دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۲۸۵

عطار
عاشقان زنده دل به نام تو اند تشنهٔ جرعه ای ز جام تو اند
تا به سلطانی اندر آمده ای دل و جان بندهٔ غلام تو اند
زیر بار امانت غم تو توسنان زمانه رام تو اند
سرکشان بر امید یک دانه دانه نادیده صید دام تو اند
کاملان وقت آزمایش تو در ره عشق ناتمام تو اند
رهنمایان راه بین شب و روز در تماشای احترام تو اند
صد هزار اهل درد وقت سحر آرزومند یک پیام تو اند
همچو عطار بی دلان هرگز زندهٔ یادگار نام تو اند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده شور و اشتیاق عمیق عارفانه نسبت به معشوق ازلی است. شاعر در این قطعه، هستی و تمامی بندگان را در برابر عظمت و شکوه حق، خاضع و تسلیم می‌بیند و تأکید می‌کند که تمامی موجودات، از عاشقان دلسوخته تا عارفان کامل، همگی در پیوند با نام و یاد او حیات می‌یابند و آرامش خود را در گرو او می‌دانند.

مضمون کلی این سروده، تبیینِ جایگاه رفیعِ عشق الهی است که به ناتوانان قدرت، به سرکشان تواضع و به دردمندان امید می‌بخشد و نشان می‌دهد که همه عالم، بازیچه اراده و جلوه‌گری‌های معشوق است.

معنای روان

عاشقان زنده دل به نام تو اند تشنهٔ جرعه ای ز جام تو اند

تمام عاشقان حقیقی که دارای دلی بیدار هستند، حیات و هستی خود را مدیون ذکر نام تو می‌دانند و همواره مشتاق نوشیدن جرعه‌ای از شراب معرفت و فیض تو هستند.

نکته ادبی: زنده دل کنایه از کسی است که قلبی بیدار و آگاه دارد و غافل نیست.

تا به سلطانی اندر آمده ای دل و جان بندهٔ غلام تو اند

از آن هنگام که تو بر سریر پادشاهی هستی تکیه زده و جلوه‌گری کرده‌ای، تمام دل‌ها و جان‌ها به بندگی درگاه تو درآمده و تسلیم اراده تو شده‌اند.

نکته ادبی: سلطانی در اینجا به معنای قدرت و فرمانروایی مطلق الهی است.

زیر بار امانت غم تو توسنان زمانه رام تو اند

سختی‌های راه عشق و غم تو به قدری سنگین است که حتی سرکش‌ترین و چموش‌ترین حوادث روزگار را نیز در برابر تو رام و تسلیم کرده است.

نکته ادبی: توسن در لغت به معنای اسب چموش و سرکش است که اینجا استعاره از سختی‌های زمانه است.

سرکشان بر امید یک دانه دانه نادیده صید دام تو اند

مغروران و سرکشانِ عالم، تنها به امید رسیدن به تو، پیش از آنکه پاداش یا نشانه‌ای از تو ببینند، ناخودآگاه گرفتار دام عشق تو شده‌اند.

نکته ادبی: صید دام شدن کنایه از اسیر و گرفتار شدن در عشق است.

کاملان وقت آزمایش تو در ره عشق ناتمام تو اند

عارفان کاملی که به مقامات بلند معنوی رسیده‌اند، هنگام مواجهه با آزمون‌های الهی درمی‌یابند که در برابر عظمت تو هنوز کامل نیستند و ناقص‌اند.

نکته ادبی: تضاد میان کاملان و ناتمام برای نشان دادن عظمت معشوق است.

رهنمایان راه بین شب و روز در تماشای احترام تو اند

کسانی که خود راهنمای دیگران هستند، شب و روز در حال تماشای عظمت، شکوه و جلال تو هستند و از آن درس می‌گیرند.

نکته ادبی: رهنمایان در اینجا به پیران و مرشدان طریق اشاره دارد.

صد هزار اهل درد وقت سحر آرزومند یک پیام تو اند

هزاران عاشق دردمند که شب‌زنده‌داری می‌کنند، در خلوت سحرگاه چشم‌انتظار رسیدن خبری یا پیامی از جانب تو هستند.

نکته ادبی: وقت سحر زمان استجابت دعا و خلوت عاشقان با معشوق است.

همچو عطار بی دلان هرگز زندهٔ یادگار نام تو اند

آوارگان و بی‌دلانِ راه عشق، همچون عطار، تنها به واسطه یاد و نام توست که به حیات معنوی خود ادامه می‌دهند و زنده هستند.

نکته ادبی: بی دلان به معنای عاشقان شیدایی است که دل از خود برکنده‌اند.

آرایه‌های ادبی

کنایه توسنان زمانه

اشاره به حوادث و وقایع سرکش و سخت روزگار که به اسب‌های چموش تشبیه شده‌اند.

تضاد کاملان و ناتمام

تقابل واژگانی برای تأکید بر عظمت بی‌پایان الهی که حتی کاملان نیز در برابر آن احساس نقص می‌کنند.

استعاره صید دام

به بند کشیده شدنِ سرکشان توسط عشق الهی، حتی پیش از وعده پاداش.

نماد جام

نماد شراب معرفت و فیض الهی که تشنگی عاشقان را برطرف می‌کند.