دیوان اشعار - غزلیات

عطار

غزل شمارهٔ ۶

عطار
گر سیر نشد تو را دل از ما یک لحظه مباش غافل از ما
در آتش دل بسر همی گرد مانندهٔ مرغ بسمل از ما
تر می گردان به خون دیده هر روز هزار منزل از ما
چون ابر بهاری می گری زار تا خاک ز خون کنی گل از ما
آخر به چه میل همچو خامان که گاه بگیردت دل از ما
یا در غم ما تمام پیوند یا رشتهٔ عشق بگسل از ما
مگریز ز ما اگرچه نامد جز رنج و بلات حاصل از ما
کز هر رنجی گشاده گردد صد گنج طلسم مشکل از ما
عطار در این مقام چون است دیوانهٔ عشق و عاقل از ما

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تجلی‌گاه شوریدگی و کمال‌خواهی در وادی عشق عرفانی است که در آن، شاعر با زبانی صریح و قاطع، از معشوق می‌خواهد که یا به تمامی تن به عشق سپارد و یا پیوند را بگسلد. فضای حاکم بر این ابیات، تلاقی رنج و گنج است؛ جایی که دردِ فراق و اشتیاق، نه نشانه‌ی شکست، بلکه کلید گشایش اسرار و رسیدن به والاترین مراتب معنوی شمرده می‌شود.

عطار در این اثر، پارادوکسِ عجیبی را به تصویر می‌کشد: تلاطم و بی‌قراریِ عاشق که همچون پرنده‌ای ذبح‌شده در آتش می‌تپد، در کنارِ عقلانیتِ درونیِ برخاسته از این جنون. او مخاطب را دعوت می‌کند تا از رنجِ مسیر نهراسد، چرا که در پسِ هر دشواری و بلایی که از جانب عشق می‌رسد، گنجینه‌ای نهان برای تعالیِ روح نهفته است.

معنای روان

گر سیر نشد تو را دل از ما یک لحظه مباش غافل از ما

اگر هنوز دلت از ما سیر نشده است، لحظه‌ای از یاد و توجه به ما غافل مباش.

نکته ادبی: تأکید بر تداومِ یاد و التفات در رابطه عاشقانه است.

در آتش دل بسر همی گرد مانندهٔ مرغ بسمل از ما

در میان آتشِ عشق، همانند پرنده‌ای که سر بریده شده و در حال جان دادن است، در خود می‌پیچم و بی‌قرارم.

نکته ادبی: مرغ بسمل، استعاره‌ای از اضطراب و تپش شدید عاشق در آتش عشق است.

تر می گردان به خون دیده هر روز هزار منزل از ما

هر روز هزاران فرسخ از مسیرِ راهِ ما را با اشک‌های خونینِ چشمانت خیس و سیراب کن.

نکته ادبی: تر کردن به خون دیده، کنایه از گریستنِ بسیار و رنجِ راه است.

چون ابر بهاری می گری زار تا خاک ز خون کنی گل از ما

همچون ابر بهار، زار و بسیار گریه کن تا آنگاه که خاکِ وجودت با خونِ ما تبدیل به گلستان شود.

نکته ادبی: استعاره از رویشِ کمال و زیبایی از دلِ خون‌جگر خوردن و رنج است.

آخر به چه میل همچو خامان که گاه بگیردت دل از ما

آخر چرا مانند افراد بی‌تجربه و خام، دچار تردید می‌شوی که گاهی از ما دلزده می‌گردی؟

نکته ادبی: خامان به معنای کسانی است که هنوز در کوره‌ی عشق پخته نشده‌اند.

یا در غم ما تمام پیوند یا رشتهٔ عشق بگسل از ما

یا به طور کامل و پیوسته در غم ما شریک و همراه باش، و یا کلاً رشته‌ی این عشق را از ما بگسل و پایان ده.

نکته ادبی: اشاره به ضرورتِ قاطعیت و عدمِ تزلزل در وادی عشق.

مگریز ز ما اگرچه نامد جز رنج و بلات حاصل از ما

اگرچه از همراهی با ما چیزی جز رنج و بلا نصیبت نمی‌شود، اما باز هم از ما گریزان مباش.

نکته ادبی: پذیرشِ آگاهانه‌ی رنج به عنوانِ لازمه‌ی سلوک.

کز هر رنجی گشاده گردد صد گنج طلسم مشکل از ما

چرا که از دلِ هر رنج و دردی که به تو می‌رسد، صدها گنجینه و کلید برای حل مشکلات و گره‌های زندگی گشوده می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به حکمتِ نهفته در رنج‌ها؛ گنج در ویرانه است.

عطار در این مقام چون است دیوانهٔ عشق و عاقل از ما

عطار در این مرتبه و جایگاه، حالتی متناقض دارد؛ او از سویی دیوانه‌ی عشق است و از سوی دیگر، به واسطه همین عشق، به کمالِ عقل و بینش رسیده است.

نکته ادبی: اشاره به مقامِ عقلِ عاشقانه یا همان جنونِ خردمندانه.

آرایه‌های ادبی

تشبیه مرغ بسمل

تشبیه عاشقِ مضطرب به پرنده‌ای که سر بریده شده و در حال تپیدن است برای نمایش شدتِ درد.

استعاره خون دیده

اشاره به اشک‌های خونین که نشانه غم و دردِ عمیق در ادبیات عرفانی است.

پارادوکس (متناقض‌نما) دیوانهٔ عشق و عاقل

جمعِ میانِ جنونِ عاشقی و عقلِ الهی که نشان‌دهنده کمالِ عرفانی است.

تشخیص (جاندارپنداری) ابر بهاری می گری زار

نسبت دادنِ صفتِ گریه کردن به ابر که تداعی‌گرِ اندوه است.