دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۵۳۶

عطار
روزی که عتاب یار درگیرم با هر مویش شمار درگیرم
چون خاک ز دست او کنم بر سر گر نیست مرا غبار درگیرم
چون قصهٔ بوسه با میان آرم آنگه سخن از کنار درگیرم
گر بوسه عوض دهد یک چه بود از صد نه که از هزار درگیرم
گر باز کنار خواهدم دادن اول ز هزار بار درگیرم
چون قصد به جان من کند چشمش دل گیرم و کارزار درگیرم
گرچه به نمی رود مرا کاری بر بو که هزار کار درگیرم
صد مشعله از جگر برافروزم صد شمع ز روی یار درگیرم
هر فریادی که عاشقان کردند هر دم من از آن نگار درگیرم
آهی که هزار شعله درگیرد من از رخ غمگسار درگیرم
هر شب صد ره چو شمع کار از سر زین چشم ستاره بار درگیرم
هر روز ز لاله زار روی او صد نالهٔ زار زار درگیرم
پنهان ز فرید برد دل شاید گر ماتم آشکار درگیرم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل روایتگر احوال طوفانی و پرشور عاشقی است که در تار و پود پیوند با معشوق گرفتار شده است. تکرار واژه «درگیرم» به عنوان ردیف، نشان‌دهنده درگیری مداوم و گریزناپذیر جان و دل شاعر با مسائل مختلفی است که از حضور یا غیاب معشوق برآمده است؛ از عتاب و خشم معشوق گرفته تا بوسه و کنار و ناله و آه.

شاعر در این اثر، فضای پر از تضاد و کشمکش درونی عاشق را تصویر می‌کند؛ فضایی که در آن حتی ساده‌ترین کنش‌های معشوق، طوفانی در دل عاشق برپا می‌کند و او را به میدان جنگی از احساسات، میان لذت وصال و رنج فراق، می‌کشاند.

معنای روان

روزی که عتاب یار درگیرم با هر مویش شمار درگیرم

در روزگاری که خشم و سرزنشِ یار مرا احاطه می‌کند، با هر تار موی او سرگرم و درگیر شمارشِ غم‌ها می‌شوم.

نکته ادبی: «درگیرم» در اینجا به معنای مشغول شدن و در افتادن با چیزی است و تکرار آن در کل غزل نقش ردیف را دارد.

چون خاک ز دست او کنم بر سر گر نیست مرا غبار درگیرم

وقتی از دستِ بی‌اعتنایی او، خاکِ غم بر سر می‌ریزم، اگر هم خاکی نباشد، خود آن را فراهم می‌کنم و در آن غرق می‌شوم.

نکته ادبی: «خاک بر سر کردن» کنایه از ماتم‌زدگی و اندوه شدید است که در اینجا به اغراق برای نشان دادن شدت غم به کار رفته است.

چون قصهٔ بوسه با میان آرم آنگه سخن از کنار درگیرم

هنگامی که سخن از بوسه به میان می‌آورم، بلافاصله گفتگو درباره در آغوش کشیدن را آغاز می‌کنم.

نکته ادبی: «کنار» در متون کلاسیک به معنای آغوش است و نه به معنای پهلو.

گر بوسه عوض دهد یک چه بود از صد نه که از هزار درگیرم

اگر او برای جبرانِ عشق من یک بوسه بدهد کافی نیست؛ من نه تنها صد، بلکه هزاران بوسه از او طلب می‌کنم.

نکته ادبی: اغراق شاعرانه برای نشان دادن عطشِ پایان‌ناپذیر عاشق به وصال یار.

گر باز کنار خواهدم دادن اول ز هزار بار درگیرم

اگر بخواهد دوباره مرا در آغوش بگیرد، پیش از آنکه او اقدام کند، من هزار بار برای در آغوش کشیدنش پیش‌قدم می‌شوم.

نکته ادبی: اشاره به اشتیاق مفرط عاشق که تحمل صبر کردن ندارد.

چون قصد به جان من کند چشمش دل گیرم و کارزار درگیرم

وقتی چشمانِ او قصد جانِ مرا می‌کند، من دل را به دریا می‌زنم و نبرد و کارزاری عاشقانه با او آغاز می‌کنم.

نکته ادبی: استعاره «قصد جان کردن» برای چشم معشوق که نگاهش کشنده و ویرانگر است.

گرچه به نمی رود مرا کاری بر بو که هزار کار درگیرم

اگرچه هیچ‌کدام از کارهایم در راه عشق به نتیجه نمی‌رسد، باز هم به امیدِ اینکه شاید یکی از این هزار کار به ثمر بنشیند، تلاش می‌کنم.

نکته ادبی: «به نمی‌رود» در اینجا به معنای موفق نشدن و به سامان نرسیدن امور است.

صد مشعله از جگر برافروزم صد شمع ز روی یار درگیرم

من صد مشعلِ سوزان از جگرِ داغدارم برافروزم و صد شمع از روشنایی چهره‌ات روشن می‌کنم.

نکته ادبی: جگر در ادبیات فارسی نمادِ کانونِ حرارت و سوزِ درونی (عشق) است.

هر فریادی که عاشقان کردند هر دم من از آن نگار درگیرم

هر فریادی که عاشقان در طول تاریخ کشیده‌اند، من هر لحظه از آن محبوب می‌گیرم و برمی‌آورم.

نکته ادبی: شاعر خود را وارثِ تمامِ دردهای عاشقانِ پیشین می‌داند.

آهی که هزار شعله درگیرد من از رخ غمگسار درگیرم

آهی که قدرتِ آتش زدنِ هزار شعله را دارد، من از چهره‌ی آرام‌بخشِ آن یار می‌گیرم.

نکته ادبی: ایهام در «غمگسار»: می‌تواند به معنای یارِ غم‌زدا باشد یا به کنایه، یاری که خود منشأ غم است.

هر شب صد ره چو شمع کار از سر زین چشم ستاره بار درگیرم

هر شب صد بار، مانندِ شمعی که از سر تا پا می‌سوزد، از چشمانِ ستاره‌بار و اشک‌آلودم، رنجِ عشق را از نو آغاز می‌کنم.

نکته ادبی: «ستاره‌بار» استعاره از چشمانِ اشک‌آلودی است که به دلیلِ کثرتِ اشک، همچون آسمانِ پر‌ستاره می‌درخشد.

هر روز ز لاله زار روی او صد نالهٔ زار زار درگیرم

هر روز از گلستانِ چهره‌ات، صد ناله و فغانِ سوزناک برای خود دست‌و‌پا می‌کنم.

نکته ادبی: تضاد میان «لاله‌زار» (نماد زیبایی و طراوت) و «ناله زار» (نماد غم و درد) که نشان‌دهنده تضادِ وضعیتِ عاشق است.

پنهان ز فرید برد دل شاید گر ماتم آشکار درگیرم

شاید معشوق مخفیانه دل از فرید (من) می‌رباید، اگر من این ماتم و اندوه را آشکارا به نمایش بگذارم.

نکته ادبی: تخلص شاعر که در پایان غزل آمده است؛ اشاره به اینکه ابراز غم، راهی برای جلب توجه یا دزدیدن دلِ معشوق است.

آرایه‌های ادبی

ردیف درگیرم

تکرار واژه «درگیرم» در پایان تمامی ابیات که به غزل حالتی کوبنده و تکرارشونده از درگیری‌های ذهنی بخشیده است.

استعاره جگر

استعاره از کانونِ عواطف و محلِ اصلیِ داغ‌ها و سوزهای عشق.

مراعات نظیر مشعله، شمع، شعله

جمع‌آوری واژگانی که همگی مربوط به آتش و روشنایی هستند برای تأکید بر سوزِ درونی شاعر.

اغراق صد مشعله، هزار بار، صد شمع

استفاده از اعداد بزرگ برای نشان دادن شدتِ بی‌نهایتِ عواطف و حالات عاشقانه.

تضاد لاله زار و ناله زار

تضاد میان زیباییِ چهره یار (لاله‌زار) و رنجِ عاشق (ناله‌زار) که برآمده از همان زیبایی است.