دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۴۰۲

عطار
ساقیا گه جام ده گه جام خور گر به معنی پخته ای می خام خور
زر بده بستان می تلخ آنگهی با بت شیرین سیم اندام خور
گردن محکم نداری پس که گفت کز زبونی سیلی ایام خور
ترک نام و ننگ و صلح و جنگ گیر توبه بشکن می ستان و جام خور
با فلک تندی مکن عطاروار باده بستان لیک با آرام خور

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوت به رهایی از قیود دنیوی و تسلیم در برابر مشیت الهی است. شاعر با زبانی تمثیلی و رندانه، مخاطب را به بریدن از دوگانه‌هایی چون نام و ننگ، صلح و جنگ و حتی زهد ظاهری فرا می‌خواند.

درونمایه اصلی، نوعی عرفانِ عمل‌گرا و رندانه است که در آن باده نماد حقیقت و شهود قلبی است. پیام نهایی، پرهیز از ستیزه‌جویی با سرنوشت و رسیدن به آرامشی درونی از طریق تجربه معنوی و گسستن از تعلقات است.

معنای روان

ساقیا گه جام ده گه جام خور گر به معنی پخته ای می خام خور

ای ساقی، گاهی شراب را به من ده و گاهی خود بنوش؛ اگر به حقیقت و معرفت پخته و کامل شده‌ای، باز هم از شرابِ شور و هیجان (میِ خام) بنوش تا از خود بی‌خود شوی.

نکته ادبی: می خام در اصطلاح عرفانی گاه به معنای عشقِ نپخته یا شورِ جوانی و گاه اشاره به استغراقِ کامل در جذبه است که در اینجا با پختگی تضاد معنایی دارد.

زر بده بستان می تلخ آنگهی با بت شیرین سیم اندام خور

زر و ثروت دنیوی را بده و در مقابلش شراب تلخ معرفت را بستان؛ و سپس آن را در کنار محبوبِ زیبا و شیرین‌سخن بنوش.

نکته ادبی: سیم اندام اشاره به بدنِ نقره‌فام و درخشان دارد که در ادبیات کلاسیک کنایه از زیبایی و لطافتِ محبوب است.

گردن محکم نداری پس که گفت کز زبونی سیلی ایام خور

تو که توان ایستادگی و گردن‌کشی در برابر تقدیر را نداری، پس چرا این‌قدر ضعیف و زبون هستی که مدام سیلی‌های روزگار را می‌خوری؟

نکته ادبی: ایام استعاره از روزگار و تقدیر است؛ شاعر سرزنش می‌کند که چرا در برابر رنج‌ها تسلیم محض و خوار هستی.

ترک نام و ننگ و صلح و جنگ گیر توبه بشکن می ستان و جام خور

از شهرت و بدنامی، و از کشمکش‌های صلح و جنگ دست بشوی و آن‌ها را رها کن؛ زهد و توبه خود را بشکن، باده‌ی حقیقت را بگیر و بنوش.

نکته ادبی: توبه شکستن در ادبیات عرفانی به معنای گذر از زهدِ خشک و ظاهرپرستی به سوی عشقِ حقیقی و بی‌قیدیِ عارفانه است.

با فلک تندی مکن عطاروار باده بستان لیک با آرام خور

مانند عطار در برابر چرخ گردون و تقدیر، تندی و ستیزه‌جویی نکن؛ شراب معنوی را بگیر اما آن را با آرامش و صبر بنوش.

نکته ادبی: عطاروار اشاره به تخلص شاعر و منشِ او دارد؛ این تلمیح به شخصیت خود شاعر، برآمده از سبک شخصی او در دعوت به تسلیم عارفانه است.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) گر به معنی پخته ای می خام خور

کنار هم قرار گرفتن پختگی (کمال معرفت) و می خام (شور و بی‌خودی) برای بیان یک حالت عرفانی خاص.

استعاره باده

در این ابیات، باده نه شراب انگوری، بلکه نمادی از مستی عرفانی، عشق الهی و حقیقت است.

کنایه سیلی ایام خور

کنایه از تحمل رنج‌ها و سختی‌های روزگار و تقدیر است.

تلمیح عطاروار

اشاره شاعر به خود و منشِ صبورانه‌ی خود در برابر تقدیر.