دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۵۸

عطار
لعلت از شهد و شکر نیکوتر است رویت از شمس و قمر نیکوتر است
خادم زلف تو عنبر لایق است هندوی رویت بصر نیکوتر است
حلقه های زلف سرگردانت را سر ز پا و پا ز سر نیکوتر است
از مفرح ها دل بیمار را از لب تو گلشکر نیکوتر است
بوسه ای را می دهم جانی به تو کار با تو سر به سر نیکوتر است
رستهٔ دندانت در بازار حسن استخوانی از گهر نیکوتر است
هیچ بازاری چنان رسته ندید زانکه هریک زان دگر نیکوتر است
عارضت کازرده گردد از نظر هر زمانی در نظر نیکوتر است
چون کسی را بر میانت دست نیست دست با تو در کمر نیکوتر است
چون لب لعلت نمک دارد بسی گر خورم چیزی جگر نیکوتر است
کار رویم تا به تو رو کرده ام دور از رویت ز زر نیکوتر است
گر دل عطار شد زیر و زبر دل ز تو زیر و زبر نیکوتر است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل در ستایش زیبایی بی‌بدیل و کمال معشوق سروده شده است. شاعر با بهره‌گیری از تشبیهات لطیف و مقایسه‌های اغراق‌آمیز، جلوه‌های گوناگون چهره و اندام معشوق را برتر از تمام مظاهر زیبایی در جهان مادی می‌داند.

در این اثر، شاعر عشق به معشوق را والاترین سرمایه وجودی خود برمی‌شمارد و بیان می‌کند که حتی رنج‌ها و دگرگونی‌های ناشی از این دلدادگی، از هر دارایی و حال خوش دیگری در عالم برتر است.

معنای روان

لعلت از شهد و شکر نیکوتر است رویت از شمس و قمر نیکوتر است

لب سرخ تو از شیره گل و شکر دلپذیرتر است و چهره‌ات از خورشید و ماه تابنده‌تر و زیباتر جلوه می‌کند.

نکته ادبی: لعل استعاره از لب سرخ معشوق است. در زبان کهن، شهد و شکر نماد مطلق شیرینی بوده‌اند.

خادم زلف تو عنبر لایق است هندوی رویت بصر نیکوتر است

موهای سیاه تو چنان معطر است که عنبر لایقِ آن است، و سیاهیِ خال یا چشمانِ تو از دیدگانِ بینا هم زیباتر است.

نکته ادبی: هندو در ادب فارسی نماد سیاهی و زیبایی است و در اینجا استعاره از خال یا چشم است.

حلقه های زلف سرگردانت را سر ز پا و پا ز سر نیکوتر است

پیچ و خم زلف‌های پریشان تو چنان است که سر و تهِ آن از یکدیگر زیباتر است و هیچ نقصانی در آن دیده نمی‌شود.

نکته ادبی: استفاده از تضاد (سر و پا) برای نشان دادن زیباییِ همه‌جانبه زلف.

از مفرح ها دل بیمار را از لب تو گلشکر نیکوتر است

برای دلِ دردمند و بیمار، لب‌های تو از هر داروی نشاط‌بخشی که در طب سنتی مرسوم بوده، شفابخش‌تر است.

نکته ادبی: مفرح دارویی شادی‌بخش و گلشکر دارویی شیرین و التیام‌دهنده بوده است.

بوسه ای را می دهم جانی به تو کار با تو سر به سر نیکوتر است

من برای یک بوسه از تو جانم را می‌دهم؛ چرا که هر کنش و واکنشی که با تو دارم، از هر کار دیگری در دنیا ارزشمندتر است.

نکته ادبی: سر به سر در اینجا به معنای تماماً و از هر جهت است.

رستهٔ دندانت در بازار حسن استخوانی از گهر نیکوتر است

دندان‌های منظم تو در بازارِ زیبایی، به قدری درخشان و ارزشمند است که آن استخوان‌های سپید و مرتب، از هر جواهری باارزش‌ترند.

نکته ادبی: رسته به معنای ردیف و صفِ منظمِ دندان‌هاست.

هیچ بازاری چنان رسته ندید زانکه هریک زان دگر نیکوتر است

هیچ بازاری چنین ردیف دندان‌های زیبایی را ندیده است، چرا که هر یک از دندان‌های تو از دیگری زیباتر است.

نکته ادبی: تکرارِ رسته برای تاکید بر نظمِ فوق‌العاده دندان‌هاست.

عارضت کازرده گردد از نظر هر زمانی در نظر نیکوتر است

چهره تو که از نگاه کردنِ زیاد، آسیب می‌بیند (یا خسته می‌شود)، هر بار که به آن می‌نگرم، زیباتر از قبل جلوه می‌کند.

نکته ادبی: عارض به معنای چهره است. در اینجا ایهام لطیفی وجود دارد که نگاه کردنِ زیاد به زیباییِ خیره‌کننده، خودِ نگاه را خسته می‌کند.

چون کسی را بر میانت دست نیست دست با تو در کمر نیکوتر است

چون کمر تو آن‌قدر باریک است که کسی نمی‌تواند آن را به دست بگیرد، بهترین کار این است که دست در دورِ کمر تو حلقه شود.

نکته ادبی: میان استعاره از کمر است. اشاره به صفت بارزی در ادبیات کلاسیک (کمر باریکی).

چون لب لعلت نمک دارد بسی گر خورم چیزی جگر نیکوتر است

از آنجا که لب سرخ تو بسیار پر از نمک (ملاحت و زیبایی) است، اگر قرار باشد چیزی بنوشم یا بخورم، تحملِ رنج عشق (جگر خوردن) در راه تو بهتر است.

نکته ادبی: نمک استعاره از جذابیت و ملاحت است و جگر خوردن کنایه از رنج کشیدن در عشق.

کار رویم تا به تو رو کرده ام دور از رویت ز زر نیکوتر است

وضعیت صورت و حالِ من از وقتی که به تو رو کرده‌ام و متوجهِ تو شده‌ام، از طلا و مال دنیا ارزشمندتر شده است.

نکته ادبی: رو کردن در اینجا به معنای توجه کردن و زر کنایه از ثروت مادی است.

گر دل عطار شد زیر و زبر دل ز تو زیر و زبر نیکوتر است

اگر دلِ عطار در این راه دگرگون و پریشان شده است، این حالِ دگرگونی که از عشق تو پدید آمده، از هر حالِ دیگری برای او بهتر است.

نکته ادبی: زیر و زبر کنایه از آشفتگی و دگرگونیِ حال عاشق است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه لعلت از شهد و شکر نیکوتر است

تشبیه لب معشوق به لعل و مقایسه برتری آن بر شیرینی‌های مادی.

استعاره هندوی رویت

استعاره از خال یا چشمان سیاه معشوق.

کنایه زیر و زبر

کنایه از دگرگونی عمیق درونی و آشفتگیِ حال عاشق به دلیل عشق.

مبالغه بوسه ای را می دهم جانی به تو

اغراق در ارزشِ بوسه معشوق در برابر جان.