دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۵۷

عطار
آتش عشق تو در جان خوشتر است جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است
هر که خورد از جام عشقت قطره ای تا قیامت مست و حیران خوشتر است
تا تو پیدا آمدی پنهان شدم زانکه با معشوق پنهان خوشتر است
درد عشق تو که جان می سوزدم گر همه زهر است از جان خوشتر است
درد بر من ریز و درمانم مکن زانکه درد تو ز درمان خوشتر است
می نسازی تا نمی سوزی مرا سوختن در عشق تو زان خوشتر است
چون وصالت هیچکس را روی نیست روی در دیوار هجران خوشتر است
خشک سال وصل تو بینم مدام لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
همچو شمعی در فراقت هر شبی تا سحر عطار گریان خوشتر است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بازتابی از عالی‌ترین درجاتِ عشقِ عرفانی است که در آن عاشق، دردِ هجران را بر هر درمان و وصالی ترجیح می‌دهد. فضای حاکم بر این اشعار، فضایی شورانگیز و سرشار از خودفراموشی است که در آن، رنجِ عشق به عنوان یگانه راهِ پالایشِ جان و رسیدن به قربِ الهی معرفی می‌شود.

شاعر با بیانی صمیمانه و در عین حال عمیق، از سوختنِ خویش و ذوب‌شدن در شعله‌ی محبوب سخن می‌گوید. او تأکید می‌کند که در مسیرِ سلوک، رنجِ ناشی از دوری، ارزشمندتر از آسایش است؛ چرا که این درد، پیوندی ناگسستنی میان جانِ عاشق و معشوقِ پنهان ایجاد می‌کند.

معنای روان

آتش عشق تو در جان خوشتر است جان ز عشقت آتش افشان خوشتر است

آتش عشق تو در جان من بسیار دلپذیر است و از آن زیباتر اینکه جان من به خاطر عشق تو، خود به شعله‌ای فروزان تبدیل شده است.

نکته ادبی: آتش‌افشان: استعاره از شور و التهابِ درونی که جان را مشتعل می‌کند.

هر که خورد از جام عشقت قطره ای تا قیامت مست و حیران خوشتر است

هر کس جرعه‌ای از جام عشق تو بنوشد، تا ابد در حالتی از مستی و حیرتِ عرفانی باقی می‌ماند و این حال، بسیار پسندیده است.

نکته ادبی: جام عشق: اضافه استعاری که در آن عشق به شرابی تشبیه شده که عاشق را مست می‌کند.

تا تو پیدا آمدی پنهان شدم زانکه با معشوق پنهان خوشتر است

از آن لحظه که تو (معشوق) تجلی کردی و پدیدار شدی، من خود را پنهان کردم و از میان برداشتم، زیرا در محضرِ معشوق، شایسته‌تر است که عاشق خود را پنهان کند (فانی شود).

درد عشق تو که جان می سوزدم گر همه زهر است از جان خوشتر است

دردِ عشق تو که جانم را می‌سوزاند، حتی اگر تلخیِ زهر را داشته باشد، از خودِ زندگی و هستی برای من دلنشین‌تر است.

نکته ادبی: تضاد میان زهر و زندگی (جان) که نشان‌دهنده ارجحیت رنجِ مقدس بر آسایشِ دنیوی است.

درد بر من ریز و درمانم مکن زانکه درد تو ز درمان خوشتر است

هر چه می‌توانی دردِ دوری را بر من ببار و هرگز مرا درمان مکن، زیرا دردِ تو برای من از هر دارویی گواراتر است.

نکته ادبی: درخواستِ عدمِ درمان، نشان‌دهنده این است که در عرفان، «درد» نشانه حضور و توجه معشوق است.

می نسازی تا نمی سوزی مرا سوختن در عشق تو زان خوشتر است

تا مرا نسوزانی و از بین نبری، از من وجودی تازه و کامل نمی‌سازی؛ بنابراین سوختن در آتش عشق تو، از هر حالِ دیگری بهتر است.

نکته ادبی: استعاره سوختن به معنای فنایِ خودخواهی برای رسیدن به کمال عرفانی.

چون وصالت هیچکس را روی نیست روی در دیوار هجران خوشتر است

از آنجا که دسترسی به وصالِ حقیقی تو برای هیچ‌کس ممکن نیست، بهتر است که با ناامیدی و حسرت، رو به دیوارِ جدایی باشم.

نکته ادبی: دیوارِ هجران: کنایه از مانع‌بودنِ عالمِ ماده و محدودیتِ آدمی برای رسیدن به ذاتِ مطلق.

خشک سال وصل تو بینم مدام لاجرم در دیده طوفان خوشتر است

من همواره شاهدِ خشک‌سالیِ وصالِ تو هستم (امکانِ رسیدن نیست)، پس ناچار، جاری‌بودنِ طوفانِ اشک در چشمانم، حالتی بهتر و سزاوارتر است.

نکته ادبی: تضادِ میان خشک‌سالی (قحطیِ وصال) و طوفان (اشکِ بی‌امان).

همچو شمعی در فراقت هر شبی تا سحر عطار گریان خوشتر است

همچون شمعی که در فراقِ تو می‌سوزد، برای عطار (من) سزاوار است که هر شب تا سپیده‌دم در حالِ گریستن باشد.

نکته ادبی: تلمیح و تمثیلِ شمع که نماد عاشقِ سوخته‌جان و بی‌ادعاست.

آرایه‌های ادبی

متناقض‌نما (پارادوکس) درد تو ز درمان خوشتر است

ارجحیت دادن رنج به درمان که در منطقِ عرفانی جایگاه ویژه‌ای دارد.

استعاره جام عشقت

تشبیه عشق به شراب که باعث مستی و حیرت عاشق می‌شود.

مراعات نظیر آتش، می‌سوزد، شعله، شمع

گردآوری واژگانی که در حوزه معنایی سوختن و گرما قرار دارند و فضای شورانگیز شعر را تقویت می‌کنند.

کنایه پنهان شدم

کنایه از فنایِ خود و دست‌کشیدن از منیت و خودخواهی در برابر معشوق.