دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۷۶

عطار
ره میخانه و مسجد کدام است که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند است نه در میخانه کین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است بجوئید ای عزیزان کین کدام است
به میخانه امامی مست خفته است نمی دانم که آن بت را چه نام است
مرا کعبه خرابات است امروز حریفم قاضی و ساقی امام است
برو عطار کو خود می شناسد که سرور کیست سرگردان کدام است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهندۀ درگیریِ درونیِ رهرویی است که خود را در میانۀ دوراهیِ سخت‌گیرانۀ دین‌داریِ ظاهری و لاابالی‌گریِ دنیوی محبوس می‌بیند. شاعر در پیِ گشودنِ راهی سوم است که نه در قیدِ آدابِ مسجد است و نه آلوده به مستیِ عامیانۀ میخانه. در واقع، این سروده‌ها دعوتی است به رهایی از بندهای تعصب و جست‌وجوی حقیقت در ورایِ ظاهرِ متضادِ این دو مکان.

مضمون اصلی، نقدِ ریاکاری و قالب‌شکنی است. شاعر با واژگون‌سازیِ نقش‌های اجتماعی، همچون حضور قاضی و امام در میخانه، به دنبالِ حقیقتی است که در پسِ این القاب نهفته است و بیان می‌دارد که راهِ وصل به حقیقت، تنها با خودشناسی و عبور از ظواهرِ شرعی و عرفی به دست می‌آید.

معنای روان

ره میخانه و مسجد کدام است که هر دو بر من مسکین حرام است

راه رسیدن به مسجد و میخانه کجاست؟ چرا که منِ درمانده در هر دو مکان جایگاهی ندارم و ورود به هر دو بر من بسته است.

نکته ادبی: واژۀ «مسکین» در اینجا به معنای کسی است که از تعلقات دنیوی و دینیِ مرسوم تهی گشته و در پیِ حقیقتی است که در هیچ‌یک از این دو مکان نمی‌یابد.

نه در مسجد گذارندم که رند است نه در میخانه کین خمار خام است

اهل مسجد مرا به دلیل رندی و بی‌قیدی راه نمی‌دهند و اهل میخانه نیز مرا به دلیل تازه‌کار بودن در عالمِ مستیِ عرفانی، نمی‌‌پذیرند.

نکته ادبی: «رند» در ادبیات عرفانی به معنای کسی است که از تظاهر به زهد گریزان است و باطنِ خود را پنهان نمی‌کند؛ این ویژگی باعث طرد او از سوی زاهدان می‌شود.

میان مسجد و میخانه راهی است بجوئید ای عزیزان کین کدام است

ای دوستان، میان این دو فضای به‌ظاهر متضاد، راهی نهان وجود دارد؛ آن را جست‌وجو کنید که حقیقت در همان میانه نهفته است.

نکته ادبی: استفاده از «عزیزان» برای خطاب به رهروان حقیقت، برای جلب توجه به یک نکتۀ کلیدی عرفانی است.

به میخانه امامی مست خفته است نمی دانم که آن بت را چه نام است

در میخانه، شخصیتی روحانی و پیشوا در حالتی از جذبه و بی‌خودی به خواب رفته است؛ من نامِ این مقامِ والایِ روحانی را که در سیمای او می‌بینم، نمی‌دانم.

نکته ادبی: اشاره به «بت» در اینجا استعاره از معشوق ازلی یا جلوۀ الهی است که در وجودِ آن شخصِ مست تجلی یافته است.

مرا کعبه خرابات است امروز حریفم قاضی و ساقی امام است

امروز کعبۀ مقصودِ من، ویرانه‌های میخانه است؛ جایی که قاضی (نماد شریعت) هم‌نشینِ من است و پیشوای دینی (امام) نقش ساقیِ معرفت را ایفا می‌کند.

نکته ادبی: در اینجا ارزش‌های عرفی جابه‌جا شده‌اند تا نشان دهند حقیقت در چارچوب‌های رسمی محصور نیست.

برو عطار کو خود می شناسد که سرور کیست سرگردان کدام است

ای عطار، خودت به جست‌وجوی حقیقت برخیز و خویشتن را بشناس، زیرا تنها کسی که به خودشناسی رسیده باشد، می‌تواند تفاوتِ میانِ رهروِ حقیقت و گم‌گشته را دریابد.

نکته ادبی: خطاب به خود (تخلص‌گویی)، تأکیدی بر این نکته است که پاسخِ نهایی در درونِ انسان است.

آرایه‌های ادبی

تضاد مسجد و میخانه

تقابل میان فضای مقدس و زاهدانه با فضای غیررسمی و مستی‌آور که بستر اصلی بحث شاعر است.

پارادوکس (متناقض‌نما) قاضی و ساقی امام است

ترکیبِ نقش‌های متضادِ شریعت و طریقت (امام و ساقی) برای نشان دادنِ شکستنِ قالب‌های ذهنی.

استعاره بت

اشاره به معشوق یا جلوه‌ی حق در وجودِ انسانی که در حالتِ بی‌خودی است.