دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۲۴

عطار
دولت عاشقان هوای تو است راحت طالبان بلای تو است
کیمیای سعادت دو جهان گرد خاک در سرای تو است
ناف آهو شود دهان کسی که درو وصف کبریای تو است
سرمهٔ دیده ها بود خاکی که گذرگاه آشنای تو است
ملک عالم به هیچ نشمارد آنکه در کوی تو گدای تو است
به سحر ناز عاشقان با تو از سر لطف دلگشای تو است
آنچه از ملک جاودان بیش است عاشقان را در سرای تو است
آنچه از سیرت ملوک به است خاک کوی فلک نمای تو است
از بلا هر کسی گریزان است این رهی طالب بلای تو است
گر رضای تو در بلای من است جان من بستهٔ رضای تو است
من ندانم ثنای تو به سزا وصف تو لایق ثنای تو است
این تکاپوی و گفت و گوی فرید همه در جستن عطای تو است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این مجموعه ابیات، سرشار از مفاهیم والای عرفانی و ستایش معشوق است. شاعر با رویکردی زاهدانه و عاشقانه، نه تنها سختی‌های راهِ عشق را می‌پذیرد، بلکه آن را بر راحتی‌های دنیوی ترجیح می‌دهد و جایگاه معشوق را فراتر از پادشاهی‌های جهان می‌داند.

درون‌مایه اصلی شعر، تسلیم محض در برابر اراده‌ی معشوق و جستجوی سعادت در خاکِ کوی اوست. شاعر با فروتنیِ تمام، همه‌ی دارایی و هستی خود را در طلبِ عنایت و لطفِ معشوق می‌داند و حقیقتِ زندگی را در همین تکاپو و بلاکشی در راهِ دوست معنا می‌کند.

معنای روان

دولت عاشقان هوای تو است راحت طالبان بلای تو است

سعادت و خوشبختی واقعی عاشقان در گرو عشق توست و برای کسانی که خواهانِ راحتیِ حقیقی هستند، بلاها و سختی‌های مسیرِ تو بهترین آرامش است.

نکته ادبی: دولت در ادبیات کلاسیک به معنای بخت، اقبال و سعادت است.

کیمیای سعادت دو جهان گرد خاک در سرای تو است

ماده‌ی کیمیاگری که خوشبختیِ هر دو جهان را تضمین می‌کند و هر مسِ وجودی را به طلا تبدیل می‌کند، غبارِ خاکِ درگاهِ خانه توست.

نکته ادبی: کیمیا در اینجا استعاره از عاملی دگرگون‌ساز برای رسیدن به سعادت اخروی و دنیوی است.

ناف آهو شود دهان کسی که درو وصف کبریای تو است

دهان کسی که به توصیف شکوه و بزرگی (کبریایی) تو می‌پردازد، همانند ناف آهو خوش‌بو و ارزشمند می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به باور قدیمی که ناف آهو منبع مشک است و بوی خوشی دارد؛ نماد کلامِ پاک و دلنشین.

سرمهٔ دیده ها بود خاکی که گذرگاه آشنای تو است

غبارِ مسیرِ تو که محل گذرِ آشنایانِ توست، سرمه‌ای برای چشمانِ عاشقان است تا به بینش و بصیرت دست یابند.

نکته ادبی: سرمه در اینجا نماد چیزی است که باعث افزایش نور دیده و روشن‌بینی می‌شود.

ملک عالم به هیچ نشمارد آنکه در کوی تو گدای تو است

کسی که در کوی تو گدایی می‌کند، پادشاهیِ تمامِ عالم را در برابر آن، هیچ و بی‌ارزش می‌شمارد.

نکته ادبی: تضاد میان گداییِ کوی یار و پادشاهیِ عالم، برای تأکید بر ارزش عشق.

به سحر ناز عاشقان با تو از سر لطف دلگشای تو است

اگر عاشقان با ناز و نیاز به سوی تو می‌آیند، این به خاطر لطفِ دل‌گشای توست که راه را برای آنان باز کرده است.

نکته ادبی: سحر در اینجا به معنای فریبندگی و دلربایی است که از جانب معشوق سرچشمه می‌گیرد.

آنچه از ملک جاودان بیش است عاشقان را در سرای تو است

آنچه عاشقان در خانه‌ی تو می‌یابند، از تمامِ دارایی‌هایِ ابدی و جاودانِ جهان نیز باارزش‌تر و والاتر است.

نکته ادبی: اشاره به غنای معنوی در برابر ثروت‌های ظاهری و محدود.

آنچه از سیرت ملوک به است خاک کوی فلک نمای تو است

آنچه از سیرت و روشِ بهترین پادشاهان نیز برتر است، غبارِ کوی توست که نمایی از آسمان و بلندی را در خود دارد.

نکته ادبی: فلک‌نما بودنِ خاکِ کویِ یار، کنایه از ارزشمندیِ بی‌نهایت و جایگاهِ رفیع آن است.

از بلا هر کسی گریزان است این رهی طالب بلای تو است

همه‌ی مردم از بلا و سختی فراری هستند، اما این بنده و رهرو (فرید)، طالب و خواهانِ بلای توست.

نکته ادبی: رهی به معنای بنده و چاکر است؛ تضاد بین گریزِ مردم و طلبِ عاشق.

گر رضای تو در بلای من است جان من بستهٔ رضای تو است

اگر خشنودیِ تو در این است که من بلا و سختی بکشم، جانِ من اسیر و وابسته به خواستِ توست.

نکته ادبی: بیان اوج تسلیم عاشق در برابر اراده معشوق.

من ندانم ثنای تو به سزا وصف تو لایق ثنای تو است

من تواناییِ ستایشِ شایسته تو را ندارم، چرا که تنها وصفِ خودت در خورِ ستایشِ توست.

نکته ادبی: اعتراف به عجزِ بیان در برابر عظمتِ معشوق.

این تکاپوی و گفت و گوی فرید همه در جستن عطای تو است

این همه تکاپو، جستجو و گفت‌وگوی فرید، تنها برای به دست آوردنِ بخشش و لطفِ توست.

نکته ادبی: تخلص شاعر در اینجا برای تأکید بر پیگیریِ همیشگی‌اش در راه عشق است.

آرایه‌های ادبی

کیمیاگری (استعاره) کیمیای سعادت

تشبیه خاک درگاه یار به اکسیرِ دگرگون‌کننده که سعادت‌بخش است.

تشبیه و کنایه ناف آهو شود دهان کسی

اشاره به مشک که از ناف آهو گرفته می‌شود؛ کنایه از اینکه ذکر خیر معشوق کلام را خوشبو و ارزشمند می‌کند.

متناقض‌نما (پارادوکس) راحت طالبان بلای تو است

جمع کردن دو مفهوم متضاد «راحت» و «بلا»؛ اشاره به این که رنج عشق، خود عین آرامش است.

تلمیح سرمهٔ دیده

اشاره به باورهای قدیمی درباره سرمه برای تقویت بینایی و نور چشم.