دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۱۰

عطار
در دلم بنشسته ای بیرون میا نی برون آی از دلم در خون میا
چون ز دل بیرون نمی آیی دمی هر زمان در دیده دیگرگون میا
چون کست یک ذره هرگز پی نبرد تو به یک یک ذره بوقلمون میا
غصه ای باشد که چون تو گوهری آید از دریا برون بیرون میا
سرنگون غواص خود پیش آیدت تو ز فقر بحر در هامون میا
گر پدید آیی دو عالم گم شود بیش از این ای لولو مکنون میا
نی برون آی و دو عالم محو کن گو برون از تو کسی اکنون، میا
چون تو پیدا می شوی گم می شوم لطف کن وز وسع من افزون میا
چون به یک مویت ندارم دست رس دست بر نه برتر از گردون میا
چون ز هشیاری به جان آمد دلم بی شرابی پیش این مجنون میا
بدرهٔ موزون شعرت ای فرید بستهٔ این بدرهٔ موزون میا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری عارفانه، گفت‌وگویی پرشور و متناقض میان عاشق و معشوق ازلی است. شاعر در این ابیات، در پی بیان دشواریِ مواجهه با حقیقتِ مطلق است و در میانِ عطشِ دیدار و ترس از فنا شدن، دست‌وپا می‌زند. او از سویی تمنای حضور معشوق در جان را دارد و از سوی دیگر، از تجلیِ بی‌پروای او که منجر به نابودیِ هستیِ عاشق می‌شود، هراسناک است.

درونمایه اصلی اثر، پارادوکسِ حضور و غیاب است. شاعر می‌کوشد تا توازنِ میانِ نیستیِ عاشق و هستیِ معشوق را به تصویر بکشد. زبان شعر، زبانی استعاری است که در آن مفاهیمی چون 'دریا'، 'گوهر'، 'بوقلمون' و 'لولو مکنون' همگی در خدمتِ تبیینِ ذاتِ یگانه‌ی حق و دشواریِ درکِ آن توسطِ ذهنِ محدودِ انسانی هستند.

معنای روان

در دلم بنشسته ای بیرون میا نی برون آی از دلم در خون میا

تو که در دل من جای گرفته‌ای، دیگر از آن بیرون نیا؛ نه، اشتباه کردم، اصلاً از این حریم دل که آغشته به خونِ اشتیاق است، پا بیرون مگذار.

نکته ادبی: تکرارِ 'بیرون میا' و 'برون آی' نشان‌دهنده تزلزلِ روحیِ عاشق میانِ دو خواسته‌ی متضاد است.

چون ز دل بیرون نمی آیی دمی هر زمان در دیده دیگرگون میا

چون لحظه‌ای نیست که از دل من غایب باشی، پس دیگر هر دم با چهره‌ای متفاوت و دگرگون در چشمانم ظاهر مشو.

نکته ادبی: واژه‌ی 'دیگرگون' اشاره به کثرتِ تجلیاتِ معشوق در نظرِ عاشق دارد که مایه سرگشتگی است.

چون کست یک ذره هرگز پی نبرد تو به یک یک ذره بوقلمون میا

از آنجا که هیچ‌کس هرگز به حقیقتِ ذره‌ای از وجود تو دست نیافته است، پس خود را به شکل‌های رنگارنگ و متغیر نشان مده.

نکته ادبی: واژه‌ی 'بوقلمون' به معنای رنگارنگ و متغیر است و نمادِ مظاهرِ متکثرِ هستی است.

غصه ای باشد که چون تو گوهری آید از دریا برون بیرون میا

غم‌انگیز است که گوهری به ارزشمندی تو، از دریایِ وجودِ لاهوتی به جهانِ خاکی بیاید؛ پس همان‌جا بمان و ظاهر مشو.

نکته ادبی: استعاره از 'گوهر' برای ذاتِ حق که در صدفِ غیب پنهان است.

سرنگون غواص خود پیش آیدت تو ز فقر بحر در هامون میا

اگر تو از دریای بی‌کرانِ حقیقت به دشتِ عالم خاکی بیایی، غواصِ وجودت سرنگون و غرق می‌شود؛ پس به این سرزمین خشک (هامون) نیا.

نکته ادبی: تقابلِ 'بحر' (دریا/عالم معنا) و 'هامون' (دشت/عالم صورت) برای نشان دادن تفاوتِ سطحِ هستی.

گر پدید آیی دو عالم گم شود بیش از این ای لولو مکنون میا

اگر تو با تمامِ جلالِ خود پدیدار شوی، دو عالمِ دنیا و آخرت از میان می‌رود؛ ای مرواریدِ پنهان، بیش از این (که هستی) آشکار مشو.

نکته ادبی: واژه‌ی 'لولو مکنون' تعبیری قرآنی است به معنای مروارید در صدف پنهان، که اینجا استعاره از ذاتِ پنهانِ معشوق است.

نی برون آی و دو عالم محو کن گو برون از تو کسی اکنون، میا

نه، اصلاً بیا و هر دو عالم را محو کن و کاری کن که جز تو، هیچ‌کس دیگری وجود نداشته باشد.

نکته ادبی: چرخشِ فکریِ شاعر از 'پرهیز از تجلی' به 'تمنایِ نابودیِ ماسوی‌الله' نشان‌دهنده کمالِ اشتیاق است.

چون تو پیدا می شوی گم می شوم لطف کن وز وسع من افزون میا

از آنجا که به محضِ پیدا شدنِ تو، من در برابر عظمتت گم می‌شوم، لطف کن و بیش از ظرفیتِ ناچیزِ من جلوه‌گری نکن.

نکته ادبی: واژه‌ی 'وسع' به معنای توانایی و ظرفیتِ وجودیِ عاشق است که در برابرِ تجلیِ معشوق تاب نمی‌آورد.

چون به یک مویت ندارم دست رس دست بر نه برتر از گردون میا

وقتی من حتی به یک تار موی تو دسترسی ندارم، پس قدرتِ خود را فراتر از آسمان‌ها نشان مده.

نکته ادبی: استعاره از 'گردون' به معنایِ افلاک و آسمان‌هاست که مرزِ کائنات است.

چون ز هشیاری به جان آمد دلم بی شرابی پیش این مجنون میا

چون از هشیاریِ عقلانی به تنگ آمده‌ام و جانم به لب رسیده، بدونِ شرابِ عشق پیشِ این عاشقِ مجنون میا.

نکته ادبی: اشاره به اصطلاح عرفانیِ 'شراب' که نمادِ بی‌خودی و مستیِ حاصل از عشق است.

بدرهٔ موزون شعرت ای فرید بستهٔ این بدرهٔ موزون میا

ای فرید، تو که خود صاحبِ کلامی موزون هستی، دل به این شعر و قافیه (بدره) وابسته مکن؛ تو فراتر از این‌گونه دلبستگی‌های دنیایی هستی.

نکته ادبی: واژه‌ی 'بدره' به معنای کیسه پول است و در اینجا استعاره از محدودیت‌های کلامی و شعری است که شاعر به خود نهیب می‌زند.

آرایه‌های ادبی

تضاد و پارادوکس بیرون میا / برون آی

بیانگر تضاد درونی عاشق میان تمنای دیدار و ترس از فنایِ ناشی از تجلیِ حق.

استعاره لولو مکنون

نمادِ ذاتِ پنهانِ حق و حقیقتِ مطلق که در پرده‌ی غیب است.

ایهام بدره

هم به معنای کیسه پول و هم کنایه از سخنِ موزون و شعر است که شاعر خود را از بندِ آن می‌رهاند.