دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۲۲۶

عطار
عشق آمد و آتشی به دل در زد تا دل به گزاف لاف دلبر زد
آسوده بدم نشسته در کنجی کامد غم عشق و حلقه بر در زد
شاخ طربم ز بیخ و بن برکند هر چیز که داشتم به هم بر زد
گفتند که سیم بر نگار است او تا رویم از آرزوی او زر زد
طاوس رخش چو کرد یک جلوه عقلم چو مگس دو دست بر سر زد
از چهرهٔ او دلم چو دریا شد دریا دیدی که موج گوهر زد
عطار چو آتشین دل آمد زو هر دم که زد از میان اخگر زد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری از هجومِ ناگهانی و تحول‌آفرینِ عشقِ الهی به ساحتِ وجودِ عاشق است. شاعر در این قطعه، تقابل میانِ آسایشِ ظاهری و امنِ دنیوی را با التهابِ روحانیِ عشق ترسیم می‌کند.

عشق در این نگاه، نیرویی است که نظامِ فکری و مادیِ انسان را در هم می‌شکند، عقلِ جزئی‌نگر را به حیرت واداشته و درونِ آدمی را به دریایی مواج از گوهرِ معانی تبدیل می‌کند.

معنای روان

عشق آمد و آتشی به دل در زد تا دل به گزاف لاف دلبر زد

عشق وارد شد و آتشی در دلم افروخت، همان لحظه که دلِ من بیهوده ادعای عاشقی می‌کرد.

نکته ادبی: گزاف به معنای بیهوده و لاف به معنای ادعای توخالی است.

آسوده بدم نشسته در کنجی کامد غم عشق و حلقه بر در زد

من در گوشه‌ای با آرامش نشسته بودم که ناگهان غمِ عشق از راه رسید و بر درِ دلم کوبید.

نکته ادبی: حلقه بر در زدن کنایه از درخواستِ ورود یا آغازِ یک واقعه است.

شاخ طربم ز بیخ و بن برکند هر چیز که داشتم به هم بر زد

عشق، شاخه شادی و نشاط مرا از ریشه قطع کرد و تمام دارایی و آرامشِ مرا در هم شکست.

نکته ادبی: شاخِ طرب استعاره از آرامش و سرخوشی‌های دنیوی است.

گفتند که سیم بر نگار است او تا رویم از آرزوی او زر زد

گفتند آن نگار، ارزشمند و زیبا (چون نقره) است؛ از شدتِ اشتیاق و آرزوی وصال او، رنگِ رخسارم زرد شد.

نکته ادبی: زر زدن در اینجا به معنای زرد شدنِ چهره از شدتِ اشتیاق است.

طاوس رخش چو کرد یک جلوه عقلم چو مگس دو دست بر سر زد

وقتی آن یارِ زیبا (که به شکوهِ طاووس است) چهره‌اش را نمایان کرد، عقلِ من مانند مگسی سرگردان و عاجز، درمانده شد.

نکته ادبی: تشبیه عقل به مگس، نشان‌دهنده ناتوانیِ خردِ محدود در برابرِ تجلیاتِ بیکرانِ جمالِ الهی است.

از چهرهٔ او دلم چو دریا شد دریا دیدی که موج گوهر زد

بر اثرِ زیباییِ روی او، دلم به وسعتِ دریا شد؛ مگر ندیده‌ای که دریا چگونه موج می‌زند و گوهر بیرون می‌ریزد؟

نکته ادبی: استعاره از عمق گرفتنِ جانِ عاشق که پس از عشق، منبعِ انوار و معارف می‌شود.

عطار چو آتشین دل آمد زو هر دم که زد از میان اخگر زد

عطار از وقتی این عشق را دریافت کرد، دلی آتشین یافت؛ به گونه‌ای که هر نفسی که می‌کشد، از میانِ جانش شعله بیرون می‌جهد.

نکته ادبی: اخگر به معنای آتش‌پاره یا شعله است که نمادِ کثرتِ شور و التهابِ درونی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش

نمادِ شور و التهابِ عشق که هستیِ مادی را می‌سوزاند.

تشبیه عقلم چو مگس

عقلِ مصلحت‌بین را به مگس تشبیه کرده که در برابرِ عظمتِ جمالِ حق، عاجز و سرگردان است.

کنایه حلقه بر در زدن

کنایه از آغازِ یک تحول یا ورودِ واقعه‌ای نو به زندگی.

استعاره دریا

نمادِ گستردگیِ جانِ عاشق که پس از پذیرشِ عشق، سرشار از گوهرِ معانی می‌شود.