دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۳۹۵

عطار
ای تو را با هر دلی کاری دگر در پس هر پرده غمخواری دگر
چون بسی کار است با هر کس تورا هر کسی را هست پنداری دگر
لاجرم هرکس چنان داند که نیست با کست بیرون ازو کاری دگر
چون جمالت صد هزاران روی داشت بود در هر ذره دیداری دگر
لاجرم هر ذره را بنموده ای از جمال خویش رخساری دگر
تا نماند هیچ ذره بی نصیب داده ای هر ذره را یاری دگر
لاجرم دادی تو یک یک ذره را در درون پرده بازاری دگر
چون یک است اصل این عدد از بهر آنست تا بود هر دم گرفتاری دگر
ای دل سرگشته تا کی باشدت هر زمانی درد و تیماری دگر
کی رسد از دین سر مویی به تو زیر هر موییت زناری دگر
خیز و ایمان آر و زنارت ببر توبه کن مردانه یکباری دگر
دل منه بر هیچ چون عطار هیچ تا کیت هر لحظه دلداری دگر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر جلوه‌گری خداوند در عالم هستی است که از نگاه عارفانه شاعر، خالقِ بی‌همتا در هر ذره از هستی، جلوه‌ای خاص و ارتباطی منحصر‌به‌فرد دارد. در این نگاه، تکثر موجودات و تنوع احوال، نقابی بر چهره‌ی وحدانیت حق است و هر ذره‌ای به قدر ظرفیت خود از آن جمال بهره‌مند است. شاعر بر این باور است که کثرتِ هستی، زمینه‌ای برای ظهور صفات گوناگون الهی و آزمونی برای جانِ آدمی است.

در بخش پایانی، کلام شاعر از توصیف هستی‌شناسانه به پندی اخلاقی تغییر جهت می‌دهد و جانِ سرگشته‌ی آدمی را به بریدن از دلبستگی‌های مجازی (زنار) و روی آوردن به حقیقتِ ایمان دعوت می‌کند تا از بندِ تعلقات و دردهای پیاپی رهایی یابد و از دل‌خوش کردن به امور فانی و زودگذر دست بکشد.

معنای روان

ای تو را با هر دلی کاری دگر در پس هر پرده غمخواری دگر

ای خداوند، تو با هر دلی ارتباطی ویژه و متفاوتی داری و در پسِ هر پرده‌ای از غیب، غم‌خواری و پناهی برای بندگان نهفته‌ای.

نکته ادبی: واژه «پرده» در عرفان نماد حجاب‌هایی است که مانع رؤیتِ مطلقِ حق می‌شوند.

چون بسی کار است با هر کس تورا هر کسی را هست پنداری دگر

از آنجا که تو با هر کسی ارتباط و سر و کاری داری، هر کس بر اساس فهم و ادراک خود، تصوری متفاوت از تو در ذهن ساخته است.

نکته ادبی: پندار در اینجا به معنای تصور و خیالِ ذهنی است.

لاجرم هرکس چنان داند که نیست با کست بیرون ازو کاری دگر

به ناچار، هر کس به اشتباه گمان می‌کند که تو جز با او با کس دیگری سر و کاری نداری و فقط اوست که مورد توجه توست.

نکته ادبی: لاجرم به معنای ناگزیر و بی‌شک است که در ادبیات کلاسیک بسیار کاربرد دارد.

چون جمالت صد هزاران روی داشت بود در هر ذره دیداری دگر

چون زیبایی و جلوه‌ی تو بی‌نهایت چهره و رو دارد، در هر ذره از هستی، نمایی متفاوت از تو دیده می‌شود.

نکته ادبی: جمال در اینجا به معنای تجلیاتِ صفات الهی در آینه‌ی عالم است.

لاجرم هر ذره را بنموده ای از جمال خویش رخساری دگر

به همین دلیل، تو در هر ذره از عالم هستی، رخسار و جلوه‌ای مخصوص از زیبایی خود را آشکار کرده‌ای.

نکته ادبی: رخسار استعاره از تجلیِ خاصِ صفاتِ حق است.

تا نماند هیچ ذره بی نصیب داده ای هر ذره را یاری دگر

برای اینکه هیچ ذره‌ای از هستی از عنایت تو محروم نماند، برای هر کدام از آن‌ها، همراه و یاوری ویژه فراهم کرده‌ای.

نکته ادبی: یار در اینجا به معنای پشتیبان و جلوه‌ی عنایت است.

لاجرم دادی تو یک یک ذره را در درون پرده بازاری دگر

در نتیجه، تو برای هر ذره‌ی ناچیز، جهانی از حیرت و بازاری پرشور و پر از نقش و نگار در درونِ پرده‌های غیب ایجاد کرده‌ای.

نکته ادبی: بازار به استعاره به معنای جایگاهِ بروز و ظهورِ نقش‌ها و کثرات است.

چون یک است اصل این عدد از بهر آنست تا بود هر دم گرفتاری دگر

اگرچه اصلِ این هستی یکی است، اما این کثرت و عدد برای آن است که هر لحظه گرفتاری و اشتغالی تازه برای سالک در مسیرِ شناخت پیش بیاید.

نکته ادبی: گرفتاری در اینجا به معنای تعلق خاطر و یا اشتغالاتِ ذهنیِ ناشی از کثرت است.

ای دل سرگشته تا کی باشدت هر زمانی درد و تیماری دگر

ای دلِ سرگشته و حیران، تا کی می‌خواهی پیوسته درگیرِ دردهای تازه و تیمار کردنِ غم‌های بیهوده باشی؟

نکته ادبی: تیمار در اینجا به معنای غم‌خواری و مراقبتِ بیهوده از غیرِ خداست.

کی رسد از دین سر مویی به تو زیر هر موییت زناری دگر

چگونه حقیقتِ دین و ایمان به تو می‌رسد، در حالی که در زیر هر تار موی تو، بندی از کفر و دلبستگی‌های دنیوی (زنار) پنهان شده است؟

نکته ادبی: زنار، کمربندی است که اهل ذمه در قدیم بر کمر می‌بستند و در عرفان استعاره از کفر و تعلقاتِ دنیوی است.

خیز و ایمان آر و زنارت ببر توبه کن مردانه یکباری دگر

برخیز، ایمان واقعی را انتخاب کن، این تعلقات و بندها را از خود دور کن و با شهامت، یک‌بار برای همیشه توبه کن.

نکته ادبی: بریدنِ زنار نمادِ گسستن از تعلقاتِ غیرِ حق است.

دل منه بر هیچ چون عطار هیچ تا کیت هر لحظه دلداری دگر

همانند «عطار»، به هیچ‌چیزِ این دنیای فانی دل نبند؛ چرا که تا کی می‌خواهی پیوسته به دنبال دل‌داری‌های مجازی و زودگذر باشی؟

نکته ادبی: استفاده از تخلص (عطار) برای تأکید بر موعظه‌ی خود شاعر به خویشتن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره زنار

اشاره به دلبستگی‌ها و تعلقات دنیوی که مانع رسیدن به حقیقت ایمان می‌شود.

ایهام پرده

هم به معنای مانع و حجابِ دیدنِ حق، و هم به معنای پوششِ اسرارِ غیب به کار رفته است.

تضاد یک بودن اصل و کثرتِ گرفتاری‌ها

تقابل میان وحدانیتِ خداوند و کثرتِ مظاهر و گرفتاری‌های دنیوی که از آن نشأت می‌گیرد.

کنایه بازاری دیگر

کنایه از پیچیدگی‌های عالم و سرگرمی‌های فریبنده‌ی دنیوی که هر ذره در آن درگیر است.