دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۱۶۴

عطار
در زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجد با داو ششدر تو هر کم زنی چه سنجد
چون پنجه های شیران عشق تو خرد بشکست در پیش زور عشقت تر دامنی چه سنجد
جایی که کوهها را یک ذره وزن نبود هیهات می ندانم تا ارزنی چه سنجد
جایی که صد هزاران سلطان به سر درآیند اندر چنان مقامی چوبک زنی چه سنجد
جان های پاک بازان خون شد درین بیابان یک مشت ارزن آخر در خرمنی چه سنجد
چون پردلان عالم پیشت سپر فکندند با زخم ناوک تو هر جوشنی چه سنجد
جان و دلم ز عشقت مستغرقند دایم در عشق چون تو شاهی جان و تنی چه سنجد
چون ساکنان گلشن در پایت اوفتادند عطار سر نهاده در گلخنی چه سنجد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل تجلی‌گاه فنا و نیستی عاشق در برابر قدرت بی‌کران عشق الهی است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های حماسی و سلسله‌مراتبی، به مخاطب گوشزد می‌کند که در پهنۀ هستیِ معشوق ازلی، اراده و هستی فردی انسان در برابر جبروت او، همچون پرکاهی در برابر طوفان است و هیچ جایگاهی برای خودنمایی باقی نمی‌ماند.

در این فضای عرفانی، حتی بزرگ‌ترین دلاوران و سلاطین در برابر ابهت عشق به زانو درمی‌آیند. شاعر با تواضعی عمیق، خود را در پایین‌ترین مرتبه (گلخن) می‌بیند و با بیانی تمثیلی و استعاری، پوچیِ ادعاهای انسانی را در مواجهه با حقیقتِ مطلقِ الهی به تصویر می‌کشد.

معنای روان

در زیر بار عشقت هر توسنی چه سنجد با داو ششدر تو هر کم زنی چه سنجد

در برابرِ سنگینی و ابهت عشقِ تو، سرکشیِ نفسِ انسان (توسن) چه ارزشی دارد؟ وقتی تو با قدرتِ بی‌پایان خود (داو شش‌در که استعاره از بن‌بستِ کامل است) راهِ گریز را بر من بسته‌ای، تدبیر و چاره‌جوییِ یک آدمِ تازه‌کار چه معنایی دارد؟

نکته ادبی: توسن به معنای اسب سرکش و استعاره از نفس اماره است. شش‌در اصطلاحی در بازی نرد به معنای راهی است که بر حریف کاملاً بسته شده باشد و در اینجا استعاره از احاطه کاملِ عشق است.

چون پنجه های شیران عشق تو خرد بشکست در پیش زور عشقت تر دامنی چه سنجد

وقتی قدرتِ عشقِ تو همچون چنگالِ شیران، غرور و خودخواهی را درهم شکست، دیگر در پیشگاهِ این عظمت، آلودگی یا پاکیِ دامنِ من چه جایگاهی دارد؟ (همه در برابر عشق یکسان‌اند).

نکته ادبی: پنجه شیران نمادِ قدرتِ مهارناپذیر است. تر‌دامنی کنایه از گناهکاری یا نقص است که در برابر قدرت عشق بی‌اثر می‌شود.

جایی که کوهها را یک ذره وزن نبود هیهات می ندانم تا ارزنی چه سنجد

در جایی که کوه‌های استوار نیز در برابر جلالِ تو هیچ وزنی ندارند، شگفتا! نمی‌دانم یک ذره‌ (ارزن) در برابر تو چه وزن و اعتباری می‌تواند داشته باشد؟

نکته ادبی: مبالغه در کوچک شمردنِ هستیِ ممکنات در برابر واجب الوجود. استفاده از ارزن برای اشاره به حقارتِ وجودِ انسانی است.

جایی که صد هزاران سلطان به سر درآیند اندر چنان مقامی چوبک زنی چه سنجد

در مقامی که صدها هزار پادشاه با فروتنی در آن حضور می‌یابند، در چنان جایگاهی، یک انسانِ معمولی و بی‌نام‌ونشان (چوبک‌زن) چه ارزشی دارد؟

نکته ادبی: چوبک‌زن به معنای سربازِ پیاده یا فردی با جایگاه اجتماعی بسیار پایین است که در برابر پادشاهان و مقربان قرار داده شده تا تضاد طبقاتی را نشان دهد.

جان های پاک بازان خون شد درین بیابان یک مشت ارزن آخر در خرمنی چه سنجد

جانِ عارفان و پاک‌باختگان در این وادیِ عشق به خون تبدیل شد (و جان باختند)؛ در خرمنِ عظیمِ هستیِ تو، یک مشت ارزن (جایگاه ناچیزِ من) چه ارزشی دارد؟

نکته ادبی: خرمن استعاره از عالمِ هستی و حقیقت است و جان‌های پاک‌بازان اشاره به سالکانِ طریقِ حقیقت دارد.

چون پردلان عالم پیشت سپر فکندند با زخم ناوک تو هر جوشنی چه سنجد

چون دلاوران و پهلوانانِ عالم در برابرِ تو سپر انداختند و تسلیم شدند، در برابرِ تیرِ عشقِ تو که نفوذناپذیر است، زرهِ هیچ‌کس چه محافظتی می‌تواند بکند؟

نکته ادبی: ناوک به معنای تیرِ کوچک است. سپرافکندن کنایه از تسلیم شدن و پذیرشِ شکست است.

جان و دلم ز عشقت مستغرقند دایم در عشق چون تو شاهی جان و تنی چه سنجد

جان و دلِ من همیشه در دریای عشقِ تو غرق هستند؛ در برابرِ عشقِ شاهی همچون تو، وجودِ ناچیزِ جان و تنِ من چه ارزشی دارد؟

نکته ادبی: مستغرق بودن به معنای غرق شدن در مفاهیم عرفانی است که نشان‌دهنده یگانگیِ عاشق و معشوق است.

چون ساکنان گلشن در پایت اوفتادند عطار سر نهاده در گلخنی چه سنجد

وقتی ساکنانِ گلشن (فرشتگان یا اولیای الهی) در پیشگاهِ تو سر به خاک ساییده‌اند، عطار که خود را در پایین‌ترین جایگاه (گلخن) می‌بیند، چه اعتباری دارد؟

نکته ادبی: گلشن استعاره از بهشت و جایگاهِ رفیع است و گلخن به معنای آتشخانۀ حمام، نمادِ پایین‌ترین و پست‌ترین مکان است که تضادِ معناییِ زیبایی ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه کوهها را یک ذره وزن نبود

شاعر برای نشان دادن عظمت الهی، وزنی نداشتن کوه‌ها را به عنوان بزرگ‌ترین اشیاء روی زمین مطرح کرده است.

تناقض (تضاد) گلشن و گلخن

تقابل میان بهشت/جایگاهِ والا (گلشن) و آتشخانه/جایگاهِ پست (گلخن) برای نشان دادن تواضع شاعر در برابر بزرگانِ درگاه الهی.

تمثیل داو ششدر

استفاده از اصطلاح بازی نرد برای ترسیمِ احاطه و تسلطِ کاملِ عشق بر عاشق.

کنایه سپر افکندن

کنایه از تسلیم شدن، اقرار به شکست و پذیرشِ قدرتِ طرف مقابل.