دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۴۶۲

عطار
شیفتهٔ حلقهٔ گوش توام سوختهٔ چشمهٔ نوش توام
ماهرخ با خط و خال منی دلشدهٔ بی تن و توش توام
ترک منی گوش به من دار از آنک هندوک حلقه به گوش توام
خانه بیاراسته ام چون نگار منتظر خانه فروش توام
چون دلم از خشم تو آید به جوش عاشق خشم تو و جوش توام
خط چه کشی بر من غمکش از آنک مست خط غالیه پوش توام
هوش به من باز کی آید که من تا به ابد رفته ز هوش توام
گرچه به گویایی من نیست کس یک شکرم ده که خموش توام
چون بگریزی تو ز عطار از آنک با تو به هم دوش به دوش توام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل بیانگر اوج تسلیم و فنای عاشق در برابر معشوق است. عطار در این ابیات، خود را به تمامی در گرو عشق می‌بیند و با زبانی لبریز از شوق و شیدایی، از درهم‌تنیدگی وجود خود با محبوب سخن می‌گوید. درون‌مایه اصلی، نفیِ خویشتن و پذیرشِ تمام‌عیارِ مقدرات معشوق است؛ چنان‌که حتی خشم و گریز معشوق نیز برای عاشق، در حکم عنایت و همراهی است.

معنای روان

شیفتهٔ حلقهٔ گوش توام سوختهٔ چشمهٔ نوش توام

من شیفته و گرفتارِ نشانِ بندگی تو هستم و در شعله‌یِ عشقِ حیات‌بخشِ تو سوخته‌ام.

نکته ادبی: حلقه گوش در ادبیات کلاسیک نماد بردگی و تعلق مطلق به محبوب است.

ماهرخ با خط و خال منی دلشدهٔ بی تن و توش توام

ای کسی که با زیبایی‌های چهره‌ات (خط و خال) مرا اسیر خود کرده‌ای، من دلی به دست تو سپرده‌ام و بدون تو هیچ توان و قوه‌ای در وجودم نمانده است.

نکته ادبی: توش به معنای قوت و توشه است و ترکیب بی تن و توش به ناتوانی مطلق عاشق اشاره دارد.

ترک منی گوش به من دار از آنک هندوک حلقه به گوش توام

ای محبوب که همچون ترکان زیباروی و قدرتمندی، به سخنم گوش فرا دار؛ زیرا من همچون غلامی هندی (سیاه‌دل و سرسپرده)، حلقه‌ی بندگی تو را در گوش دارم.

نکته ادبی: ترک و هند از تقابل‌های معروف در ادبیات فارسی است که به ترتیب نماد معشوق زیبا و ظالم، و عاشق سیاه و برده هستند.

خانه بیاراسته ام چون نگار منتظر خانه فروش توام

وجودم را همچون نگارخانه‌ای زیبا برای حضور تو آراسته‌ام و در انتظارم تا تو که مالک و صاحب‌خانه هستی، در آن ساکن شوی.

نکته ادبی: خانه فروش در اینجا به معنای کسی است که مالکیت خانه را در دست دارد و آن را به تصرف در می‌آورد.

چون دلم از خشم تو آید به جوش عاشق خشم تو و جوش توام

زمانی که دلم از تندی و خشم تو به خروش می‌آید، من حتی همان خشم و التهاب ناشی از آن را نیز با جان و دل دوست دارم.

نکته ادبی: جویدن به معنای به جوش آمدن و غلیان احساسات درونی است.

خط چه کشی بر من غمکش از آنک مست خط غالیه پوش توام

چرا بر پیکرِ رنج‌دیده‌ی من خط می‌کشی؟ در حالی که من مستِ عطرِ خوشِ خط‌هایِ چهره‌یِ تو هستم.

نکته ادبی: غالیه نوعی عطر سیاه و خوشبو است که تشبیه خط چهره به آن رایج است.

هوش به من باز کی آید که من تا به ابد رفته ز هوش توام

هوشیاری و عقلِ من کی به سراغم باز می‌آید؟ چرا که من برای همیشه، غرق در تو شده‌ام و عقل از سرم پریده است.

نکته ادبی: رفته ز هوش کنایه از بی‌خودی و غلبه جذبه عشق بر عقل معاش است.

گرچه به گویایی من نیست کس یک شکرم ده که خموش توام

با وجود آنکه در سخنوری و فصاحت کسی به پای من نمی‌رسد، اما از تو یک ذره کام‌بخشی (شکری) می‌خواهم، چرا که در برابرت زبانم بند آمده و خاموشم.

نکته ادبی: شکر نماد شیرینی کلام و عنایت معشوق است.

چون بگریزی تو ز عطار از آنک با تو به هم دوش به دوش توام

اگرچه تو از دستِ عطار می‌گریزی، اما بدان که من همواره با توام و دوشادوشت در مسیرِ عشق گام برمی‌دارم.

نکته ادبی: تخلص عطار در بیت پایانی برای تأکید بر حضور عاشق در کنار معشوق آمده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد ترک و هندوک

تقابل میان معشوق زیبا و برده سیاه که نماد فاصله طبقاتی و تسلیم عاشق است.

کنایه حلقه به گوش

کنایه از بندگی، سرسپردگی و اطاعت محض از معشوق.

ایهام خط

در معنای اول خط و نشان کشیدن برای کسی و در معنای دوم موهای تازه روییده بر صورت معشوق.