دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۲۵۸

عطار
جهان از باد نوروزی جوان شد زهی زیبا که این ساعت جهان شد
شمال صبحدم مشکین نفس گشت صبای گرم رو عنبرفشان شد
تو گویی آب خضر و آب کوثر ز هر سوی چمن جویی روان شد
چو گل در مهد آمد بلبل مست به پیش مهد گل نعره زنان شد
کجایی ساقیا درده شرابی که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شد
قفس بشکن کزین دام گلوگیر اگر خواهی شدن اکنون توان شد
چه می جویی به نقد وقت خوش باش چه می گوئی که این یک رفت و آن شد
یقین می دان که چون وقت اندر آید تو را هم می بباید از میان شد
چو باز افتادی از ره ره ز سر گیر که همره دور رفت و کاروان شد
بلایی ناگهان اندر پی ماست دل عطار ازین غم ناگهان شد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر با توصیفی دل‌انگیز از فرارسیدن بهار و نو شدن چهره طبیعت آغاز می‌شود؛ شاعر با بهره‌گیری از تصاویر زنده و پرطراوت، فضای نشاط‌آور نوروز را ترسیم می‌کند و جهان را در حالتی از باززایی و کمال می‌بیند. در این بخش، طبیعت نمادی از تازگی و امید است که گویی حیات دوباره یافته است.

در ادامه، فضای شعر دگرگون شده و از سطح توصیف طبیعت به عمق تأملات هستی‌شناسانه و عرفانی تغییر جهت می‌دهد. شاعر با یادآوری گذر عمر و ناپایداری دنیا، مخاطب را به غنیمت شمردن لحظه حال (دم) فرا می‌خواند. او تأکید می‌کند که چون مرگ و فنا در کمین همگان است، انسان باید پیش از آنکه کاروان عمر بگذرد، در مسیر کمال و رهایی از تعلقات دنیوی قدم بردارد.

معنای روان

جهان از باد نوروزی جوان شد زهی زیبا که این ساعت جهان شد

دنیا با وزیدن نسیم نوروزی طراوت و جوانیِ دوباره یافت؛ چقدر زیباست که در این لحظه، جهان بدین‌گونه دگرگون و باطراوت شده است.

نکته ادبی: باد نوروزی به معنای نسیمی است که در اعتدال بهاری می‌وزد و نشانه زنده شدن طبیعت است.

شمال صبحدم مشکین نفس گشت صبای گرم رو عنبرفشان شد

نسیم شمال در وقت سحرگاه بویی خوش (همچون مشک) به خود گرفت و نسیم صبا (باد صبحگاهی) که با گرمی در حرکت بود، شروع به پراکندن عطر عنبر کرد.

نکته ادبی: شمال و صبا نام‌های بادهای جهت‌دار در ادبیات کلاسیک هستند که در اینجا با استعاره، دارای ویژگی‌های انسانی و بویایی شده‌اند.

تو گویی آب خضر و آب کوثر ز هر سوی چمن جویی روان شد

گویی آب حیات‌بخش خضر و آب گوارای کوثر از بهشت، از هر طرف چمن‌زار به شکل جویبارهایی در حال جریان است.

نکته ادبی: اشاره به آب خضر (نماد جاودانگی) و آب کوثر (نماد پاکی و بهشت) برای نشان دادن زلالی و طراوت جوی‌های بهاری است.

چو گل در مهد آمد بلبل مست به پیش مهد گل نعره زنان شد

وقتی گل در گهواره (غنچه یا شکوفه ابتدایی) قرار گرفت، بلبلِ سرمست، در مقابل این گهواره گل شروع به آوازخوانی و فریاد کرد.

نکته ادبی: مهد در اینجا استعاره از غنچه یا جایگاه رویش گل است و بلبل به عنوان عاشق گل تصویر شده است.

کجایی ساقیا درده شرابی که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شد

ای ساقی کجایی؟ شرابی برایم بریز، چرا که عمرم به پایان رسید و دلم از غم لبریز شد و جانم در حال رفتن است.

نکته ادبی: ساقی در این سیاق می‌تواند نماد پیر معنوی یا عاملی برای فراموشی غم‌های دنیوی باشد که در ادبیات عرفانی بسیار کاربرد دارد.

قفس بشکن کزین دام گلوگیر اگر خواهی شدن اکنون توان شد

این قفس (بدن یا دنیا) را بشکن؛ زیرا اگر می‌خواهی از این دام گلوگیر و اسارت رها شوی، همین حالا وقتش است.

نکته ادبی: قفس کنایه از حبسِ روح در کالبد مادی یا تعلقات دنیوی است.

چه می جویی به نقد وقت خوش باش چه می گوئی که این یک رفت و آن شد

دنبال چه می‌گردی؟ در این لحظه خوش باش، چرا مدام می‌گویی که این روزها گذشت و آن فرصت‌ها سپری شد؟ (حسرت گذشته را نخور).

نکته ادبی: تأکید بر غنیمت‌شمردنِ وقت، درون‌مایه‌ای خیامی در ادبیات عرفانی است که بر ارزشمندیِ دمِ حال دلالت دارد.

یقین می دان که چون وقت اندر آید تو را هم می بباید از میان شد

یقین داشته باش که وقتی زمانِ رفتنِ تو فرا برسد، تو هم باید از میان این دنیا رخت بربندی و بروی.

نکته ادبی: از میان شدن کنایه از مرگ و ترکِ دنیاست.

چو باز افتادی از ره ره ز سر گیر که همره دور رفت و کاروان شد

اگر از مسیر حقیقت باز ماندی، دوباره راه را از سر بگیر و حرکت کن، زیرا هم‌سفران تو خیلی دور شده‌اند و کاروان به راه افتاده است.

نکته ادبی: ره در اینجا نماد طریقِ عرفانی است و کاروان نماد گذشتِ زمان یا جماعت سالکان است.

بلایی ناگهان اندر پی ماست دل عطار ازین غم ناگهان شد

بلایی ناگهانی (مرگ یا سرنوشت محتوم) در تعقیب ماست؛ دل عطار از این غم ناگهان دچار آشوب و دگرگونی شد.

نکته ادبی: اشاره به تخلص شاعر (عطار) که نشان‌دهنده حضور مستقیم او در بیان این اندوه وجودی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره قفس

اشاره به دنیای مادی یا کالبد انسانی که روح در آن زندانی است.

تلمیح آب خضر و آب کوثر

ارجاع به داستان خضر نبی و چشمه حیات و همچنین رود مقدس کوثر در باورهای دینی برای وصف زلالی جوی‌های آب.

تشخیص (جان‌بخشی) مشکین نفس گشتن باد

نسبت دادن ویژگیِ نفس کشیدن و بو داشتن به باد که امری غیرجاندار است.

کنایه از میان شدن

کنایه از مردن و از صحنه روزگار محو شدن.

نماد ساقی

نماد مرشد، پیر، یا وسیله‌ای برای دستیابی به سرخوشی معنوی و فراموشی رنج‌های دنیوی.