دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۸۷

عطار
رهی کان ره نهان اندر نهان است چو پیدا شد عیان اندر عیان است
چه می گویم چه پیدا و چه پنهان که این بالای پیدا و نهان است
چه می گویم چه بالا و چه پستی که این بیرون ازین است و از آن است
چه می گویم چه بیرون چه درون است که بیرون و درون گفت زبان است
چگویم آنچه هرگز کس نگفته است چه دانم آنکه هرگز کس ندانست
گمانی چون برم چون کس نبرده است نشانی چون دهم چون بی نشان است
مکن روباه بازی شیر مردا خموشی پیشه کن کین ره عیان است
برو از پوست بیرون آی کین کار نه کار توست کار مغز جان است
برو عطار و ترک این سخن گیر که این را مستمع در لامکان است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حیرت و عجزِ زبان از توصیفِ حقیقتِ مطلق است. شاعر با زبانی صوفیانه تأکید می‌کند که حقیقتِ هستی، فراتر از دوگانگی‌هایی همچون پنهان و آشکار، بالا و پایین یا درون و برون است و با ابزارهای عقلانی و زبانی قابل تبیین نیست.

عطار در این اثر، سالک را از بازی‌های ذهنی و استدلال‌های فریبنده (روباه‌بازی) برحذر می‌دارد و او را به سکوت و عبور از ظواهر (پوست) و رسیدن به حقیقتِ جان (مغز) دعوت می‌کند؛ چرا که مخاطبِ اصلیِ این حقیقت، ورای مکان و زمان است.

معنای روان

رهی کان ره نهان اندر نهان است چو پیدا شد عیان اندر عیان است

آن راهی که در عمقِ پنهانی‌ها نهفته است، وقتی تجلی کند، از هر چیز آشکاری، آشکارتر است.

نکته ادبی: تضاد میان نهان و عیان برای نمایشِ حضورِ بی‌واسطه الهی.

چه می گویم چه پیدا و چه پنهان که این بالای پیدا و نهان است

چه بگویم از پنهان و آشکار؟ چرا که این حقیقت، فراتر از هر دو حالتِ پنهان و آشکار است.

نکته ادبی: ایهام در کلمه بالا که می‌تواند به معنای فراتر از بودن باشد.

چه می گویم چه بالا و چه پستی که این بیرون ازین است و از آن است

چه بگویم از بالا و پایین؟ زیرا که این حقیقت از تمامِ این جهت‌ها و ابعادِ مکانی بیرون است.

نکته ادبی: استفاده از تضاد برای خروج از محدودیت‌های ذهنی.

چه می گویم چه بیرون چه درون است که بیرون و درون گفت زبان است

چه بگویم از درون و بیرون؟ این تعابیر فقط الفاظی هستند که زبانِ انسان برای دسته‌بندی ساخته است.

نکته ادبی: اعتراف به ناتوانی زبان در توصیفِ امرِ مطلق.

چگویم آنچه هرگز کس نگفته است چه دانم آنکه هرگز کس ندانست

چگونه وصف کنم چیزی را که هیچ‌کس تا به حال توصیف نکرده است؟ و چگونه بدانم چیزی را که هیچ‌کس به آن شناخت پیدا نکرده است؟

نکته ادبی: تأکید بر تجربه شخصی و شهودی در مقابل دانشِ مکتوب.

گمانی چون برم چون کس نبرده است نشانی چون دهم چون بی نشان است

چگونه درباره‌اش گمانه‌زنی کنم در حالی که هیچ‌کس تا به حال چنین گمانی نبرده است و چگونه نشانی از او بدهم، وقتی که او هیچ نشانی ندارد؟

نکته ادبی: سلبِ صفاتِ محدودکننده از ذاتِ حق.

مکن روباه بازی شیر مردا خموشی پیشه کن کین ره عیان است

ای انسانِ دلاور، حیله‌گری و فریبِ ذهنی را کنار بگذار؛ خاموش باش که این راه بدون هیچ واسطه‌ای آشکار است.

نکته ادبی: تشبیه هوشمندیِ عقلانیِ بی‌حاصل به روباه‌بازی.

برو از پوست بیرون آی کین کار نه کار توست کار مغز جان است

از پوسته و ظواهرِ خود بیرون بیا، زیرا این کارِ تو (عقلِ جزئی) نیست، بلکه کارِ حقیقتِ باطنی و جانِ توست.

نکته ادبی: استعاره از پوست (ظاهر) و مغز (باطن).

برو عطار و ترک این سخن گیر که این را مستمع در لامکان است

ای عطار، از این گفت‌ و گو دست بردار، چرا که مخاطبِ این سخن در جایگاهی فراتر از مکان است.

نکته ادبی: اشاره به اصطلاح عرفانیِ لامکان به معنای مرتبه تجرد از عالم ماده.

آرایه‌های ادبی

تناقض (پارادوکس) پنهان اندر نهان / عیان اندر عیان

تأکید بر این‌که حقیقت در اوج پنهانی، در اوج آشکاری است.

استعاره پوست و مغز

پوست نماد ظواهر و قشریات است و مغز نماد حقیقت و جوهر جان.

کنایه روباه‌بازی

کنایه از استدلال‌های عقلانیِ فریبنده و غیرحقیقی.