دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۲۰۳

عطار
دست با تو در کمر خواهیم کرد قصد آن تنگ شکر خواهیم کرد
در سر زلف تو سر خواهیم باخت کار با تو سر به سر خواهیم کرد
چون لب شیرین تو خواهیم دید پای کوبان شور و شر خواهیم کرد
چون ز چشمت تیرباران در رسد ما ز جان خود سپر خواهیم کرد
از دو عالم چشم بر خواهیم دوخت چون به روی تو نظر خواهیم کرد
در غم عشق تو جان خواهیم داد سر در آن از خاک بر خواهیم کرد
چون بر سیمینت بی زر کس ندید هر زمان وامی دگر خواهیم کرد
تا بر سیمین تو چون زر بود کار خود چون آب زر خواهیم کرد
با جنون عشق تو خواهیم ساخت ترک عقل حیله گر خواهیم کرد
هر سخن کانرا تعلق با تو نیست آن سخن را مختصر خواهیم کرد
در همه عالم تو را خواهیم یافت گر همه عالم سفر خواهیم کرد
گرچه هرگز نوحهٔ ما نشنوی نوحه هر دم بیشتر خواهیم کرد
تا تو بر ما بگذری گر نگذری خویشتن را خاک درخواهیم کرد
بر سر کوی وفا سگ به ز ما گر ز کوی تو گذر خواهیم کرد
چون تو می خواهی نگونساری ما ما کنون از پای سر خواهیم کرد
در قیامت با تو خواهد بود و بس هرچه از ما خیر و شر خواهیم کرد
هرچه آن عطار در وصف تو گفت ذکر دایم را ز بر خواهیم کرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، نمایانگر شور و حرارتِ بی‌پایانِ عاشق در مسیر دلدادگی و تسلیمِ محض در برابرِ معشوق است. در این اشعار، شاعر با تأکید بر افعالِ آینده (خواهیم کرد)، عزمِ راسخ و بی تزلزلِ خود را برای پیمودنِ طریقِ عشق به تصویر می‌کشد؛ مسیری که در آن عاشق از تمامی تعلقات دنیوی، عقلِ مصلحت‌اندیش و حتی از هستی و جانِ خویش چشم می‌پوشد تا به وصال یا رضایتِ محبوب نائل آید.

فضا و اتمسفرِ حاکم بر این ابیات، سرشار از ازخودگذشتگی و جنونی مقدس است که عاشق را به ترکِ عقلِ حیله‌گر و پذیرشِ رنج‌های عاشقانه وا می‌دارد. پیامِ اصلیِ متن، دعوت به نوعی فنای عاشقانه است که در آن، تمامیِ هستی و اعمالِ انسان در سایه‌ی حضورِ معشوق معنا می‌یابد و هر آنچه جز اوست، ناچیز و مختصر شمرده می‌شود.

معنای روان

دست با تو در کمر خواهیم کرد قصد آن تنگ شکر خواهیم کرد

ما تو را در آغوش خواهیم کشید و برای رسیدن به لب‌های شیرین تو که سرچشمه حلاوت است، تلاش خواهیم کرد.

نکته ادبی: دست در کمر کردن کنایه‌ای کهن از در آغوش گرفتن است. تنگ شکر استعاره از لب‌های ظریف و شیرین است.

در سر زلف تو سر خواهیم باخت کار با تو سر به سر خواهیم کرد

ما در مسیرِ رسیدن به زلفِ تو، از جانمان خواهیم گذشت و تمامیِ کارهایمان را با تو هماهنگ و هم‌سو خواهیم کرد.

نکته ادبی: سر باختن کنایه از فدا کردن جان است. سر به سر کردن به معنای یکسان و برابر کردن است.

چون لب شیرین تو خواهیم دید پای کوبان شور و شر خواهیم کرد

هنگامی که لب‌های شیرین تو را ببینیم، از فرط شادی و شیدایی به رقص و پای‌کوبی خواهیم پرداخت.

نکته ادبی: شور و شر کنایه از هیاهوی برخاسته از اشتیاقِ عاشقانه است که منجر به رقص و بی‌قراری می‌شود.

چون ز چشمت تیرباران در رسد ما ز جان خود سپر خواهیم کرد

هرگاه نگاهِ نافذ و تند تو همچون بارانِ تیر به سوی ما بیاید، جانِ خود را به عنوان سپر در برابر آن قرار خواهیم داد.

نکته ادبی: تیرباران استعاره از نگاهِ تیز و نافذِ یار است که گویی به سمتِ عاشق پرتاب می‌شود.

از دو عالم چشم بر خواهیم دوخت چون به روی تو نظر خواهیم کرد

وقتی به چهره‌ی زیبای تو نگاه کنیم، از هر دو جهان و تعلقاتِ آن روی بر خواهیم تافت.

نکته ادبی: چشم بر دوختن در اینجا به معنای قطعِ امید از چیزی و نادیده گرفتن آن است.

در غم عشق تو جان خواهیم داد سر در آن از خاک بر خواهیم کرد

ما در غمِ عشق تو جان خواهیم سپرد و در همین راه، وجودِ خود را از قیدهای خاکی و دنیوی رها خواهیم ساخت.

نکته ادبی: خاک بر کردن کنایه از رهایی از تعلقاتِ مادی و برتری یافتنِ روح بر تن است.

چون بر سیمینت بی زر کس ندید هر زمان وامی دگر خواهیم کرد

از آنجا که کسی تنِ سیمین و درخشانِ تو را بدون پرداختِ بهایِ جان ندیده است، ما مدام در طلبِ تو وامِ جدیدی بر جانِ خود تحمیل می‌کنیم.

نکته ادبی: سیمین استعاره از تنِ سفید و درخشانِ معشوق است. وام گرفتن در اینجا کنایه از تعهدِ دائمی به عشق است.

تا بر سیمین تو چون زر بود کار خود چون آب زر خواهیم کرد

تا زمانی که بر تنِ سفید و درخشانِ تو نشانی از درخشش وجود دارد، ما کارِ خود را همانندِ تذهیب‌کاران، به شکلِ آب‌طلا ارزشمند و خالص خواهیم کرد.

نکته ادبی: آب‌زر (آب‌طلا) محلولی است که برای تذهیب استفاده می‌شود و استعاره از کاری است که به آن ارزشِ زرین بخشیده شده است.

با جنون عشق تو خواهیم ساخت ترک عقل حیله گر خواهیم کرد

ما با جنونِ ناشی از عشقِ تو زندگی خواهیم کرد و عقلِ مصلحت‌اندیش و حیله‌گر را کنار خواهیم گذاشت.

نکته ادبی: عقل حیله‌گر اشاره به عقلِ جزئی‌نگر و مصلحت‌بین دارد که در برابرِ عشقِ مطلق جایگاهی ندارد.

هر سخن کانرا تعلق با تو نیست آن سخن را مختصر خواهیم کرد

هر حرفی که پیوندی با تو نداشته باشد، آن را کوتاه و بی‌اهمیت خواهیم شمرد.

نکته ادبی: مختصر کردن کنایه از بی‌ارزش انگاشتنِ هر موضوعی است که متعلق به معشوق نباشد.

در همه عالم تو را خواهیم یافت گر همه عالم سفر خواهیم کرد

حتی اگر به تمامِ جهان سفر کنیم، قطعاً تو را در همه جا خواهیم یافت.

نکته ادبی: اشاره به وحدتِ وجود در نگاه عرفانی که معشوق را در آینه تمام هستی می‌بیند.

گرچه هرگز نوحهٔ ما نشنوی نوحه هر دم بیشتر خواهیم کرد

اگرچه هرگز ناله‌های ما را نمی‌شنوی، ما لحظه‌به‌لحظه بر این ناله‌ها خواهیم افزود.

نکته ادبی: نوحه به معنای ناله‌های سوگوارانه است که در اینجا نشان‌دهنده پایداری در عشقِ یک‌سویه است.

تا تو بر ما بگذری گر نگذری خویشتن را خاک درخواهیم کرد

اگر تو بر ما عبور نکنی، ما خود را به خاکِ کفِ پایِ تو بدل می‌کنیم تا شاید بر ما بگذری.

نکته ادبی: خاکِ در شدن کنایه از نهایت فروتنی و شکستنِ منیت در برابرِ معشوق است.

بر سر کوی وفا سگ به ز ما گر ز کوی تو گذر خواهیم کرد

اگر ما از کویِ تو بگذریم (ترکت کنیم)، حتی سگِ کویِ وفاداری از ما بهتر است.

نکته ادبی: استفاده از سگ برای نشان دادنِ پستیِ خود در صورتِ بی‌وفایی به معشوق است.

چون تو می خواهی نگونساری ما ما کنون از پای سر خواهیم کرد

چون تو خواهانِ واژگون شدنِ بخت و سرافکندگیِ ما هستی، ما اکنون با کمالِ میل از سر و پا می‌گذریم تا به خواسته‌ی تو عمل کنیم.

نکته ادبی: نگونساری به معنای واژگون شدن و خفت است. از پای سر کردن استعاره از دگرگونیِ کاملِ احوالِ عاشق است.

در قیامت با تو خواهد بود و بس هرچه از ما خیر و شر خواهیم کرد

در روز قیامت، تمامِ اعمالِ خیر و شرِ ما فقط در حضورِ تو معنا می‌یابد و با تو سنجیده خواهد شد.

نکته ادبی: اشاره به دادگاهِ الهی که در آن معشوق (خداوند)، یگانه ناظر و داورِ اعمال است.

هرچه آن عطار در وصف تو گفت ذکر دایم را ز بر خواهیم کرد

هر آنچه که عطار در وصفِ تو سروده است، ما آن را به صورتِ ذکرِ همیشگی، از حفظ خواهیم خواند.

نکته ادبی: ز بر کردن به معنای از حفظ خواندن و به یاد سپردن است که نشانِ ارادتِ عاشق به کلامِ شاعر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره تنگ شکر

اشاره به لب‌های کوچک، ظریف و شیرین معشوق که به ظرفِ شکر تشبیه شده است.

کنایه سر باختن

کنایه از جان‌فشانی و فدا کردنِ جان در راهِ عشق.

استعاره تیرباران

تشبیه نگاه‌های تند و اثرگذارِ معشوق به تیرهایی که به سوی عاشق پرتاب می‌شود.

مبالغه در همه عالم تو را خواهیم یافت

اغراق در حضورِ همه‌جاییِ معشوق و تأکید بر جستجویِ بی‌پایانِ عاشق.

کنایه خاکِ در شدن

کنایه از نهایتِ فروتنی و فنا شدن در راهِ معشوق.