دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۴۹۷

عطار
در سفر عشق چنان گم شدم کز نظر هر دو جهان گم شدم
نام و نشانم ز دو عالم مجوی کز ورق نام و نشان گم شدم
هیچ کسم نیز نبیند دگر کز خطوات تن و جان گم شدم
جامه دران اشک فشان آمدم رقص کنان نعره زنان گم شدم
چون همه از گم شدگی آمدند گم شدگی جستم از آن گم شدم
بار امانت چو گران بود و صعب من سبک از بار گران گم شدم
گم شدم و گم شدم و گم شدم خود چه شناسم که چه سان گم شدم
سایهٔ یک ذره چه سان گم شود در بر خورشید چنان گم شدم
بحر شغبناک چو گشت آشکار بر صفت قطره نهان گم شدم
قطره بدم بحر به من باز خورد تا خبرم بد به میان گم شدم
شد همگی هستی عطار نیست تا ز میان همگان گم شدم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این سروده، تجلی مفهوم عرفانی «فنا» است؛ حالتی که در آن سالک با گذشتن از تعلقات دنیوی، هویت فردی و خودِ کاذب، در حقیقت مطلق الهی مستحیل می‌شود. شاعر با زبانی شورمندانه، فرآیند محو شدن خویشتن را در وسعت بی‌پایان عشق توصیف می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه دست‌شستن از نام و نشان، نه یک شکست، بلکه رسیدن به حقیقتی بزرگ‌تر است.

فضای حاکم بر این اشعار، آمیزه‌ای از حیرت، رهایی و تسلیم است. شاعر در پی آن است که بیان کند هویت ظاهری و تعلقات مادی، حجابی بر چهره حقیقت هستند و تنها با عبور از این حجاب‌هاست که می‌توان به وحدتِ وجود دست یافت؛ همان‌گونه که قطره‌ای با پیوستن به دریا، هم هویتِ محدودِ خویش را از دست می‌دهد و هم به وسعتِ جاودانه دست می‌یابد.

معنای روان

در سفر عشق چنان گم شدم کز نظر هر دو جهان گم شدم

در راهِ عشق، چنان از خود بی‌خود شدم و از میان رفتم که گویی دیگر در دیدرسِ دنیا و آخرت (هستیِ دو عالم) وجود ندارم.

نکته ادبی: گم‌شدن در اینجا استعاره از فنای در ذات حق است.

نام و نشانم ز دو عالم مجوی کز ورق نام و نشان گم شدم

در جستجوی نام، نشان و هویتی از من در هیچ‌کدام از دو جهان (دنیا و آخرت) نباش، چرا که من از صفحه‌ی هستی و شناسنامهٔ وجود، کاملاً محو شده‌ام.

نکته ادبی: ورق کنایه از کتاب هستی یا دفترِ وجود است.

هیچ کسم نیز نبیند دگر کز خطوات تن و جان گم شدم

دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند مرا ببیند، زیرا از اثرِ پا و نشانِ جسم و جانِ خویش نیز عبور کرده و ناپدید گشته‌ام.

نکته ادبی: خطوات به معنای گام‌ها است؛ نفیِ نشانِ تن و جان، اشاره به گذشتن از قیدِ کالبد و نفس است.

جامه دران اشک فشان آمدم رقص کنان نعره زنان گم شدم

ابتدا با حالتی از سوز و گداز و گریه (جامه‌دران و اشک‌ریزان) وارد این مسیر شدم، اما در نهایت با شور و رقص و فریادهایِ عاشقانه، در این راه گم شدم.

نکته ادبی: تضاد میان آغازِ غم‌بار و فرجامِ پرشورِ عرفانی.

چون همه از گم شدگی آمدند گم شدگی جستم از آن گم شدم

از آنجایی که همهٔ موجودات از منشأ و خاستگاهِ «گم‌شدگی» (عدم) آمده‌اند، من نیز مشتاقانه به دنبالِ همان وضعیتِ نخستین گشتم و در آن غرق شدم.

نکته ادبی: اشاره به سیرِ نزولی و صعودیِ هستی؛ بازگشت به اصلِ خویش.

بار امانت چو گران بود و صعب من سبک از بار گران گم شدم

از آنجا که بارِ امانتِ الهی (مسئولیتِ تعهد به حق) بسیار سنگین و دشوار بود، من با رها کردنِ خویشتن (فنا)، سبک‌بال شدم و در آن سنگینی ناپدید گشتم.

نکته ادبی: اشاره به آیه ۷۲ سوره احزاب درباره بار امانت.

گم شدم و گم شدم و گم شدم خود چه شناسم که چه سان گم شدم

بارها گم شدم و در این وادیِ حیرت مستغرق گشتم، به گونه‌ای که حتی خودم نمی‌دانم چگونه به این مقام رسیدم.

نکته ادبی: تکرارِ گم‌شدن برای تأکید بر استمرار و عمقِ تجربه‌ی فنا است.

سایهٔ یک ذره چه سان گم شود در بر خورشید چنان گم شدم

چگونه ممکن است سایهٔ ذره‌ای ناچیز در برابر خورشید باقی بماند؟ من نیز در پرتوِ خورشیدِ حقیقتِ الهی، به همان شکل محو شدم.

نکته ادبی: تشبیه به رابطه سایه و خورشید، تمثیلی برای ناچیزیِ وجودِ ممکن در برابر وجودِ واجب.

بحر شغبناک چو گشت آشکار بر صفت قطره نهان گم شدم

هنگامی که دریایِ خروشانِ حقیقت پدیدار شد، من همچون قطره‌ای در میانِ آن، پنهان و ناپدید گشتم.

نکته ادبی: بحرِ شغبناک استعاره از تجلیِ عظمتِ الهی است.

قطره بدم بحر به من باز خورد تا خبرم بد به میان گم شدم

من قطره‌ای بودم و دریا مرا در خود هضم کرد، تا جایی که وقتی به خودم آمدم، دیدم که در دلِ دریا گم شده‌ام.

نکته ادبی: توصیفِ بازگشتِ جزء به کل.

شد همگی هستی عطار نیست تا ز میان همگان گم شدم

تمامِ وجود و هستیِ «عطار» در حقیقت «نیستی» است، چنان‌که گویی در میانِ تمامِ موجودات، دیگر اثری از من باقی نمانده است.

نکته ادبی: عطار در اینجا نامِ شاعر است که در اوجِ فنا، حتی نامِ خود را نیز نفی می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تناسب (مراعات نظیر) قطره و بحر

ارتباط معنایی میان قطره و دریا برای تبیینِ رابطه انسان و خداوند استفاده شده است.

تشبیه سایهٔ یک ذره و خورشید

تشبیه وجودِ محدودِ انسان به سایه در برابرِ وجودِ نامحدودِ حق به خورشید.

تکرار (واژه‌آرایی) گم شدم

تکرار عبارتِ گم‌شدن برای تأکید بر تجربهٔ عرفانیِ محو شدن و رسیدن به فنا.

تلمیح بار امانت

اشاره به آیه ۷۲ سوره احزاب که به پذیرشِ امانتِ الهی توسط انسان اشاره دارد.

تضاد قطره و بحر

تقابل میانِ خُردیِ وجودِ انسانی و عظمتِ وجودِ الهی.