دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۱۰۸

عطار
دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست واثق مشو به او که به عهد استوار نیست
در طبع روزگار وفا و کرم مجوی کین هر دو مدتی است که در روزگار نیست
رو یار خویش باش و مجو یاری از کسی کاندر دیار خویش بدیدیم یار نیست
نومید شو ز هر که توانی و هرچه هست کامیدهای باطل ما را شمار نیست
عطاروار از همه عالم طمع ببر کاندر زمانه بهتر ازین هیچ کار نیست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این اشعار دعوت به زهد، بی‎اعتباری دنیا و بریدن از دلبستگی‎های فانی است. شاعر با زبانی صریح و مصلحانه، مخاطب را به این حقیقت رهنمون می‎سازد که تکیه بر جهان و اطرافیان، جز ناامیدی و رنج نتیجه‎ای در بر ندارد.

پیام نهایی این ابیات، کسب استقلال درونی و بازگشت به خویشتن است. شاعر توصیه می‎کند که برای رسیدن به آرامش و رهایی از بند توقعات بی‎جا، باید تمام امیدها را از غیر برید و همچون بزرگان راه حقیقت، دامن از غبار طمع و آرزوهای پوچ پاک کرد.

معنای روان

دل بگسل از جهان که جهان پایدار نیست واثق مشو به او که به عهد استوار نیست

از وابستگی‎های این جهان دل بکن، چرا که دنیا ناپایدار است؛ به آن اعتماد نکن، زیرا به عهد و پیمان خود وفادار نمی‎ماند.

نکته ادبی: «واثق» صفت فاعلی به معنای مطمئن و اعتمادکننده است و در اینجا به معنای اعتماد کردن به کار رفته است.

در طبع روزگار وفا و کرم مجوی کین هر دو مدتی است که در روزگار نیست

از سرشت و نهاد روزگار، وفا و جوانمردی طلب نکن، چرا که مدت‎هاست این دو ویژگی در دنیا وجود خارجی ندارند.

نکته ادبی: «طبع» در اینجا به معنای سرشت، نهاد و ذاتِ روزگار است.

رو یار خویش باش و مجو یاری از کسی کاندر دیار خویش بدیدیم یار نیست

خودت یار و همراه خود باش و از دیگران یاری مجو، چرا که ما در سرزمین خود نیز دیدیم که کسی که واقعاً یار باشد، وجود ندارد.

نکته ادبی: «یار خویش بودن» کنایه از خودکفایی و بی‎نیازی از دیگران است.

نومید شو ز هر که توانی و هرچه هست کامیدهای باطل ما را شمار نیست

از هر فرد و هر چیزی که وجود دارد ناامید شو، زیرا آرزوهای پوچ و بی‎اساس ما شمار و اندازه‎ای ندارند.

نکته ادبی: «شمار نیست» به معنای بی‎شمار بودن و غیرقابل شمارش بودن است.

عطاروار از همه عالم طمع ببر کاندر زمانه بهتر ازین هیچ کار نیست

همچون عطار، از همه عالم دست از طمع بشوی و بی‎توقع باش، چرا که در این زمانه هیچ کار و کرداری بهتر از این رها کردن وابستگی‎ها وجود ندارد.

نکته ادبی: «عطاروار» بیانگر پیروی از طریق و شیوه سلوک شاعر برای رسیدن به معرفت است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دل بگسل

بریدن دل کنایه از قطع دلبستگی و وابستگی عاطفی است.

تضاد پایدار و ناپایدار

تضاد میان مفهوم پایداری و نفی آن در جهان که بر بی‎ثباتی دنیا تأکید دارد.

مراعات نظیر وفا، کرم، یار

مجموعه واژگانی که برای بیان مفاهیم انسانی و اخلاقی در کنار هم آمده‎اند تا پوچیِ انتظاراتِ انسانی را نشان دهند.