دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۱۴۴

عطار
ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت آب حیات رشحی از جام جانفزایت
هم خواجه تاش گردون دل بر وفا غلامت هم پادشاه گیتی جان بر میان گدایت
هم چرخ خرقه پوشی در خانقاه عشقت هم جبرئیل مرغی در دام دل ربایت
در سر گرفته عالم اندیشهٔ وصالت در چشم کرده کوثر خاک در سرایت
کوثر که آب حیوان یک شبنم است از وی دربسته تا به جان دل در لعل دلگشایت
سری که هر دو عالم یک ذره می نیابند جاوید کف گرفته جام جهان نمایت
نوباوهٔ جمالت ماه نو است و هر مه بنهد کله ز خجلت در دامن قبایت
تو ابرش نکویی می تازی و مه و مهر چون سایه در رکابت چون ذره در هوایت
تا بوی مشک زلفت پر مشک کرد جانم عطار مشک ریزم از زلف مشک سایت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل از نمونه‌های درخشانِ ستایش و تجلیلِ معشوقی است که در مرز میان حقیقتِ الهی و جلوه‌ی انسانی در نوسان است. شاعر در این ابیات، با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های کیهانی، اساطیری و عارفانه، عظمتِ بی‌کرانِ معشوق را به تصویر می‌کشد تا آنجا که نه تنها موجودات زمینی، بلکه افلاک و فرشتگان نیز در برابرِ او خضوع می‌کنند.

درونمایه‌ی اصلی اثر، نفیِ هستیِ خویش و تمامِ کائنات در برابرِ تجلیِ جمالِ معشوق است. شاعر چنان مبالغه‌ای در وصفِ زیبایی و شوکتِ محبوب به کار می‌برد که تمامِ مقدسات و زیبایی‌های عالم (از کوثر تا ماه و خورشید) در برابرِ ذره‌ای از وجودِ او، حقیر و بی‌مقدار جلوه می‌کنند و این خود نشان‌دهنده‌ی استغراقِ کاملِ عارف در دریایِ عشق است.

معنای روان

ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت آب حیات رشحی از جام جانفزایت

ای که خورشیدِ بلندپایه در برابر عظمت تو همچون ذره‌ای غبار در زیر پای توست؛ و آب حیات، تنها چکه‌ای ناچیز از جامِ جان‌بخشِ توست.

نکته ادبی: رشح به معنای تراوش و قطره است. آفتاب به عنوان نماد بزرگی، در برابر خاک پای معشوق تحقیر شده است.

هم خواجه تاش گردون دل بر وفا غلامت هم پادشاه گیتی جان بر میان گدایت

هم آسمان که هم‌رتبه و همراهِ توست، از روی وفا بنده‌ی توست و هم پادشاهانِ بزرگِ جهان، با تمامِ شوکتشان در پیشگاه تو گدایی بیش نیستند.

نکته ادبی: خواجه‌تاش به معنای هم‌مقام و همراه است که در اینجا برای نشان دادن عظمت معشوق، حتی گردون (فلک) را نیز هم‌طراز و در عین حال مطیع او می‌داند.

هم چرخ خرقه پوشی در خانقاه عشقت هم جبرئیل مرغی در دام دل ربایت

آسمان در خانقاهِ عشقِ تو همچون صوفیِ ژنده‌پوش درآمده است و حتی جبرئیل (امینِ وحی) در برابرِ چشمِ دل‌ربای تو، همچون پرنده‌ای اسیر در دام افتاده است.

نکته ادبی: خرقه پوشی کنایه از سلوک و فقر در برابر معشوق است. جبرئیل نماد برترین فرشته مقرب است که در اینجا اسیر جمال محبوب می‌شود.

در سر گرفته عالم اندیشهٔ وصالت در چشم کرده کوثر خاک در سرایت

تمامِ جهانِ هستی در اندیشه‌ی وصالِ تو به سر می‌برند و غبارِ آستانه‌ی خانه‌ی تو را چنان گرامی می‌دارند که آن را حوضِ کوثرِ بهشتی می‌انگارند.

نکته ادبی: کوثر اشاره به نهری در بهشت دارد که در اینجا تقدس خاک کوی معشوق را نشان می‌دهد.

کوثر که آب حیوان یک شبنم است از وی دربسته تا به جان دل در لعل دلگشایت

کوثر که خود آبِ جاودانگی است، در برابرِ لب‌هایِ شیرین و دل‌گشای تو تنها قطره‌ای بی‌ارزش است؛ چرا که حقیقتِ حیات در آن لبانِ سرخ نهفته است.

نکته ادبی: لعل استعاره از لب‌های سرخ و گوارا است که در ادبیات کلاسیک بسیار رایج است.

سری که هر دو عالم یک ذره می نیابند جاوید کف گرفته جام جهان نمایت

تو همان رازِ سر به مهری را که دو عالم از درکِ آن عاجزند، با وجودِ خویش و در جامِ جهان‌بینِ خود داری و همواره بر آن مسلطی.

نکته ادبی: جام جهان‌نما تلمیحی به جام جمشید است که تمام وقایع عالم را در خود نشان می‌داد.

نوباوهٔ جمالت ماه نو است و هر مه بنهد کله ز خجلت در دامن قبایت

ماه نو، تنها بخشِ کوچکی از زیبایی‌هایِ توست و هر ماه از شدتِ شرمساری در برابرِ جمالِ بی‌مانندت، در دامنِ قبای تو پنهان می‌شود.

نکته ادبی: نوباوه به معنای میوه نوبر است که در اینجا استعاره از هلال ماه به عنوان جلوه‌ای از جمال معشوق است.

تو ابرش نکویی می تازی و مه و مهر چون سایه در رکابت چون ذره در هوایت

تو چون سواری چابک بر اسبِ بلندبالایِ حسن و زیبایی می‌تازی و خورشید و ماه، همچون سایه‌ای در رکاب و غباری در هوایِ تو به دنبالت روانند.

نکته ادبی: ابرش به معنای اسب ابلق و چابک است که در اینجا مرکبِ عزت و زیبایی معشوق است.

تا بوی مشک زلفت پر مشک کرد جانم عطار مشک ریزم از زلف مشک سایت

از زمانی که عطرِ خوشِ زلفِ تو به جانم رسید، درونم را از مشک پر کرد؛ اکنون من (عطار) به سببِ نفوذِ آن زلفِ خوش‌بو، به ستایشگریِ تو مشغولم.

نکته ادبی: مشک‌سای به معنای پراکننده‌ی عطر مشک است و اشاره به تخلص شاعر دارد.

آرایه‌های ادبی

مبالغه ای آفتاب سرکش یک ذره خاک پایت

خورشید که مظهر درخشش و بلندی است، به اندازه ذره‌ای غبار در برابر پای معشوق تقلیل یافته است.

تلمیح کوثر / جبرئیل / جام جهان‌نما

اشاره به مفاهیم دینی و اساطیری مانند حوض کوثر، فرشته وحی و جام افسانه‌ای جمشید برای بزرگداشت مقام معشوق.

تشخیص ماه نو / چرخ خرقه پوش

نسبت دادن رفتار انسانی (شرمساری و پنهان شدن ماه، خرقه پوشی فلک) به موجودات غیرجاندار.

استعاره لعل دلگشا

لب‌های سرخ معشوق به سنگ لعل تشبیه شده است که استعاره‌ای رایج در شعر کلاسیک فارسی است.