دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۴۹۳

عطار
منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم شدم بر بام بتخانه درین عالم ندا کردم
صلای کفر در دادم شما را ای مسلمانان که من آن کهنه بت ها را دگر باره جلا کردم
از آن مادر که من زادم، دگر باره شدم جفتش از آنم گبر می خوانند که با مادر زنا کردم
به بکری زادم از مادر از آن عیسیم می خوانند که من این شیر مادر را دگر باره غذا کردم
اگر عطار مسکین را درین گبری بسوزانند گوا باشید ای مردان که من خود را فنا کردم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده از زمره اشعار جسورانه و ملامتی‌وار است که با بهره‌گیری از نمادهای کفر و شرک، مفاهیم عمیق عرفانی را بازگو می‌کند. شاعر در این قطعه با اتخاذ نقابی از هنجارشکنی و به کار بردن تمثیل‌های تند و تأمل‌برانگیز، می‌کوشد از قید و بندهای ظاهری شریعت فراتر رود و به درک یگانگی با حقیقت هستی یا همان مقام «فنا» دست یابد.

در واقع این ابیات توصیف بازگشت به اصل خویشتن و گذشتن از «منِ» مجازی و خودپرستی است. شاعر با استفاده از تصاویرِ برساخته و نمادین، مخاطب را به چالش می‌کشد تا از سطح قشریِ دین به عمق معناییِ وحدت وجود نفوذ کند و مفاهیمی چون تولد دوباره و فنای فی‌الله را درک نماید.

معنای روان

منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردم شدم بر بام بتخانه درین عالم ندا کردم

من همان کافر و نامسلمانی هستم که معبد بت‌پرستی ساختم؛ بر فراز آن معبد رفتم و در این جهان، حقیقتِ خود را فریاد زدم.

نکته ادبی: واژه «گبر» در اینجا به معنای کافر یا زرتشتی نیست، بلکه اصطلاحی ملامتی برای کسی است که از مرزهای شریعت ظاهری عبور کرده است.

صلای کفر در دادم شما را ای مسلمانان که من آن کهنه بت ها را دگر باره جلا کردم

من فریاد کفر را به گوش شما مسلمانان رساندم، چرا که آن بت‌های قدیمی (نفسانیات و دلبستگی‌های دنیوی) را دوباره صیقل دادم و نمایان ساختم.

نکته ادبی: «جلا کردن» در اینجا به معنای پاکسازی و روشن ساختن حقیقتِ بت‌هاست که اشاره به مواجهه با ریشه‌های نفس دارد.

از آن مادر که من زادم، دگر باره شدم جفتش از آنم گبر می خوانند که با مادر زنا کردم

من به همان اصلی که از آن زاده شدم بازگشتم و با آن یکی شدم. به همین دلیل مرا کافر می‌خوانند که گویی با مادر خود هم‌بستر شده‌ام.

نکته ادبی: این بیت دارای استعاره‌ای بسیار تند و عرفانی است که «مادر» نماد اصل و مبدأ وجود است و «زنا» نماد وحدت با اصل و نفی دوگانگی است که در نگاه ظاهربین، کفر محسوب می‌شود.

به بکری زادم از مادر از آن عیسیم می خوانند که من این شیر مادر را دگر باره غذا کردم

من به پاکی و بکارت از مادر زاده شدم و از این رو مرا عیسی (روح‌الله) می‌نامند؛ زیرا من معرفت نخستین و پاک (شیر مادر) را دوباره به عنوان خوراک روح خود برگزیدم.

نکته ادبی: اشاره به داستان عیسی مسیح که بدون پدر و با دمیدن روح الهی زاده شد؛ شاعر با بازگشت به اصل، خود را واجد صفات عیسی می‌داند.

اگر عطار مسکین را درین گبری بسوزانند گوا باشید ای مردان که من خود را فنا کردم

اگر به خاطر این نوع نگرش و سلوک، عطارِ بیچاره را بسوزانند و مجازات کنند، ای مردان راه، گواه باشید که من با این کار، خودِ مجازی‌ام را در راه حق نیست و فنا کردم.

نکته ادبی: «فنا» در اینجا بالاترین مقام عرفانی است؛ یعنی زوالِ وجودِ محدودِ انسانی در برابر وجودِ مطلقِ خداوند.

آرایه‌های ادبی

استعاره گبر، بتخانه، بت‌ها

اشاره به نمادهایی که در عرفان ملامتی برای نفی ظواهر دینی و بازگشت به حقیقت درونی به کار می‌روند.

تناقض (پارادوکس) زنا با مادر، شیر مادر، تولد عیسی

استفاده از مفاهیم نامتعارف برای بیانِ بازگشت به اصل و تولد دوباره‌ی روحانی که در ذهن مخاطب تضاد ایجاد می‌کند.

تلمیح عیسی

اشاره به داستان حضرت عیسی برای تأکید بر پاکی و تولد روحانی و معنوی شاعر.