر می‌کشند. شاعر با تأکید بر اینکه جان او از سرچشمه‌ الهی سیراب گشته و در حریم قدسی پرورش یافته است، راهِ رهایی از بندهای دنیوی و رسیدن به حقیقتِ یگانه را تبیین می‌کند. او از جایگاهی سخن می‌گوید که در آن، تمامیِ تعلقاتِ غیرِ خدا از صفحه دل پاک شده و جای خود را به نور حقیقت داده‌اند.

در این قطعات، نوعی تواضعِ عارفانه در کنار اعتماد‌به‌نفسِ معنوی موج می‌زند. شاعر ضمن بیانِ جایگاهِ والای روحانی خود و ادعایِ دست‌یافتن به اسرار الهی، در پایان با فروتنیِ تمام تأکید می‌کند که با وجودِ بهره‌مندی از این کمالات، هرگز خود را برتر از دیگران نمی‌شمارد و این نگاهِ دوگانه، نشان‌دهنده کمالِ عرفانی اوست.

معنای روان

ما می از کاس سعادت خورده ایم در ازل چندین صبوحی کرده ایم

ما از جام شادی و خوشبختیِ ابدی نوشیده‌ایم و از همان آغازِ خلقت، با باده‌های معنوی در سحرگاهانِ عمر مأنوس بوده‌ایم.

نکته ادبی: صبوحی اشاره به میِ صبحگاهی در ادبیات عرفانی است و کنایه از فیوضات الهی در آغاز راه سلوک دارد.

با غذای خاک نتوانیم زیست ما که شرب روح قدسی خورده ایم

ما که از روحِ بلندِ الهی سیراب شده‌ایم، نمی‌توانیم به خوردنی‌ها و دلبستگی‌های این دنیای خاکی و پست قانع باشیم.

نکته ادبی: غذای خاک استعاره از تعلقات مادی و امور دنیوی است که در برابر روح قدسی قرار دارد.

عار از آن داریم ازین عالم که ما در کنار قدسیان پرورده ایم

ما از این دنیا بیزاریم و نسبت به آن احساس حقارت می‌کنیم، زیرا اصل و حقیقتِ وجودی ما در میانِ فرشتگان و در عالمِ قدس پرورش یافته است.

نکته ادبی: عار داشتن به معنای ننگ دانستن و بیزاری جستن است.

تا که مهر مهر او بر جان زدیم نقش غیر از لوح دل بسترده ایم

از لحظه‌ای که عشقِ حقیقیِ آن معشوق یگانه در جانمان جای گرفت، هر تصویر و یادِ دیگری را از صفحه دل پاک کردیم.

نکته ادبی: مهر به معنای عشق و بسترده به معنای پاک‌کردن یا زدودن است.

هر که این باور نمی دارد ز ما گو بیا اینک بیان آورده ایم

هر کسی که این حقیقتِ ما را باور نمی‌کند، بگوید تا بیاید که ما برای اثباتِ این ادعا، دلیل و برهان‌های روشنِ خود را آماده کرده‌ایم.

نکته ادبی: بیان در اینجا به معنای حجت و دلیل قاطع است.

از برون پرده ما را کس ندید زانکه ما در اندرون پرده ایم

هیچ‌کس نتوانست حقیقتِ وجودی ما را از بیرونِ پرده ببیند، چراکه ما در عالمِ باطن و پشتِ پرده‌ اسرار زندگی می‌کنیم.

نکته ادبی: پرده در ادبیات عرفانی نمادِ حجاب‌های بین خلق و خالق یا عالمِ غیب است.

گرچه عطاریم و بوی خوش دهیم خویشتن را به ز کس نشمرده ایم

اگرچه ما مانند عطار هستیم و رایحه خوشِ حکمت و معرفت را به دیگران می‌بخشیم، با این حال هرگز خود را از هیچ‌کس برتر نمی‌دانیم.

نکته ادبی: ایهام در واژه عطار وجود دارد که هم به معنای شغلِ فروشنده عطر است و هم تخلصِ شاعر که به بوی خوشِ معرفت اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره می از کاس سعادت

اشاره به فیوضات و معارف الهی که شاعر از آن سیراب شده است.

تضاد غذای خاک و شرب روح قدسی

تقابل میان امور مادی و پست با امور معنوی و بلندمرتبه.

ایهام عطار

اشاره به تخلص شاعر و همچنین اشاره به کسی که بوی خوش (حکمت) می‌پراکند.

کنایه از برون پرده ما را کس ندید

کنایه از اینکه حقیقتِ وجودیِ عارفان بر نامحرمان پوشیده است.