دیوان اشعار - غزلیات
غزل شمارهٔ ۵۷۹
عطاردرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این سروده، نالهای عمیق و اندوهگین از فقدان صداقت، وفاداری و همدلی در فضای دنیوی است. شاعر، جهانی را به تصویر میکشد که در آن، جستوجوی گوهرِ حقیقت و وفاداری، به نتیجهای جز رویارویی با خارهای رنج و فریب نمیانجامد.
در این ابیات، شاعر با نگاهی عارفانه و عبرتبین، جهان را همچون دیوانی سرشار از ناملایمات میبیند و در نهایت، تنها راه رهایی از این سرخوردگی و تنهاییِ جانکاه را دلبریدنِ کامل از دلبستگیهای دنیوی و رویآوردن به خلوتِ باطنی میداند.
معنای روان
دریغ و درد که دیگر نشانهای از یک همدم و همراهِ راستین نمییابم؛ آرامشِ دل از دستم رفته و از دلدار نیز اثری نمیبینم.
نکته ادبی: استفاده از تکرارِ نفی برای تأکید بر شدتِ ناامیدی و فقدان است.
در این جهانِ مالامال از حسرت، بسیار جستوجو کردم اما در میان خیلِ مردم، هیچکس را از قبیلهی وفاداران نیافتم.
نکته ادبی: خیل در اینجا به معنای گروه، دسته و سپاه است.
در چهارگوشهی عالم و در تمام جهاتِ آن، حتی یک دوست و یاری پیدا نمیکنم.
نکته ادبی: اشاره به گستردگیِ جغرافیایِ جستوجویِ شاعر دارد.
از همگان بسیار طلبِ وفا کردم، اما از آنان وفای اندکی دیدم؛ در این زمین، آن حقیقتِ والایی که انتظار داشتم، وجود ندارد.
نکته ادبی: ایهامِ لطیف در تقابلِ واژگانِ بسیار و اندک برای نشان دادنِ تضادِ مطلوب و موجود.
در این وادیِ دنیا، آنقدر که به دنبالِ یک گلِ خوشبو (نماد نیکی و وفا) گشتم، جز خارِ درد و رنج چیزی ندیدم.
نکته ادبی: گل و خار در اینجا استعارهای از زیباییهای معنوی و رنجهای دنیوی است.
تا کی باید در این سرزمین برای جان و دلِ خود بلرزم، آنجا که ارزشِ جانِ آدمی هیچ انگاشته میشود؟
نکته ادبی: پرسشِ انکاری برای نشان دادنِ بیزاری و هراس از وضعیتِ ناامنِ جهان.
تا کی از روی نادانی باید این دیوانِ جهان را ورق بزنم، حال آنکه در این دفتر، به جای دیدنِ خوبیها، جز خطر (مار) چیزی نمیبینم؟
نکته ادبی: تشبیه جهان به کتاب یا دیوان، و مار به خطر و نیشِ کنایه و فریبهای دنیا.
هر روز از این دفترِ جهان، صدها غم بر دلم مینشیند، دریغا که در این میان، غمخواری نمییابم.
نکته ادبی: تکرار واژه غم در پایانِ مصراع، برای تأکید بر تداوم و کثرتِ رنج است.
اگر اصلاً اثری از انسانیت بر روی زمین باقی بود، چنان کمرنگ شده که دیگر هیچ نشانهای از آن نمیبینم.
نکته ادبی: اشاره به زوالِ فضائل اخلاقی در جامعهی زمانه شاعر.
ای عطار، دلت را بهکلی از کار و بارِ این جهان برکن؛ چرا که در هیچکدام از کارهای این دنیا، کسی را نمیبینم که دلی خالص و کارساز داشته باشد.
نکته ادبی: تخلص شاعر که در آن با خودِ خویشتن سخن میگوید و پندِ اخلاقی به خود میدهد.
آرایههای ادبی
گل نمادِ کمال، وفا و زیباییهایِ اصیل است و خار نمادِ رنج، فریب و ناپایداریهایِ دنیوی.
جهان به کتاب یا دفترِ شعری تشبیه شده که ورقخوردنِ هر صفحهاش، غمی تازه و رنجی جدید به همراه دارد.
تقابلِ میان زیبایی و زشتی که فضایِ یأسآلود و ناامیدکنندهیِ شعر را تقویت میکند.
نمادی از خطر، نفاق، دشمنی و آسیبهای پنهانی که در بطنِ دنیای مادی وجود دارد.