دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۳۲۴

عطار
عشق را پیر و جوان یکسان بود نزد او سود و زیان یکسان بود
هم ز یکرنگی جهان عشق را نو بهار و مهرگان یکسان بود
زیر او بالا و بالا هست زیر کش زمین و آسمان یکسان بود
بارگاه عشق همچون دایره است صد او با آستان یکسان بود
یار اگر سوزد وگر سازد رواست عاشقان را این و آن یکسان بود
در طریق عاشقان خون ریختن با حیات جاودان یکسان بود
سایه از کل دان که پیش آفتاب آشکارا و نهان یکسان بود
کی بود دلدار چون دل ای فرید باز کی با آشیان یکسان بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این شعر با بیانی عرفانی و لطیف، به توصیف مقام والای عشق می‌پردازد که در آن، تمامی تضادها و تقابل‌های دنیوی رنگ می‌بازند و حقیقتِ یگانگی نمایان می‌شود. از نظر شاعر، عشق حقیقتِ واحدی است که در آن، تفاوت‌های اعتباری و ظاهری مانند پیری و جوانی، سود و زیان، و حتی فراز و فرود هستی، هیچ جایگاهی ندارند و عاشق به درجه‌ای از کمال می‌رسد که در آن، میان جفا و وفای معشوق، یا میان مرگ و زندگی، تفاوتی نمی‌بیند.

این سروده دعوت به نگاهی کلی‌نگر به هستی است که در آن، هرچه هست از سرچشمه‌ی عشق نشأت گرفته و در برابر خورشید حقیقت، تضادها به یگانگی بدل می‌شوند. شاعر با استفاده از نمادها و استعارات، خواننده را به گذشتن از کثرت و رسیدن به وحدت فرا می‌خواند، جایی که عاشق نه به دنبال منفعت است و نه از سختی‌های راه هراس دارد، چرا که همه این‌ها را در مسیر وصال، یکسان می‌داند.

معنای روان

عشق را پیر و جوان یکسان بود نزد او سود و زیان یکسان بود

برای عشق، پیر و جوان هیچ تفاوتی ندارند و سن و سال در برابر آن بی‌اثر است.

نکته ادبی: یکسان به معنای برابر و مساوی است و استفاده از فعل بود برای بیان ثبات وضعیت است.

هم ز یکرنگی جهان عشق را نو بهار و مهرگان یکسان بود

در نظر عشق، سود و زیان دنیوی معنایی ندارد و هر دو به یک اندازه بی‌ارزش هستند.

نکته ادبی: نزد او به معنای در نگاه یا در حریم او است.

زیر او بالا و بالا هست زیر کش زمین و آسمان یکسان بود

به دلیل ماهیت یکپارچه و یگانه‌ی عالم عشق، تمام تفاوت‌ها محو شده است.

نکته ادبی: یکرنگی در متون عرفانی اشاره به وحدت وجود و نبودِ دوگانگی دارد.

بارگاه عشق همچون دایره است صد او با آستان یکسان بود

فصل بهار که نماد رویش است با فصل پاییز (مهرگان) که نماد خزان است، در نگاه عشق برابرند.

نکته ادبی: مهرگان اشاره به جشن پاییز و به تبع آن فصل خزان دارد.

یار اگر سوزد وگر سازد رواست عاشقان را این و آن یکسان بود

در عالم عشق، پایین و بالا جای خود را عوض می‌کنند و مرزهای مکانی از بین می‌رود.

نکته ادبی: وارونگی زیر و بالا کنایه از برهم خوردن نظامات مادی و سلسله‌مراتب هستی است.

در طریق عاشقان خون ریختن با حیات جاودان یکسان بود

زیرا برای عشق، زمین و آسمان تفاوت و برتری نسبت به یکدیگر ندارند.

نکته ادبی: کش مخفف که او را است که در اینجا به عنوان ضمیر مفعولی برای عشق به کار رفته.

سایه از کل دان که پیش آفتاب آشکارا و نهان یکسان بود

حریم عشق مانند دایره‌ای است که همه نقاط آن به مرکزِ واحدی می‌رسند.

نکته ادبی: تشبیه بارگاه به دایره، نماد کمال، وحدت و بی‌نهایتی است.

کی بود دلدار چون دل ای فرید باز کی با آشیان یکسان بود

نقطه دوردستِ این حریم با درگاهِ ورودی آن تفاوتی ندارد و همه چیز یکسان است.

نکته ادبی: صد به معنای دور و کرانه و آستان به معنای درگاه است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) پیر و جوان، سود و زیان، بهار و مهرگان، زیر و بالا، زمین و آسمان، صد و آستان، سوزد و سازد، این و آن، خون ریختن و حیات جاودان، آشکارا و نهان

شاعر با بهره‌گیری از جفت‌های متضاد نشان می‌دهد که در عالم عشق، این تفاوت‌ها از میان می‌روند و یگانگی حاکم می‌شود.

تشبیه بارگاه عشق همچون دایره است

تشبیه حریم عشق به دایره برای نشان دادن کمال و اینکه همه نقاط در دایره به مرکز واحد می‌رسند.

استعاره آفتاب، سایه، باز، آشیان

آفتاب نماد حقیقتِ مطلق، سایه نماد مخلوقات، باز نماد عاشق جوینده و آشیان نمادِ جایگاهِ اصلی و معشوق است.