دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۳۷۶

عطار
در ره عشق تو پایان کس ندید راه بس دور است و پیشان کس ندید
گرد کویت چون تواند دید کس زانکه تو در جانی و جان کس ندید
از نهانی کس ندیدت آشکار وز هویداییت پنهان کس ندید
بلعجب دردی است دردت کاندرو تا قیامت روی درمان کس ندید
در خرابات خراب عشق تو یک حریف آب دندان کس ندید
گوهر وصلت از آن در پرده ماند کز جهان شایستهٔ آن کس ندید
در بیابانت ز چندین سوخته یک نشان از صد هزاران کس ندید
بس دل شوریده کاندر راه عشق جان بداد و روی جانان کس ندید
جمله در راهت فرو رفته به خاک بوالعجب تر زین بیابان کس ندید
خون خور ای عطار و تن در صبر ده کانچه می جویی تو آسان کس ندید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تصویری عمیق و عرفانی از بی‌پایانی و دشواریِ طریقِ عشق الهی ترسیم می‌کند. شاعر در این ابیات به این نکته اشاره دارد که معرفتِ ذاتِ حق و رسیدن به وصال او، امری محال و خارج از ادراکِ بشری است و تمامی رهروان این راه در سختی و هجران گرفتارند.

عطار با بیانی مشفقانه و در عین حال واقع‌گرایانه، خطاب به خویش و تمامی سالکان، بر این باور است که راه عشق، عرصه‌ای برای ایثار جان و تحملِ رنجی بی‌پایان است؛ جایی که هیچ همدم و همراهِ شایسته‌ای یافت نمی‌شود و تنها صبر و استقامت، توشه راه است.

معنای روان

در ره عشق تو پایان کس ندید راه بس دور است و پیشان کس ندید

در طریق عشق تو، هیچ‌کس به سرانجامی نرسید؛ چرا که این راه بی‌نهایت است و کسی آغاز یا فرجام آن را ندیده است.

نکته ادبی: واژه پیشان به معنای پیش‌رو یا آغاز و ابتدای راه است.

گرد کویت چون تواند دید کس زانکه تو در جانی و جان کس ندید

چگونه کسی می‌تواند پیرامون کوی تو را بنگرد؟ حال آنکه تو در عمق جان پنهانی و خودِ جان نیز از دیده‌ها پنهان است.

نکته ادبی: جان در اینجا به معنای ذات و حقیقت پنهان در درون انسان است که ناپیداست.

از نهانی کس ندیدت آشکار وز هویداییت پنهان کس ندید

تو چنان پیچیده و عمیقی که در نهان بودنت، کسی تو را آشکار نیافت و در هویدایی‌ات نیز، کسی حقیقت پنهانت را ندید.

نکته ادبی: بهره‌گیری از صنعت تضاد و پارادوکس برای بیانِ دوجنبه‌ای بودنِ ذات الهی.

بلعجب دردی است دردت کاندرو تا قیامت روی درمان کس ندید

درد عشق تو چنان شگفت‌انگیز است که تا روز قیامت، هیچ‌کس مرهمی برای آن نیافته و نخواهد یافت.

نکته ادبی: بلعجب به معنای بسیار شگفت‌آور و تعجب‌برانگیز است.

در خرابات خراب عشق تو یک حریف آب دندان کس ندید

در فضای خرابات‌گونه عشق تو، هیچ همدم و همراهی که ارزشِ همراهی داشته باشد، یافت نشد.

نکته ادبی: آب دندان استعاره از چیز قابل‌قبول، ارزشمند یا دندان‌گیر است.

گوهر وصلت از آن در پرده ماند کز جهان شایستهٔ آن کس ندید

جواهرِ وصال تو همچنان در پرده است، زیرا در این عالم خاکی، کسی شایسته و در خورِ آن دیده نشد.

نکته ادبی: گوهر استعاره از حقیقت وصال است که به دلیل نفیس بودن، مخفی مانده است.

در بیابانت ز چندین سوخته یک نشان از صد هزاران کس ندید

در بیابان عشق تو، از میان هزاران تن که در آتش هجران سوختند، حتی یک نفر هم نشانی از خود باقی نگذاشت.

نکته ادبی: اشاره به فنا و نابودیِ کامل سالکان در وادی پرمخاطره عشق.

بس دل شوریده کاندر راه عشق جان بداد و روی جانان کس ندید

بسیاری از دل‌های آشفته در این راه، جان خود را فدا کردند اما هرگز روی جانان (خداوند) را ندیدند.

نکته ادبی: شوریده به معنای پریشان و عاشق‌دل است که در راه حق بی‌قرار است.

جمله در راهت فرو رفته به خاک بوالعجب تر زین بیابان کس ندید

تمامی مسافران این راه در خاک فرو رفته و نابود شده‌اند؛ شگفت‌انگیزتر از این بیابان، هیچ‌کس ندیده است.

نکته ادبی: اشاره به فنایِ مطلقِ رهروان و دشواری بی‌مانندِ این مسیر.

خون خور ای عطار و تن در صبر ده کانچه می جویی تو آسان کس ندید

ای عطار، رنج بکش و خون دل بخور و صبر پیشه کن؛ زیرا آنچه تو به دنبال آن هستی، هدفی نیست که به آسانی به دست آید.

نکته ادبی: مخاطب قراردادن خویش (تخلص) برای پند و تأکید بر ضرورتِ صبر در طریقت.

آرایه‌های ادبی

تضاد از نهانی... آشکار/هویدایی... پنهان

بیانگر دوگانگیِ ذات الهی که همزمان پنهان و آشکار است.

استعاره گوهر وصلت

تشبیه وصال به گوهری گران‌بها که به دلیل ارزشمندی در پرده مانده است.

کنایه آب دندان

کنایه از ارزشمند بودن، درخور توجه بودن یا مطلوب بودن.

مبالغه یک نشان از صد هزاران کس ندید

تأکید بر فنایِ کثیرِ سالکان و بی‌نتیجه بودن جستجویِ عادی در راه عشق.