دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۴۲

عطار
آنکه چندین نقش ازو برخاسته است یارب او در پرده چون آراسته است
چون ز پرده دم به دم می تافته است هر دو عالم دم به دم می کاسته است
چون شود یک ره ز پرده آشکار تو یقین دان کان قیامت خاسته است
محو گردد در قیامت زان جمال هر که نقشی در جهان پیراسته است
ذره ای معشوق کی آید پدید چون دو عالم پر زر و پر خواسته است
در قیامت سوی خود کس ننگرد چون جمال آن چنان آراسته است
ذره ای گشت است ظاهر زان جمال شور از هر دو جهان برخاسته است
ای فرید اینجا چه خواهی کار و بار راه تو نادانی و ناخواسته است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این مجموعه ابیات به تبیینِ جایگاهِ خداوند در پسِ پرده‌های هستی و چگونگیِ جلوه‌گریِ او در عالمِ آفرینش می‌پردازد. شاعر در فضایی عمیقاً عرفانی، این نکته را باز می‌گوید که جهان و هرچه در آن است، تنها سایه‌ای از جلوه‌های جمال حق است که در لحظه‌ای از ظهورِ کاملِ او، محو و ناپیدا می‌گردد.

در این نگرش، قیامت نه تنها یک رخدادِ پسین در آخرِ زمان، بلکه لحظه‌یِ کنار رفتنِ حجاب‌های پندار و دیدارِ روی معشوقِ ازلی است. در چنین فضایی، دل‌مشغولی‌های دنیوی بی‌اعتبار می‌شود و تنها راهِ رهایی، شناختِ ناچیزیِ خویش در برابرِ عظمتِ بی‌کرانِ اوست که سراسرِ هستی را در خود غرق می‌کند.

معنای روان

آنکه چندین نقش ازو برخاسته است یارب او در پرده چون آراسته است

آن وجودِ مقدسی که هزاران نقش و نگارِ هستی از جلوه‌ی او پدید آمده است، پروردگارا! او خود در پسِ پرده‌یِ غیب، چگونه زیبا و باشکوه جلوه‌گری می‌کند؟

نکته ادبی: آراسته در اینجا به معنایِ تجلی و جلوه‌گریِ پنهانی است.

چون ز پرده دم به دم می تافته است هر دو عالم دم به دم می کاسته است

از آنجا که او پیوسته از پسِ پرده‌یِ هستی پرتو می‌افکند، دنیای مادی و دو عالمِ وجود، لحظه به لحظه از اعتبار و پایداری‌شان کاسته می‌شود.

نکته ادبی: می‌کاسته است به معنایِ زوال‌پذیریِ نمودهایِ دنیوی در برابرِ نورِ ابدی است.

چون شود یک ره ز پرده آشکار تو یقین دان کان قیامت خاسته است

هرگاه آن حقیقتِ مطلق یک‌بار از پسِ پرده‌یِ غیب نمایان شود، بدان که همان لحظه، قیامت و روزِ رستاخیزِ حقیقی فرارسیده است.

نکته ادبی: قیامت در نگاه عرفانی، به معنایِ ظهورِ تامِ حق و فنایِ کثرات است.

محو گردد در قیامت زان جمال هر که نقشی در جهان پیراسته است

در آن روزِ رستاخیز که جمالِ حق آشکار می‌گردد، هر کس که در این جهان خود را به تزیینات و وابستگی‌ها آراسته است، نیست و نابود می‌شود.

نکته ادبی: نقش به معنایِ اعتباراتِ دنیوی و خودبینی‌هایِ آدمی است که در برابرِ حقیقت محو می‌شود.

ذره ای معشوق کی آید پدید چون دو عالم پر زر و پر خواسته است

چگونه ممکن است حقیقتِ آن معشوقِ یگانه به تمامی آشکار شود، در حالی که این دو عالم از تعلقات، ثروت و خواسته‌هایِ دنیوی پر شده است؟

نکته ادبی: خواسته در اینجا به معنایِ مال و متاعِ دنیوی است.

در قیامت سوی خود کس ننگرد چون جمال آن چنان آراسته است

در آن لحظه‌یِ دیدارِ الهی (قیامت)، هیچ‌کس به خود و هویتِ فردی‌اش توجه نمی‌کند؛ چرا که زیباییِ آن معشوق چنان دلفریب و کامل است که همه چیز را در خود می‌بلعد.

نکته ادبی: جمال در اینجا نمادِ تجلیِ تامِ الهی است.

ذره ای گشت است ظاهر زان جمال شور از هر دو جهان برخاسته است

تنها ذره‌ای کوچک از آن زیباییِ مطلق جلوه‌گر شده است که این‌همه شور، غوغا و هیاهو در سراسرِ هستی برپا گشته است.

نکته ادبی: ذره نمادِ ناچیزیِ جلوه‌یِ محدودِ الهی در برابرِ ذاتِ بی‌نهایتِ اوست.

ای فرید اینجا چه خواهی کار و بار راه تو نادانی و ناخواسته است

ای فرید! در این میانه به دنبالِ چه کار و بار و کسبِ دنیوی هستی؟ راهِ تو، آگاهی از نادانیِ خویش و رها کردنِ خواهش‌هایِ نفسانی است.

نکته ادبی: تخلصِ شاعر (فرید) و خطاب به خویشتن برایِ تذکرِ حقیقت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره پرده

اشاره به عالم غیب و حجاب‌هایِ مانعِ دیدارِ خداوند.

تضاد ذره و عالم

تقابلِ میانِ جلوه‌یِ ناچیزِ حق و گستردگیِ عالم برایِ نشان دادنِ فقرِ هستی‌شناختیِ جهان.

ایهام قیامت

در کنار معنایِ کلامی، به معنایِ لحظه‌یِ دیدار و فنایِ فی‌الله به کار رفته است.